پاورپوینت کامل ریشه‌های نوافلاطونی عرفان اسلامی ۵۲ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل ریشه‌های نوافلاطونی عرفان اسلامی ۵۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ریشه‌های نوافلاطونی عرفان اسلامی ۵۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل ریشه‌های نوافلاطونی عرفان اسلامی ۵۲ اسلاید در PowerPoint :

مکتب نوافلاطونی شدیداً بر بسط و گسترش تصوف اسلامی تاثیر داشته است. ان مکتب آن گونه که توسط فلوطین ارائه شده است خدا را مبدأ و غایت هر امری لحاظ می‌کند. اگرچه اکثر نهادهای تمدن اسلامی نسبت به اندیشه فلسفی و انتقادی روی خوشی نشان نداده‌اند امّا جریان عرفان اسلامی تقریبا ً رویکردی آزادمنش و نقادانه به امور داشته است. این احتمال وجود دارد که ترجمه آثار فلوطین به عربی یک مبنای فلسفی ضروری برای عرفان اسلامی ایجاد کرده باشد. بررسی سطحی از عرفان اسلامی و مکتب نوافلاطونی به راحتی شباهت‌های بسیاری را درباره آرایی چون ذات خداوند ،روح ، تن ،و مفاهیمی مجرّد همچون خیر ، شر و زیبایی ، حیات و ممات و خلقت به نمایش می‌گذارد.

ترجمه: محمدرضا مرادی طادی / مکتب نوافلاطونی شدیداً بر بسط و گسترش تصوف اسلامی تاثیر داشته است. ان مکتب آن گونه که توسط فلوطین ارائه شده است خدا را مبدأ و غایت هر امری لحاظ می‌کند. اگرچه اکثر نهادهای تمدن اسلامی نسبت به اندیشه فلسفی و انتقادی روی خوشی نشان نداده‌اند امّا جریان عرفان اسلامی تقریبا ً رویکردی آزادمنش و نقادانه به امور داشته است. این احتمال وجود دارد که ترجمه آثار فلوطین به عربی یک مبنای فلسفی ضروری برای عرفان اسلامی ایجاد کرده باشد. بررسی سطحی از عرفان اسلامی و مکتب نوافلاطونی به راحتی شباهت‌های بسیاری را درباره آرایی چون ذات خداوند ،روح ، تن ،و مفاهیمی مجرّد همچون خیر ، شر و زیبایی ، حیات و ممات و خلقت به نمایش می‌گذارد.

***

فلسفه اسلامی غالبا ً تحت تأثیر فلسفه یونانی، بویژه آرای ارسطو و افلاطون، شکل گرفته است. تصوف یک فرقه اسلامی است که نمی‌توان آن را صرفا ً راهی متفاوت در اندیشه دانست.«صوفی» به عارفان مسلمانی اطلاق می‌شود که به دنبال اتحاد با ذات الهی هستند و تلاش می‌کنند با اعمال ریاضت کشانه‌ای همچون پوشیدن لباس‌های ضخیم و خشنِ بافته شده از پشم (صوف) به این مهم دست پیدا کنند. کلمه تصوف از صوف مشتق شده است به معنای کسی که لباس ضخیم پشمی (صوف) می پوشد، امّا در گذر زمان تبدیل به کلمه عامی شده است که به تمامی گروه‌های عرفان اسلامی، به تسامح، اطلاق شده است.

البته در فرآیند تکوین فلسفه تصوف جریان‌های فکری دیگری، به غیر از مکتب نوافلاطونی، نیز تاثیرگذار بوده‌اند. اعمال ریاضت‌کشانه در فلسفه تصوف متأثر از بوداییان است. مفهوم تزکیه (

purification

)(پالایش روح از تمام پلیدی‌ها و تلاش برای دستیابی به نیروانا و جاودانگی در آن) نقشی اساسی در اندیشه بودایی بر عهده دارد و دقیقا ً مشابه مفهوم وصال [در اصل وصلت

vuslat

] (ارتباط با خدا ) در فلسفه تصوف است.

همچنین تصوف عمیقاً از نظام باورهای اورفه‌ای، و متعاقبا ً از فیثاغورث و تعالیم او که خود متأثر از تعالیم اورفه‌ای بود، تاثیر پذیرفته است. اورفئوس شاعری متعلق به قرن‌های ششم و هفتم قبل از میلاد بود که در آناتولیا زندگی می‌کرد. باور بر این بود که او دارای شخصیتی الوهی است که می‌تواند با موسیقی‌اش حیوانات وحشی را رام خود سازد. او باور داشت که روح آدمی می‌تواند با پالایش خودش از شهوات و تعلقات دنیوی به بالاترین مراتب کمال دست یابد. روح از تنی به تنی دیگر گذر می‌کند تا خودش را از گناهان، ناکامی‌ها و تقصیرات پاک کند و تنها پس از گذار از این مراتب است که می تواند به بالاترین سطح، به نقطه کمال خودش، نائل شود(نظریه تناسخ). فیثاغورث آراء اورفئوس را اخذ و آنها را در نظام عقاید خودش وارد کرد. و بعد از او، نوفیثاغورثیان آرایِ فیثاغورث را به منزل منبع معرفتِ رهایی‌بخشِ الهی مورد توجه قرار دادند و آن را بسان حقیقتی که در آثار افلاطون، ارسطو و رواقیان بازتاب یافته است، پذیرفتند.

تلاش برای ساختن یک فلسفه دینی بر مبنای تفکر یونانی، و بویژه نظریات فیثاغورثی، در مکتب نوافلاطونی به اوج خود می‌رسد. فلوطین، بانی مکتب نوافلاطونی، نظریه ایده‌های افلاطون را اخذ کرد و آنها را از دیدگاه پروتاگوراس موضوع بازخوانی قرار داد. مطابق اندیشه نوافلاطونی، هر چیزی ز خداست و عاقبت نیز به سوی او بازمی‌گردد. او مبدأ و مقصد هر چیزی است. او آغاز و او پایان همه امور است. بنابراین، ارتباط با خدا یا فناء فی الله هدف واقعی حیات ما است و مذهب قلبِ تپنده هستی است. اصلی‌ترین آموزه فلوطین اِشعار می‌دارد که تنها یک خدای برین وجود دارد که قدرت متعالی، علت غایی و نیروی کیهانی است. خدا، عقل کل و هستی فیّاض است.

اگرچه جهان منشأ الهی دارد امّا مخلوق خدا نیست، بلکه هستی، فیضان ذات الهی، یک لبریزشدگی ناگزیر از قدرت لایزال و فاعلیّت مطلق اوست. فلوطین برای تبیین معنای فیضان چند استعاره را پیشنهاد می‌کند. خدا سرچشمه‌ای است که بی‌آن که خشک شود منبع لایتناهی وجود است، یا، خدا خورشید تابانی است که بی‌آن که زوال پذیرد بر هستی پرتو افشانی می‌کند. خدا آن هستیِّ مطلقی است که نه تنها فراتر از زیبایی، حقیقت، خیر، آگاهی و اراده است بلکه تمام این مفاهیم وابست او هستند. هر چه ما از خورشید، منبع نور، دورتر شویم، به تاریکی (ماده) نزدیک‌تر می‌شویم. زیبایی در ساختارِ هستی الهی وجود دارد. دیگر اَشکال وجود، مانند ماده و تن، ذاتاً زیبا نیستند، بلکه زیبایی آنها صرفاً بازتابی از جمال الهی است. هستی انسان، در میان تمامی کائنات، اَقرب موجودات به ذات الهی است چرا که دارای روحی است که تلاش می‌کند از طریق اندیش ناب به سوی او بازگردد. حقیقت، زیبایی یا خیریّتِ وجودِ انسان وابست فعالیت روح در تن آدمی است. تقرّبِ روح انسانی منوط به بهره‌مندی از منبع نور است، هر چه بیشتر باشد کیفیت‌هایی چون حقیقت، خیریّت و زیبایی در وجودش افزون‌تر می‌شود. انسان، بیش از هر چیز دیگری، تجلی ذات الهی است، بنابراین در بالاترین مرتبه هستی جای دارد.

تقریباً هیچ وجهی از فلسف تصوف نیست که متأثر از مکتب نوافلاطونی نباشد. مطابق فلسف تصوف هستی مطلق همان زیبایی مطلق است که این زیبایی، بسان تجلی آن امر مطلق، در جهان پدیدارها آشکارگی می‌یابد. هستی انسان در این جهان پدیدارها یگانه موجودی است که بهره‌ای از ذات الهی را با خود دارد، چرا که دارای روح است. بعد از مرگ هر انسانی، روحش به سوی منبعش،آن هستی مطلق، باز می‌گردد، در حالی که تن او تجزیه شده و نابود می‌گردد. روح است که به هر فرد انسانی تشخص می‌بخشد یعنی کسی که باید تلاش کند به فضایلی همچون فقر، ریاضت، تواضع، انضباط و فتوت دست یابد و خودش را وقف امور معنوی چون تجرد،آرامش، تعبد و خودارزیابی کند و ذکر خدا را، با شور و ایمان، هماره در ذهن داشته باشد. تنها بدین طریق است که آدمی می‌تواند به احساس یک رابطه مستقیم با خدا، که تنها هستی مطلق در پس این جهان سایه‌هاست، دست یابد. اگر کسی با جدیّت کافی بر این طریق مداومت ورزد می‌تواند به مراتب عالی عرفان، درکی از وحدت هستی، تجلی، سعادت غیر مترقبه، شورمندی مقدس، حسی از وحدت با ذات الهی و به حسی از وارستگی و عدمِ تعلق به امور پوچ مادی دست یابد.

با توجه به نظام باورهای مشترک می‌توان گفت که مکتب نوافلاطونی نزدیک‌ترین آموز فکری به فلسف تصوف است. حال اجازه دهید این دو مکتب فکری را از نزدیک و با ذکر جزییات بررسی کنیم تا شباهت‌های‌شان آشکار شود.

در تصوف، هستی صرفاً تجلی ذات الهی است و اصالتی از خود ندارد. اندیشیدن به هستی و خدا به منزل دو امر جداگانه، انکار «وحدت» و قول به«ثنویت» میان خدا و جهان است. امّا در واقع، خدا و جهان «واحد» است و این خدا است که بسان هستی متجلی می شود. غیرممکن است که بتوان به خدا و جهان بسان هستی‌هایی متمایز اندیشید، چرا که همان گونه که اسلام هم باور دارد، گیتی هستی مستقلی از خدا ندارد و وجودش عارضی و وابست به خدا است. همان گونه که پیشتر هم دیدیم، این باور در اندیشه نوافلاطونی هم وجود دارد. هر دو مکتب وجود جهان را بسان فیضانِ ذاتِ الهی تصویر می‌کنند.

اگرچه فلسفه تصوف وحدت میان خدا و جهان و انسان را فرض می‌گیرد، امّا وجود انسانی صرفاً تجلی خداوند است. تجلی خدا است که به ص

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.