پاورپوینت کامل بازگویی تاریخ شهر از خلال سطور روزنامهها ۷۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بازگویی تاریخ شهر از خلال سطور روزنامهها ۷۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بازگویی تاریخ شهر از خلال سطور روزنامهها ۷۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بازگویی تاریخ شهر از خلال سطور روزنامهها ۷۸ اسلاید در PowerPoint :
چندی است که دو منبع پژوهشی تاریخی به کمک مورخین آمده است: «تاریخ شفاهی» و سپس «مطبوعات». اولی برای تحقیقاتی مفید است که دامنه آنها به حدود پنجاه سال پیش به این سو باشد. افرادی که هنوز زندهاند و میتوان برای «مصاحبه» به سراغشان رفت. دومی اما بیشتر به عمق زمان میرود و به صد و پنجاه سال عقبتر هم میرود. یعنی از اوایل ناصرالدین شاه تا به امروز میتوان از این منبع سود جست. درست از زمانی که روزنامه «وقایع اتفاقیه» منتشر شد.
دادههای روزنامهای چه کمکی به پژوهشهای تاریخی میکند؟
چندی است که دو منبع پژوهشی تاریخی به کمک مورخین آمده است: «تاریخ شفاهی» و سپس «مطبوعات». اولی برای تحقیقاتی مفید است که دامنه آنها به حدود پنجاه سال پیش به این سو باشد. افرادی که هنوز زندهاند و میتوان برای «مصاحبه» به سراغشان رفت. دومی اما بیشتر به عمق زمان میرود و به صد و پنجاه سال عقبتر هم میرود. یعنی از اوایل ناصرالدین شاه تا به امروز میتوان از این منبع سود جست. درست از زمانی که روزنامه «وقایع اتفاقیه» منتشر شد.
یک شماره روزنامه را که باز میکنید، در قسمتی اخبار و گاه تحلیل سیاسی است، سپس اخباری از زندگی اجتماعی مردم کوچه و بازار در آن یافت میشود، ثبت و درج قیمت اجناس و حتی آگهی تبلیغاتی هم موجود است. این ستونهای اصلی روزنامههای ایران بوده اند. برای مورخی که میخواهد از قیمت مواد غذایی در یک صد و پنجاه سال پیش آگاهی یابد، چه چیزی بهتر از مراجعه به این منابع بکر و دست نخورده؟ آن که زندگی اجتماعی طبقات و اصناف جامعه را پیگیری میکند، و روی روابط و تعاملات آنها مطالعه میکند، چرا از زندهترین و جالبترین گزارشهای این حوزه که در روزنامهها مندرج است، چشم بپوشد؟ در مورد اتفاقات سیاسی نیز وضع به همین ترتیب است، با مراجعه به روزنامهها دقیقترین زمان حادثه را میتوان دریافت. این که دقیقاً در چه تاریخی فلان حادثه به وقوع پیوسته است. از طرف دیگر به خاطر فضای سانسوری که معمول روزنامهها بود، باید دادههای سیاسی را با منابع دیگر از جمله «اسناد» و «کتابها» مطابقت داده و تکمیل کرد. تا فراموش نکردهام باید بگویم معمولاً اسناد آن قدر به جزئیات حوادث اشاره میکنند که کشف یک «روایت» از آنها کمی مشکل است، اما روزنامهنویس چون مخاطب خود را بیاطلاع از حادثه میداند، از ابتدا تا انتهای حادثه را بازگو میکند. در واقع روزنامه در مقایسه با سند، تصویر کلیتر و صریحتری را به مخاطب خود ارائه میدهد.
***
وقتی روزنامه به ایران وارد شد، هم انتشاردهندگان روزنامه و هم مخاطبان آن درست نمیدانستند چیست و به چه درد میخورد. تا به جایی که بخشی از نظام اداری قاجاری گمان میکردند روزنامه مانند یک منصب دولتی است که به بعضیها تعلق میگیرد و به بعضیها تعلق نمیگیرد. (وقایع اتفاقیه،ش۲۶،۲ شوال ۱۲۶۷) اما انتشار دهندگان روزنامه نیز در تهیه اخبار شهرها و ولایات مشکل داشتند. بدین خاطر از طرف خود ناصرالدین شاه به حکام «کل و جزء» دستور داده شد ماهی دو مرتبه اخبار منطقه خود را به نزد «محمدحسنخان صنیعالدوله» یا همان اعتمادالسلطنه بعدی ارسال دارند. البته این شخص در نیمههای راه به فرایند تهیه و نشر روزنامه رسید. ابتدا در روزنامه وقایع اتفاقیه اشخاص دیگری از جمله «برجیس» و «میرزا جبار تذکرهچی» به کار تهیه و نشر اخبار مشغول بودند. به هر حال فرمان شاه چنین است «در ضمن احکام صادره همایونی ملفوفه فرمان مبارک به جمیع وزرای عظام و حکامِ کل و جزء ممالک محروسه شرف صدور یافت که اخبار متعلقه به اداره و ایالت و حوزه حکومت خود را در هر ماهی دو نوبت نزد محمدحسنخان صنیعالدوله، رئیس کل دارالطباعه بفرستند.»(ایران،ش ۳۰، ۲۶ جمادیالاول ۱۲۸۸) معنی عبارت «در روزنامه این ولایت نوشته بودند…» که درابتدای اغلب اخبار میآمد، نشان از امتثال امر پادشاه داشت.
بیگمان در ابتدای کار حُکام به خاطر اجرای دستور پادشاه، شروع به ارسال اخبار کردند. اخباری که بیشتر صبغه اجتماعی داشت. اما کم کم حکام دریافتند که از طریق ارسال اخبار مثبت از وضع حوزه حکمرانی خود، میتوانند خویش را در دل شاه جا کنند. چنین شد که بعضی از اخبار و دادههای ولایات رنگ و بوی خودستایی گرفت و شامل جملاتی تکراری و کسلکننده از وجود امنیت و رفاه در منطقه شد. اما این همه داستان نشر روزنامه در این کشور نیست. کم کم روزنامههای خارج از کشور شروع به انتشار کردند، روزنامههایی که در بیان حقیقت محذورات کمتری داشتند. بنابر این روزنامهنگاری بیش از پیش رنگ و بوی حقیقت گرفت. وقوع انقلاب مشروطیت دست روزنامههای داخلی را در انعکاس واقعیتها گشاده کرد. فضای آزادی پیش آمد که مراجع قدرت شکسته شدند و ترس روزنامهنگار در نقد آنان ریخت. این شرایط با وقوع جنگ جهانی اول و اشغال کشور توسط نیروهای خارجی بستهتر شد و سرانجام روی کار آمدن دیکتاتوری رضاشاهی قلم روزنامهها را در حوزه سیاست خفه کرد. با این همه اکنون که بعد از یک قرن و نیم به این دادههای مطبوعاتی نگاهی میافکنیم، متوجه امتیازات و نکات برجستهای در دل سطور آنها میشویم و در مییابیم مطالب مذکور حاوی چه نکات بدیعی برای پژوهشهای تاریخی هستند.
***
در ایران، حدود دو دهه است که مورخان به این ظرفیت روزنامهها در بازنمایی و بازسازی تاریخ شهری پی برده و تلاش کردهاند دسترسی به آنها را برای پژوهشگران آسانتر کنند. یکی از این راهها، آن تبدیل دادههای مطبوعاتی در قالب کتاب است. چرا که کتاب، نسبت به روزنامه بیشتر در دسترس است و نیز مانند روزنامه پراکنده نیست. هم چنین خواندن آن آسانتر است. خصوصاً اگر مولف کتاب با درج تعلیقات و علائم سجاوندی به روانخوانی متن روزنامهای کمک کرده باشد.
شاید نخستین مبدع این روش، تا آنجا که من اطلاع دارم، دکتر سید جعفر حمیدی باشد. وی در سال ۱۳۷۸ یعنی درست بیست سال پیش کتاب «بوشهر در مطبوعات عصر قاجار» را انتشار داد. او با تورق در روزنامههای «جنوب»، «حبل المتین» و نیز «مظفری» و بازنویسی دادههای مربوطه در کتاب خویش، در واقع دریچه تازه ای برای مورخین بوشهر گشود. دریچه ای که بازه زمانی سال ۱۳۱۱ق تا حدود سالهای ۱۳۳۸ق را در بر میگیرد.
شاید با الهام از اثر ارزشمند ایشان بود که صاحب این قلم در سال ۱۳۸۳ کتاب «تاریخ اجتماعی اصفهان در عصر ظل السلطان» را تهیه و تدوین کرد. این کتاب سری به دوره سیزده ساله روزنامه فرهنگ اصفهان (۱۳۰۸ ـ ۱۲۹۶ق)زده و اخبار و دادههای مربوطه را از آن بیرون کشیده و سپس فصلبندی و تدوین نموده است.
کتاب بعدی اینجانب، که سه سال بعد منتشر شد، همین رویه را پیش گرفت. این اثر تحت عنوان «اصفهان از انقلاب مشروطه تا جنگ جهانی اول» به روزنامههای بازه زمانی انقلاب مشروطه تا جنگ جهانی اول در اصفهان توجه داشت و اخبار، گزارشها و مقالات آنها را انعکاس میداد. یک اثر دیگر من، باز هم چنین ساختاری دارد اما این بار وارد عصر رضاشاه شده است «تحولات عمران و مدیریت شهری اصفهان در دوره پهلوی اول» به انعکاس روزنامههای عصر رضاشاه در اصفهان میپردازد. بیشتر دادههای این کتاب به روزنامه «اخگر» که از سال ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۱ش در اصفهان انتشار مییافت، معطوف است. کتاب «تاریخ نساجی اصفهان به روایت اسناد و مطبوعات» نیز چنین رویکردی دارد. ولی این بار به جای «زمان»، به «موضوع» یعنی نساجی اهمیت میدهد.
در سطح کشور رضا نوزاد، محقق گیلانی، با این منش قلم به دست گرفت و ابتدا در سال ۱۳۸۸ کتاب «گیلان در وقایع اتفاقیه» را منتشر کرد و سپس در سال ۱۳۹۴ کتاب سه جلدی «اخبار گیلان در مطبوعات عصر قاجار» را انتشار داد. کتاب نخست سعی کرده است با استخراج و تنظیم زمانی اخبار آن ولایت در روزنامههای «وقایع اتفاقیه»، «دولت علیه ایران» و «روزنامه دولتی» منبع تازهای در اختیار پژوهشگران آن خطه قرار دهد. این منبع حدود بیست سال تاریخ این خطه را بازگو کرده است (از ۱۲۶۷ الی ۱۲۸۷ ق ). رضا نوزاد بعدها اثر خویش را کامل تر کرد. بر همین مبنا در سال ۱۳۹۴ کتاب ارزشمند «اخبار گیلان در مطبوعات عصر قاجار» را در سه جلد منتشر کرد. او به بسیاری از روزنامههای عصر قاجار از جمله وقایع اتفاقیه، ایران، دولت علیه و… مراجعه کرده و اخبار مربوط به ایالت گیلان را از دل آنها بیرون کشیده و بازنویسی کرده است. انتشار این کتاب علاوه بر این که به خودی خود تاریخ شهر و ایالت را از نگاه روزنامهنگاران قاجاری نشان میدهد، منبع بسیار خوبی است برای پژوهشگران محلی که زحمت مراجعه به این روزنامهها را از دوش خود برداشته و به این کتاب عظیم سه جلدی مراجعه نمایند. از گیلان که بیرون آمده به سمت خراسان برویم، سید مهدی سید قطبی، کاری سترگ و ارجمند در همین رابطه را دست گرفته که تاکنون یک جلد آن منتشر شده است: «اخبار خراسان در مطبوعات دوره قاجار» وی نیز با مراجعه به روزنامههای مذکور همین روش را برای منطقه جغرافیایی خراسان به انجام رسانیده است. تاکنون جلد اول این کتاب چند جلدی که مربوط به بازه زمانی عصر محمدشاه و ناصرالدین شاه است، انتشار یافته است. می توان به محققین سایر استانها نیز پیشنهاد داد با انجام این کار، البته به صورت دقیق و علمی، باری از دوش پژوهشگران و شهرشناسان استان خویش بردارند.
نگاهی به کتاب «اخبار اصفهان در روزنامههای عصر قاجار» اثر عبدالمهدی رجائی
با وجود منابع چندی که در قالب تاریخ محلی درباره اصفهان در دوره قاجار موجود است از جمله کتابهای «جغرافیای اصفهان» «الاصفهان» و کتاب «نصف جهان فی تعریف الاصفهان» با این همه بخشهای زیادی از تاریخ این شهر از جمله تاریخ مردم آن هنوز در لابلای متون و اسناد تاریخی گم هستند. در واقع ما هنوز کتاب جامعی مثلاً درباره تاریخ اصفهان در دوره ناصری نداریم، حتی به درستی نمیدانیم حکام اصفهان در این دوره چه کسانی بودهاند و هر کدام از چه زمانی تا چه زمانی بر این شهر حکومت کردهاند. اوضاع اجتماعی مردم در این یک قرن و نیم چگونه بوده است. مردم روستاها چه نوع زندگی را تجربه میکردند و هزاران خلاء تحقیقاتی دیگر که کتاب«اخبار اصفهان» تلاش دارد بخشی از آن را پر کرده و مواد خامی را برای هر نوع تحقیق در اختیار پژوهشگران قرار دهد.
اهمیت کتاب
این کتاب بازنویسی اخبار حدود دوازده روزنامه است. از روزنامهای داخلی مانند وقایع اتفاقیه و ایران گرفته تا روزنامههای چاپ خارج مانند حبلالمتین، ثریا و نیز پرورش. پیشتر در مورد ارزشمندی متون مطبوعاتی در بیان تاریخ سخن گفتیم. یک مورد آنکه ما «زمان دقیق» حوادث و وقایع را در مییابیم. اینکه فلان شخص به طور مشخص از کی تا کی حکمرانی شهر را بر عهده داشته است. در دوران حکمرانی خود چه کارنامهای برجای گذاشته و چه کرده است. نیز در این روزنامهها با حوادث عمدهای که در منطقه اتفاق افتاده و ابعاد آن آشنا میشویم. یک نمونه از این حوادث آمدن ناصرالدین شاه و امیرکبیر به اصفهان در سال ۱۲۶۷ق است و نمونه دیگر قحطی بزرگ سال ۱۲۸۸ق میباشد که گوشههایی از آن بلیه را در شهر اصفهان درک میکنیم. بلایای کوچکتر مثل گسترش وبا و شیوع بعضی بیماریهای دیگر را نیز میتوان در سطور روزنامهها جستجو کرد.
در کتابهایی که به تاریخ شهرها اشاره دارند کمتر مقوله «تاریخ اجتماعی» را مد نظر قرار میدادند. اما در خلال روزنامههای منتشره میتوان به گوشههایی از تاریخ اجتماعی شهرها، تعاملات مردم با یکدیگر، نقش لوطیها و دیگر طبقات اجتماعی، جایگاه اصناف، و نیز منظومه فکری مردم را تا حدودی دریافت. مثلا در خبری در همین کتاب اخبار اصفهان میخوانیم «در این روزها در محله دارالبطیخ ضعیفهای به یک شکم سه دختر زاییده است و این معنی گاهی که اتفاق افتاده و تجربه نمودهاند میگویند که دلالت بر طول عمر و ازدیاد شوکت پادشاه آن ایام مینماید.» (وقایع اتفاقیه، ش ۱۰۲، ۳ ربیعالثانی ۱۲۶۹) از اتفاق آنکه این سخن درست از آب در آمد و ناصرالدین شاه در میان همتایا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 