پاورپوینت کامل برخاستن ققنوس ایران از خاکستر تفرقه ۵۱ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل برخاستن ققنوس ایران از خاکستر تفرقه ۵۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل برخاستن ققنوس ایران از خاکستر تفرقه ۵۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل برخاستن ققنوس ایران از خاکستر تفرقه ۵۱ اسلاید در PowerPoint :
در آستانه قرن دهم هجری، ایران در آتش ناامنی ناشی از فقدان حاکمیتی یگانه و آشوب ملوکالطوایف میسوخت. قدرت در نقاط مختلف کشور در اختیار خاندانهای گوناگونی بود که بسته به ضعف و قوتشان از دستاندازی به متصرفات یکدیگر رویگردان نبودند. از همه نامبردارتر در میان این قدرتها، بازماندگان «امیر تیمور گورکانی» بودند که شرق ایران را در اختیار داشتند و ترکمانان آققویونلو که بر بخشهای وسیعی از غرب و قسمتهایی از مرکز ایران حکومت میکردند. جز اینها حکومتهای کوچکتری نیز بودند که بیشتر به قدرتهای محلی نیمه مستقل شباهت داشتند همچون مشعشعیان در خوزستان، یا حکومت خاندانهای محلی مختلف در شهرهای ایالات شمالی ایران.
در آستانه قرن دهم هجری، ایران در آتش ناامنی ناشی از فقدان حاکمیتی یگانه و آشوب ملوکالطوایف میسوخت. قدرت در نقاط مختلف کشور در اختیار خاندانهای گوناگونی بود که بسته به ضعف و قوتشان از دستاندازی به متصرفات یکدیگر رویگردان نبودند. از همه نامبردارتر در میان این قدرتها، بازماندگان «امیر تیمور گورکانی» بودند که شرق ایران را در اختیار داشتند و ترکمانان آققویونلو که بر بخشهای وسیعی از غرب و قسمتهایی از مرکز ایران حکومت میکردند. جز اینها حکومتهای کوچکتری نیز بودند که بیشتر به قدرتهای محلی نیمه مستقل شباهت داشتند همچون مشعشعیان در خوزستان، یا حکومت خاندانهای محلی مختلف در شهرهای ایالات شمالی ایران.
از سده اول هجری و هجوم اعراب به ایران دوران ساسانی تا آغاز سده دهم، ایران چندین بار در معرض تهاجمهای بزرگ و خانمانبرانداز قرار گرفته بود. نخستین آنها، هجوم اعراب و برافتادن امپراطوری ساسانیان بود و از پی آن، تهاجم ترکان سلجوقی در قرن چهارم، ایلغار مغولان در قرن هفتم و یورشهای سهگانه تیمور در واپسین سالهای قرن هشتم و اوایل قرن نهم هجری. در واقع، از هجوم اعراب به بعد، دیگر در نقشه جغرافیا، مملکتی مستقل بهنام ایران، وجود نداشت.
اما در این نخستین سالهای سده دهم، ایران در آستانه شگفتی تازه بود؛ شگفتیای که کانون آن در اردبیل بود و پایههایش بر تصوف و آیین تشیع. تولدی دوباره برای ایران که پرچم آن بر دوش نوجوانی سیزده ساله بهنام شاه اسماعیل بود.
اردبیل؛ کانون جنبش
اردبیل در منتهیالیه شمال غربی ایران امروز، جلگهای است کوچک در کناره کوه سر به فلک کشیده سبلان. در آن عصر، دور افتادگی اردبیل و کماهمیتی آن نسبت به تبریز که مرکز آذربایجان بود، برای رهبران جنبشهای اجتماعی امتیازی بزرگ محسوب میشد زیرا کنجکاوی حاکمان را کمتر برمیانگیخت. اما آنچه سبب اعتلای نام اردبیل در آن روزگار شد ظهور صوفی مردمآمیز و مردمدوستی همچون «شیخ صفیالدین اسحاق اردبیلی» بود.
شیخ صفی و ایجاد طریقت صوفیانه صفوی
شیخ صفیالدین، از مردم روستای کلخوران در نزدیکی اردبیل بود. وی حوالی سال ۶۵۰ هجری قمری متولد شد. در نوجوانی به تصوف، تمایل یافت و در جستوجوی پیر و مرادی در طریقت به سیر و سیاحت پرداخت. سرانجام در گیلان، به «شیخ زاهد گیلانی» پیوست. با مرگ شیخ زاهد، شیخ صفی جانشین او شد. چندی بعد، شیخ صفی به اردبیل بازگشت و طریقت مرشدش (که زاهدیه خوانده میشد) را به طریقتی تازه بدل کرد که به نام طریقت صفوی خوانده شد. شیخ صفی در آغاز، تنها مزرعهای کوچک داشت ولی جانشینی شیخ زاهد و به میراث بردن ماترک مادی و معنوی او، شیخ صفی را در موقعیت مساعدی برای گسترش طریقت خویش و افزودن بر گستره نفوذ خود کرد. اندک اندک، با افزایش شمار دوستداران و ارادتمندان، املاک فراوانی نیز وقف خانقاه او شد، تا آنجا که در زمان مرگ در سال ۷۳۵ هجری قمری املاک او به بیش از ۲۰ روستا میرسید. در کنار همه اینها صوفی دوستی حکومت ایلخانان مغول و کارگزاران آن، پشتیبانی عناصری در حاکمیت را نیز برایش به ارمغان آورد. شیخ صفی درآمدهای سرشار و روزافزون خود را در دستگیری و رفع نیاز صوفیان و پیروان و البته گسترش شبکههای تبلیغی طریقت صفویه در گوشه و کنار ایران ایلخانی، هزینه میکرد. سفره گسترده شیخ صفیالدین را بیش از هرجا میتوان از مکاتبات «خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی» وزیر بزرگ ایلخانان دریافت که فهرست انبوه نذورات و هدایای او به خانقاه صفویه مشتی نمونه خروار از ثروت و سفره باز خانقاه شیخ صفیالدین در اردبیل است. مهمترین نتیجه چنین رویکرد و عملکردی افزایش شمار پیروان خاندان صفوی بود. تعداد این مریدان و دوستداران در اواخر حیات شیخ صفیالدین آن اندازه بود که شیخ در گفتوگویی با «امیر چوپان» امیرالامرای وقت حکومت ایلخانی، به صراحت گفته بود که شمار مریدان من از شمار لشکریان ایلخانان بیشتر است و امیر چوپان در تأیید این سخن اشاره کرده بود که من از جیحون تا مرزهای مصر و از هرمز تا باب الابواب (دربند) که دورترین حدود این پادشاهی است سفر کردهام و مریدان شیخ را همه جا دیدهام! بر این اساس نوشته کتاب ریاضالعارفین که تربیتشدگان شیخ صفی را بالغ بر صد هزار کس میداند، چندان نیز اغراقآمیز نیست.
از طریقت صوفیانه تا جنبشی سیاسی- مذهبی
زمانی که رهبری طریقت صفوی به «شیخ جنید» رسید، کثرت ثروت و دارایی و مریدان پرشمار صفوی، خشم و ترس حکمران آذربایجان«جهانشاه قراقویونلو» را برانگیخت. جنید به ناچار با مریدان خود، اردبیل را ترک کرد و به دیار بکر گریخت. در آنجا «اوزون حسن» رهبر ترکمانان آققویونلو که بزرگترین رقیب قراقویونلوها محسوب میشدند، با احترام از او استقبال کرد و چندی بعد، خواهرش «خدیجه بیگم» را به عقد جنید درآورد. شیخ جنید که اینک علاوه بر ثروت و انبوهی مریدان، از پشتیبانی سیاسی نیز برخوردار شده بود، طریقت را در مسیر نظامی انداخت و به قصد جهاد به طرابوزان لشکر کشید و غنایم بسیار به چنگ آورد. چندی بعد و در دومین لشکرکشی، جنید به داغستان حمله کرد اما این بار در جریان جنگ با شروانشاه در سال ۸۶۰ هجری قمری به قتل رسید. بدین ترتیب، شیخ جنید، صفویه را از طریقتی صوفیانه به حرکتی نظامی تبدیل کرد.
پس از جنید، فرزندش «شیخ حیدر» به رهبری طریقت رسید. حیدر، خانقاه اردبیل را تبدیل به زرادخانهای نظامی کرد و به ساخت و ساز ابزار جنگ پرداخت. او برای یکپارچه کردن مریدان و پیروان خود، برای آنان کلاهی سرخ رنگ با دوازده ترک طراحی کرد. سرخ، به نشانه انتقام و دوازده ترک، به علامت دوازده امام شیعه. در واقع از این زمان دیگر، صفویان نه صرفاً طریقتی صوفیانه که نهضتی سیاسی نظامی با شعارهای آشکار شیعی شدند. تا آن زمان، تقریباً تمام طریقتهای صوفیانه، پیرو مذهب اهل سنت بودند اما شیخ حیدر، این انگاره را در هم ریخت و پایههای رهبری خود را بر تصوف و تشیع بنا کرد. حالا دیگر صفویه، نهضتی از هر حیث مستقل و منحصر بهفرد بود. با ثروت انبوهش، استقلال اقتصادی، با تشیع، استقلال عقیدتی و با پیروان پرشمارش که اینک به خاطر کلاه
های سرخ رنگشان قزلباش خوانده میشدند، استقلال نظامی یافته بود.
شیخ حیدر، در ادامه راه پدر، به جهاد پرداخت. او نیز به داغستان لشکر کشید و با غنایم و اسرای فراوان، پیروزمندانه بازگشت. شیخ حیدر که کمکم آماده میشد تا حکومتی مستقل ایجاد کند، در سومین لشکرکشی، همانند پدرش در شروان و در نبردی نابرابر با شروانشاه درسال ۸۹۳ هجری قمری به قتل رسید. در حالی که تنها ۳۰ سال داشت.
یتیم فراری
زمانی که شیخ حیدر در طبرسران از پای درآمد، فرزندش اسماعیل، طفلی شیرخواره بود. اسماعیل در رجب ۸۹۲ هجری قمری متولد شد و در زمان مرگ پدرش، یکساله بود. فعالیتهای شیخ جنید و شیخ حیدر دیگر این موضوع را کاملاً آشکار کرده بود که صفویان، سودای سلطنت
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 