پاورپوینت کامل انسان مدرن غربی در مواجهه با عشق ۶۶ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل انسان مدرن غربی در مواجهه با عشق ۶۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل انسان مدرن غربی در مواجهه با عشق ۶۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل انسان مدرن غربی در مواجهه با عشق ۶۶ اسلاید در PowerPoint :

ترجمه یحیی شعبانی: با در نظر گرفتن انسان کاملاً رشدیافته‌، اکنون می‎توان به‌سراغ پرسش دوم رفت: چنین سنجه‎ای چه می‎تواند به انسان مدرن غربی اعطا کند؟ برای پاسخ، نیازمند ارزیابی غرب امروز و برخی شباهت‌ها با بسط تاریخی آنیم. جوامع تکنولوژیک و علمی، مبتنی بر تعارضات فردی یا اجتماعی‎اند.

ترجمه یحیی شعبانی: با در نظر گرفتن انسان کاملاً رشدیافته‌، اکنون می

توان به‌سراغ پرسش دوم رفت: چنین سنجه

ای چه می

تواند به انسان مدرن غربی اعطا کند؟ برای پاسخ، نیازمند ارزیابی غرب امروز و برخی شباهت‌ها با بسط تاریخی آنیم. جوامع تکنولوژیک و علمی، مبتنی بر تعارضات فردی یا اجتماعی

اند. جوامع غربی برای حل این تعارضات، به‌شدت متکی بر عقل و اعمال آن به رفتار اجتماعی برحسب قانون

اند، در حالی که این واقعیت را نادیده می

انگارند که عقل به‌طور طبیعی سودانگار است و می

تواند در خدمت سلامت و خلاقیت یا رانه

ها و تمایلات حیوانی انسان قرار بگیرد. غرب در حال حاضر، در حال نزدیک شدن به پایان و غایت اِعمال عقل در رفتار اجتماعی است و تصدیق می

کند که عقل به‌تنهایی نمی‌تواند امنیت و صلح داخلی را تمهید کند. خردگرایی و سکولاریسم به غرب کمک کرده است تا از درجه

ی کمتر آگاهی به درجه

ای گسترده

تر حرکت کند. در جریان تاریخ غرب، به استثنای عصر تاریکی، از زمان یونان باستان به این‌سو، اهمیت عقل رو به فزونی داشته است. جهان غرب به‌تدریج از جهان جادویی فاصله گرفته و بین انسان و طبیعت جدایی افتاده است. تمایل فرهنگی غرب هماره متکی به آگاهی فراگیر، تکنیک

های علمی به‌مثابه‌ی ابزار کنترل طبیعت و مطالعه

ی آدم و اجتماع و تفردِ رو به تزاید آدمی بوده است. عصر رنسانس و روشنگری، امیدی کلان به انسان غربی اعطا کرد و خود را چون تقلایی بزرگ برای بسط انسانی کلی و غایتش معرفی کرد. اما این تابش صبحگاهی به‌زودی مغلوب مفهوم انسان اقتصادی شد و جنگ‌های بزرگ به‌نوبه‌ی خود، تمایلات اومانیستی این عصر را به پدیده

هایی ثانوی بدل کرد. عقل‌گرایی، تکنولوژی، نظام اجتماعیِ مناقشه‌برانگیز، تعارضات اجتماعی و فردی و شرایط فرهنگی در غرب، سرانجام نسلی از روشن‌فکران چندپاره را در اجتماعی کاملاً سازمان‌یافته پدید آورد.

منتقدان اندکی که آثارشان هنوز ریشه در سنت اومانیستی غرب دارد، مثل ماکس شلر، ارنست کاسیرر، اریش فروم، جولیان هاکسلی و دیگران، اخیراً نابسندگی عقل خودبنیاد را در حل موقعیت

های کل حیات و تضمین یقین و شادی، تصدیق کرده

اند. غرب از حیث تاریخی، شاهد جدایی بیشتری بین احساس و عقل بوده است تا شرق. این جدایی بیش از پیش منجر به جست‌وجو برای پاسخی به کلاف وجودی انسان شده است. در شرایط کنونی، رشد عقل و اعتماد کلان به آن، انسان غربی را به دروازه

ی وضعیت مابعد فرهنگی رسانده است.

یک عامل کلان در افزایش هشیاری تکنولوژی است که بیانگر افزایش تلفیق عقل و تکنیک علمی است و سرچشمه

های طبیعی را به کالاهایی مصرفی بدل کرده است. مکانیسم تجاری‌سازی تنها به تولید کالا و در معرض فروش قرار دادن آن بسنده نکرده، بلکه از نتایج روان‌شناسی علمی هم استفاده کرده است تا ارزش‌ها و منافع و حتی رانه

هایی نادرست خلق کند؛ به‌نحوی‌که اگر انسان در پی این کالاها و چیزهای بی‌ارزش تقلا نکند، بی‌بها می‌شود. آدمی کمال خود را نادیده می

انگارد و سرنوشت خودش را قربانی می

کند تا اشیا را کامل کند. این امر اگرچه چند دهه پیش حالتی کمونی داشت و فقط برخی اندیشمندان بر آن مشرف بودند، اما امروزه چنین پدیده

ای به باوری عمومی بدل شده است. واکنش نسل جوان‌تر به سنجه

های سنتی موفقیت و آسایش فیزیکی، حاکی از آن است که اگرچه کالاهای مادی ضروری

اند، اما برای خوشبختی کافی نیستند. تبعید معنا و حضور ملال، محصول چنین نگاهی به حیات است که آن را در کالا تلخیص می

کند. ترس و اضطراب، محصول التفات انسان غربی به این وضعیت وجودی است. امروزه جهان به‌نحوی ناامن

تر شده است. قدرت تخریبیِ غیرقابل باور جنگ هسته

ای، ترس و اضطراب فراوانی خلق کرده است که نیازمند بصیرتی جدید به حیات است. برخی افراد امروزه بر این باورند که آدمی فقط یک دشمن دارد: خودش. باید او را علاقه‌مند به خودش کرد، تغییر رویه ضروری است.

اما از سویی دیگر، جایگاه انسان در جهان نیز گسترده شده است. آدمی در یک معنا، موجودی است که هرچه بیشتر به بخشی از جهان گسترده تبدیل شود، جدایی بین انسان و محیطش بیشتر کاهش می

یابد. اکتشافات علمی به‌تدریج چشم‌انداز کیهانی جدیدی بر آدمی تحمیل می

کند که وی را در آستانه‌ی وضعیت فرهنگی جدیدی قرار داده است.

عامل دیگر منازعه

ی فردی و اجتماعی است. جامعه‌ی صنعتی و مدرن از اصل منازعه‌ِی اجتماعی و فردی برحسب رقابت گسترش یافته است؛ چنین امری اساس و بنیاد نظریه‌ی اجتماعی مدرن و کشفیات یک‌سویه‌ی مارکس، فروید و داروین را شکل می‌دهد. رفته‌رفته منتقدان غربی متوجه شده‌اند که علی‌رغم حضور تنازع، انسان برای پیشرفت، باید این تنازعات را حل کند، نه اینکه آن‌ها را افزایش دهد. به‌علاوه، برخی افراد در حال کشف نقش خلاقیت و عشق چونان مکانیسم‌های روابط بیناشخصی انسانی هستند تا تناقضات اجتماعی را حل کنند. این عوامل انسان غربی را در موقعیتی یکه قرار داده است؛ او باید شرایط را مجدداً در نظر بگیرد، زیرا غرب صاحب ابزار بنیادی برای حالت طبیعیِ انسان است و اساساً توانایی دخل و تصرف فراوانی در آن دارد. غرب با انصاف بیشتری می‌تواند آن را به همه ارزانی کند. به‌علاوه، غرب نهادهای اجتماعی و سازمان‌های بشری را تا چنان حدی گسترش داده است که محصول آن‌ها می‌تواند اتوماسیون بیشتر، بیماری روانی و موجودات روبات‌مانند باشد یا برعکس، این ابزارها ممکن است برای خلق تعلیقی وجودی برای باززایی خلاقیت و شادی به کار رود. اما معطوف کردن سرچشمه‌های غرب به سمت باززایی جوامع سالم‌تر، شادتر و آرام‌تر یعنی ظهور تنازعی بزرگ‌تر و شدیدتر. علاوه بر منازعات متعدد سیاسی، اقتصادی و محلی که وجود دارند، منازعه‌ی اصلی از ظهور وضعیت وجودی و تقابل انسان اجتماعی سنتی و معاصر برمی‌آید. توین‌بی و دیگرانی که فرهنگ غربی را فرهنگی مسیحی در نظر گرفته‌اند، برای حل این منازعه‌ی کلان، بر بازگشت به ارزش‌های اخلاقی مسیحی تأکید می‌کنند. بی‌شک این ایده در صورتی باارزش و معتبر خواهد بود که آگاهی و رفتار مردم، هماهنگ با کتاب مقدس باشد و نهادهای اقتصادی، سیاسی، روانی و اجتماعی بتوانند برحسب معیارهای ارائه‌شده از سوی این کتاب عمل کنند. از آنچه اکنون می‌دانیم، می‌توان مطمئن شد که چنین چیزی یک رؤیاست، یک خطاست، طریقی برای عقب‌نشینی است و فقط دری گشوده به سمت شکست و هزیمت است. به‌علاوه، طبیعت انسان می‌گوید که وقتی او از وضعیت قبلی‌اش آگاه می‌شود، دیگر نمی‌تواند به آن وضعیت بازگردد، مگر آنکه از نظر روحی و روانی مریض شود. همین که طفل شروع به راه رفتن کرد، نمی‌تواند به وضعیت بی‌تحرک قبلی‌اش بازگردد.

از سوی دیگر، اقتصاددان‌ها و صنعت‌پیشگانی وجود دارند که بر اسباب و آرامش مادی تأکید می‌کنند، ولو آنکه چنین اسبابی سرانجام به اجتماع روبات‌ها و افرادی خودکار و ماشینی رهنمون شود. به نظر این افراد، اعتماد انسان به اتوماسیون، وی را وادار به پذیرش مکانیزاسیون بیشتری کرده است. با این وجود، آن‌ها عکس آن را درنمی‌یابند؛ یعنی اتوماسیون نیز ابزاری است که نیازمند بازتعریف نقش جامعه و صنعتی‌سازی است. اگر ما اتوماسیون را چونان یک محصول در نظر بگیریم، چونان یک ابزار که انسان آن را خلق کرده است، به این معناست که انسان راه دیگری به غیر از آگاه شدن از اصول و کارکرد آن ندارد و باید این امر را تصدیق کند که آگاهی به نحوه‌ی کنترل آن، وظیفه‌ای آموزشی و ضروری برای همه است. اوقات فراغت ایجادشده توسط فرآیند اتوماسیون، باید وقت و مجال کافی برای تولد مجدد انسان در خلاقیت و بلوغ در اختیار آدمی قرار دهد. روشن‌فکرانی وجود دارند که در پرتو فرهنگ حقیقی غرب، علیه تمایلات مکانیستی واکنش نشان داده‌اند و حق بزرگی بر گردن اندیشه‌ی غرب دارند. از جمله‌ی این روشن‌فکران اریش فروم است که مدعی است مسئله بر سر انتخاب بین کمونیسم در مقابل دموکراسی غربی نیست، بلکه مسئله بر سر انتخاب بین تبدیل به روبات شدن یا انسان بالغ شدن است. او بصیرتی تیزهوشانه در خصوص رشد ویژگی‌ها و خصایص انسان غربی از قرون وسطا تا قرن بیستم عرضه می‌کند و از این بحث می‌کند که چگونه تنوع و تکثر منافع، می‌تواند به بسط جوامع خلاق کمک کند.

در رفع منازعات وجودی و فرهنگی، گروه دیگری نیز وجود دارند که با تعلقات اصیل علمی به حکمت و خرد شرقی، به این باور رسیده‌اند که در این چند هزار سال اخیر، شرق به فضایل و کمالات بسیار قابل توجهی دست یافته است. شرق میراثی عظیم را برای انسان غربی بالغ به ارث گذاشته است؛ به‌نحوی‌که انسان غربی با نگاهی به این میراث، خودش را در کیهان می‌بیند تا در جامعه و تاریخ. این اندک افراد باهوش، فهم از شرق را بیش از همه‌ی نوشته‌های جهانگردان اولیه، میسیونرها یا حتی مستشرقان، در چند قرن اخیر به پیش برده‌اند. به‌جای جست‌وجوی دفینه‌ها، سرگرمی‌ها یا پیگیریِ پیشرفت اقتصادی در شرق، آن‌ها در پی معنای زندگی، حکمت و خرد شرقی و رویکردی به زندگی برای بازسازی انسا

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.