پاورپوینت کامل جهان را به بد نسپریم ۴۹ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل جهان را به بد نسپریم ۴۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل جهان را به بد نسپریم ۴۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل جهان را به بد نسپریم ۴۹ اسلاید در PowerPoint :
شایان توجه است که در چندین جای شاهنامه «داد» در کنار «یزدانپرستی» آمده و دادگری و فریادرسی افتادگان و احساس مسئولیت در برابر ناتوانان و ستمدیدگان کاری خداپسند و مطابق با آیین تلقی شده است:
شایان توجه است که در چندین جای شاهنامه «داد» در کنار «یزدانپرستی» آمده و دادگری و فریادرسی افتادگان و احساس مسئولیت در برابر ناتوانان و ستمدیدگان کاری خداپسند و مطابق با آیین تلقی شده است:
بباشیم بر داد و یزدانپرست
نگیریم دست بدی را به دست
(داستان رستم و اسفندیار، ص ۵:۹۹۴)
تو را ایزد این زور پیلان که داد
دل و هوش و فرهنگ فرخنژاد،
بدان داد تا دست فریادخواه
بگیری، برآری ز تاریک چاه
(داستان بیژن و منیژه، ص۵:۱۴۴۲)
همچنین در بسیاری از داستانهای شاهنامه، توصیههای مکرر و مؤکدی در باب رعایت عدل و انصاف بهویژه خطاب به پادشاهان مشاهده میشود:
به جز داد و خوبی مکن در جهان
پناه کهان باش و فرّ مهان۸
(پادشاهی شاپور، ص۹:۱۲۳۸)
خنُک شاه با داد و یزدانپرست
کزو شاد باشد دل زیردست
به داد و به بخشش فزونی کند
جهان را به دین رهنمونی کند
به داد و به آرام گنج آکند
به بخشش ز دل رنج بپراکند
(پادشاهی شاپور، ص ۲۶:۱۲۷۶ و ص۱۲۷۷:۲ـ۱)
گر ایمن کنی مردمان را به داد
خود ایمن بخسپی و از داد، شاد
(پادشاهی نوشینروان… ص۱۳:۱۷۴۷)
در مواردی نیز شاهان خود، بر مصمم بودنشان به برقراری عدل و داد تأکید ورزیدهاند. از آن جمله فردوسی در توصیف شیو حکومت هوشنگ میگوید:
به فرمان یزدان پیروزگر
به داد و دهش تنگ بسته کمر
در جای دیگر از قول بهرام گور میگوید:
مبادا جز از داد، آیین من
مباد آز و گردنکشی دین من
همه کار و کردار من داد باد
دل زیردستان به ما شاد باد
گر افزون شود دانش و داد من
پس از مرگ، روشن بود یاد من
(پادشاهی بهرام گور، ص۲۱:۱۳۴۲ـ۲۰)
و دربار اردشیر اینگونه داوری میکند:
کنون از خردمندی اردشیر
سخن بشنو و یک به یک یادگیر
بکوشید و آیین نیکو نهاد
بگسترد بر هر سوی مهر و داد
(پادشاهی اردشیر: ۱۶ـ ۱۵)
در شاهنامه شواهد پر شمار دیگری در ستایش داد و دادگری وجود دارد که تنها به ذکر موارد شاخص آنها اکتفا میشود:
تو گر دادگر باشی و پاکدین
ز هر کس نیابی به جز آفرین
(کیقباد، ص ۲۱:۱۸)
توانگر شد از داد و از ایمنی
ز بد بسته شد دست اهریمنی
(پادشاهی کیکاووس، ص ۱۱:۲۱۹)
مگردان زبان زین سپس جز به داد
که از داد باشی تو پیروز و شاد
(جنگ بزرگ کیخسرو …، ص ۲۳:۸۴۶)
همه دادده باش و پروردگار
خنُک مرد بخشنده و بردبار
(پادشاهی اردشیر، ص۱۲:۱۲۳۰)
بکوشید و آیین نیکو نهاد
بگسترد بر هر سوی مهر و داد
(همان، ص ۱۷:۱۲۱۸)
نباید که جز داد و مهر آوریم
وگر چین ز کاری به چهر آوریم۹
(پادشاهی نوشین روان، ص ۸:۱۴۴۵)
ز یزدان وز ما بر آن کس درود
که از داد و مهرش بود تار و پود
اگر دادگر باشدی شهریار
بماند به گیتی بسی پایدار
(همان، ص۲۷:۱۴۴۶۲۶)
گر ایمن کنی مردمان را به داد
خود ایمن بخسپی و از داد شاد
۲ـ ستمستیزی
جهاندار نپْسندد از ما ستم
که باشیم شادان و دهقان دُژم
(پادشاهی نوشین روان، ص۱۱:۱۴۵۲)
ستمستیزی موضوع عمده و پیام اصلی بسیاری از حماسهها و داستانهای شاهنامه است که به اقتضای رویدادها و مباحث مختلف، از زبان شاهان، وزیران، سرداران و پهلوانان آرمانی چه در بخشهای اسطورهای و پهلوانی شاهنامه و چه در بخشهای تاریخی آن با تعبیرهایی زیبا و گویا بیان شده است که در زیر از موارد شاخص آنها یاد میشود. فردوسی ضمن داستان ضحاک، موبد از جان گذشتهای را در برابر آن ستمگر میایستاند که با نهایت شهامت، ضحاک را مورد خطاب و عتاب قرار میدهد:
بدو گفت: پردخته۱۰ کن سر ز باد
که جز مرگ را کس ز مادر نزاد
جهاندار پیش از تو بسیار بود
که تخت مهی را سزاوار بود
فراوان غم و شادمانی شمرد
برفت و جهان دیگری را سپرد
اگر بار۱۱ آهنینی به پای
سپهرت بساید، نمانی به جای
کسی را بود زین سپس تخت تو
به خاک اندر آرد سر و بخت تو
کجا نام او آفریدون بوَد
زمین را سپهری همایون بود
… زند بر سرت گرز گاوسار۱۲
بگیردت زار و ببنددت خوار
(ضحاک، ص ۲۳:۳۰۱۳)
و دربار فریدون که در دوران حکمرانی آکنده از داد و آسایشاش، «زمانه بیاندوه گشت از بدی» چنین اظهار میدارد:
هر آن چیز کز راه بیداد دید
هر آن بوم و بر، کان نه آباد دید
به نیکی ببست او همه دست بد
چنانک از ره هوشیاران سزد
(فریدون، ص ۲۳:۴۸۲۲)
و منوچهر که در آغاز پادشاهیاش، راه و رسم حکمرواییاش را اینگونه توصیف میکند:
…هر آن کس که در هفت کشور زمین
بگردد ز داد و بتابد ز دین،
نمایند رنج، درویش را
زبون داشتن مردم خویش را،
برافراختن سر به بیشی و گنج
به رنجور مردم نماینده رنج،
همه سر به سر نزد من کافرند
وز اهریمن بد کنش بدترند
(منوچهر، ص۲۱:۸۳۱۳)
باری، به باور سرایند شاهنامه، مشروعیت فرمانروایی شاهان که در اصل، از فرّ ایزدی و کیانی نشأت میگیرد، مشروط و منوط بدان است که او و کارگزارانش با دادورزی و خردمندی و مردمدوستی حکومت کنند و موجبات آسایش و آرامش و رضایت خاطر مردم را فراهم آورند. بنابراین، اگر فرمانروایی ستم پیشه کند و بیداد ورزد و یا بر اثر بیخردی و سبکسری در تامین آسایش مردم کوتاهی کند و از خدمتگزاری بدانان تن زند، فرّ ایزدی از وی منتزع میشود و روزگار سروریاش به انجام میرسد؛ و این همان اصلی است که در فرهنگ سیاسی امروز از آن به «اراد مردم» تعبیر میشود و در جوامعی که در آنها مردمسالاری حاکم است، بهصورت رأی مردم تجلی مییابد. (امین ریاحی، ۱۳۸۰، ص ۱۹۹)
شایان توجه و تأمل است که حتی ضحاک، مظهر بارز ستمپیشگی و بیدادگری هم، سرانجام به این نتیجه میرسد که جز با اتکا به رضایتمندی و پشتیبانی مردم نمیتوان سلطنت کرد و چون از نارضایی عمومی از شیو حکومتش آگاه میشود، فرمان میدهد همگان جمع شوند و با تهی طومار یا استشهادی از او اعلام پشتیبانی کنند. کاو آهنگر ـ نماد تودههای ستمدیده و ناراضی مردم ـ که ضحّاک هم پسرانش را، جز یک تن، به قتل رسانده است، طومار را از هم میدرد و از کاخ بیرون میآید. چرم آهنگری خود را بر سر نیزه میکند و به مثابه درفشی میافرازد و پیشرو و رهبر مردم برای براندازی حاکم ظالم آدمخوار میشود. (همان: ۲۰۱۲۰۰)
نمون دیگر را در فرجام کار قباد پیروز مییابیم: وی سردار پیروزمند و شایست خود «سوفرای» را ناجوانمردانه میکشد. مردم که از ارتکاب این جنایت به خشم آمدهاند، سر به شورش برمیدارند، قباد را در بند میکشند و برای تحمل مجازات به پسر سوفرای تسلیم میکنند. امثال نمونههای یادشده در شاهنامه کم نیست. از این رو، به جرأت میتوان گفت آنچه فردوسی در باب نکوهش و سرزنش پادشاهان ستمگر و ناشایست و دعوت آنان به مردمگرایی و دادورزی سروده، در نوع خود بینظیر و یا کمنظیر است.
از دورههای اساطیری و پهلوانی شاهنامه که بگذریم، در دوران تاریخی نیز، سخنان ارزنده و آموزنده دربار دادگری و بیدادستیزی کم نیست. از آن جمله در کارنام اردشیر بابکان، پادشاهی که بیدادگر باشد، فاقد شایستگی شهریاری و به منزل شیر درّنده تلقی شده است:
نیازد به داد، او جهاندار نیست
بر او تاج شاهی سزاوار نیست
… چنان دان که بیدادگر شهریار
بود شیر درنده در مرغزار
(پادشاهی اردشیر، ص۴:۱۲۲۶۲)
بهرام گور نیز دادگری را شیو مطلوب خود
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 