پاورپوینت کامل اندیشه در عسرت ۵۱ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل اندیشه در عسرت ۵۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اندیشه در عسرت ۵۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل اندیشه در عسرت ۵۱ اسلاید در PowerPoint :
ابتدا لازم است مفهوم «تفکر» مستفاد در این یادداشت را توضیح دهیم. ذهن بشر در مواجهه با اتفاقات گوناگون در طبیعت و جهانزیست خود، انواع معلولها را ادراک و تجربه میکند. بسیاری از این معلولها، تعجب و تاثرات هیجانی شدیدی در ذهن ایجاد میکنند.
آناتومی مختصری از فلسفه و اندیشه در ایران امروز
ابتدا لازم است مفهوم «تفکر» مستفاد در این یادداشت را توضیح دهیم. ذهن بشر در مواجهه با اتفاقات گوناگون در طبیعت و جهانزیست خود، انواع معلولها را ادراک و تجربه میکند. بسیاری از این معلولها، تعجب و تاثرات هیجانی شدیدی در ذهن ایجاد میکنند. این موضوع ذهن را به یافتن علت و سببِ آن معلولها هدایت میکند. در مواقعی که امکان یافتن علّت یا عللِ ضروری برای یک معلول میسر باشد، ذهن با تاثیرات علّی آشنا شده و آن را مفهومسازی میکند. منظور از تاثیرات علّی، کنشهایی هستند که طی آنها، یک یا چند علّت ضرورتا موجب وقوع رخدادی معین میشوند. برخی از این تاثیراتِ علّی، واقعی بوده و ذهن بهدرستی تشخیص میدهد ولی برخی دیگر موهومی و حاصل برآورد اشتباه یا سقوط ذهن در چاههای غیرعقلانی هستند. در مجموع، علّت و چرایی بروز این اتفاقات، از جمله مهمترین کنجکاویهای ذهن است که حاصل آن یافتن دلیل و استدلالِ تبیینی است. بنابراین، کارکرد عمومی ذهن و متدولوژی نظریات علمی در تحلیلِ تاثیرات علّی، تقریبا مشابه هم هستند. وظیفه فرضیات علمی عمدتا تبیین و توضیح پدیدههای طبیعی و روابط علّی است. وقتی رویداد یا پدیدهای مانند E رخ میدهد، تبیین پدیده باید علّت یا مجموعهای از علّتها مانند C را جستوجو کند بهنحویکه وقوع C در هر زمان و شرایط محیطی یکسان، بروز رخداد E را ضمانت کند. این شرطِ ضرورت یعنی «وقوع C، بروز رخداد E را ضمانت میکند» وجه تمایز و مشخصه تبیین علمی است. در مواقعی که علّت یا عللِ ضروری وجود ندارد یا امکان تشخیص آنها توسط ذهن میسر نیست، ذهن بهترین دلیل یا توجیه مانند B را برای بروز رویداد E جستوجو میکند. تصور کنید هنگام عبور از مکانی، مشاجره دو نفر از همکارانتان را مشاهده کنید. بیاختیار دلیل این دعوا را در ذهنتان جستوجو خواهید کرد. این رویکرد منطقی، اصطلاحا استدلال ابداکتیو (Abductive reasoning) نامیده میشود. استدلال ابداکتیو لزوما واجد شرط ضرورت نیست ولی نکته جالبی در باب آن وجود دارد. در باب ارتباط حیرت و فلسفه از افلاطون تا هیدگر سخنان بسیاری گفته شده است. از طرف دیگر، علت پردازشِ ابداکتیوِ ذهن را نیز تعجب و حیرت قلمداد کردیم، منتها تعجبی که پرسش و چرایی امر در ذهن ایجاد کند و نه صرفا سرگشتگی و تحیری خوشایند که پیامد قابل عرضی ندارد. بنابراین حیرت به این معنا، محرّک تفکر در باب روابط علّی و استدلال ابداکتیو است. کارکرد دیگر ذهن، استدلال برای صحت قواعد و باید و نبایدها در سیطره زندگی، فرهنگ و جامعه است. پروسه فکری تولید استدلال و دلیلتراشی با هدف توضیح علتِ بروز روابط علّی و موجهسازی عقاید، هنجارها و قواعد را تفکر مینامیم که دارای دو وجه است. وجه زایشی آن، یعنی ذهنی که مولّد استدلال و استنتاج است. استدلال مفهومی بسیار مظلوم است زیرا همگان نسبت به ارزشها و تصمیمات گوناگون در زندگی و جامعه دست به استدلال میزنند، درحالی که بسیاری از این استدلالها ناموجه بوده و صرفا دلیلتراشیهایی با هدف مصادره به مطلوب، ارضای خودمحوری (Egocentrism) و تحریف حقایق هستند. در قلمرو استدلال جایی برای دلیلتراشی ناموجه وجود ندارد. دلیلتراشی، نحوهای استفاده از زبان برای متقاعد کردن مخاطب و نیز دفاع از تصمیم و رفتار اتخاذ شده توسط افراد است. حاصلِ وجه اول تفکر، عقاید و گفتمانهای مختلف اعم از تبیینی و هنجاربخش است. دومین وجه، جنبه انتقادی تفکر است که افکار و دلایل دیگران، آموزهها و گفتمانهای عمومی را مورد نقد قرار میدهد. انسانِ امروز در چنبره باورها، عقاید، اطلاعات و پروپاگاندا اسیر است. این اطلاعات، هم از نوع اخبار و دانشِ وقایع و هم اطلاعاتی هستند که ارزشها و هنجارهایی را ابلاغ و تبعیت از آنها را القا میکنند. حجم قابل توجهی از این محتویات ماهیتا مغالطهآمیزند ولی چنان با ظرافت آراسته میشوند تا موجه و مستدل جلوه کنند. بنابراین یک میدان منازعه وجود دارد که در یک طرف، اذهان نقّاد و در طرف دیگر گفتمانهایی هستند که چه در سپهر نظری/ایدئولوژیک و چه در حوزههای ارزشی/هنجاری جامعه تسلط دارند. تفکر اصلیترین پروسه و پردازش مغزی در ایجاد گفتمانهای تبیینی و ارزشی در جامعه است. آیا در این تفکرات، شیوه یا شیوههای عمدهای وجود دارند؟ دینامیک تحول و اصلاح گفتمانها از چه منطقی تبعیت میکند؟ این سوالات را در بستر اندیشه و سپهر گفتمانی ایرانزمین بررسی میکنیم.
گفتمان و منطق تحول گفتمانها
منظورمان از گفتمان عبارت است از هر مکتب فکری منسجم که در خصوص برخی حوزههای نظری (تبیینی و ارزشی) و عملی (هنجاری – قانون) مواضعی را اتخاذ و استدلال ارایه میدهد. این مفهوم از گفتمان به دکترین یا خط مشی نزدیک است مشروط به اینکه جنبه استدلالی و موجهسازی عقاید و ارزشهای آن مدنظر باشد. لذا، شیوههای مستفاد در تفکر، شالوده گفتمان را شکل میدهد. گفتمان میتواند از نوع تشکل فکری – عقیدتی یا یک نهاد و موسسه مطالعاتی از قبیل دانشگاه نیز باشد. اصولیترین منطقِ تحول، اصلاح، پذیرش و عدم پذیرش گفتمانها عبارت است از حضور و مواجهه گفتمانهای رقیب (Counter-discourse) و نقّادی گفتمانهای بدیل از گفتمانهای رایج و مسلط. منازعه آکادمیک گفتمانها، عبارت است از همین نقّادی متقابل گفتمانها و پادگفتمانها. حاصل این دینامیزمِ گفتمانی، خود- اصلاحگری یا استنساخ گفتمانهاست. متاسفانه این هنجارِ علمی – آکادمیکی در ایران شکل نگرفته، زیرا حوزه اندیشه در ایران از حیث مهارتهای تفکر بسیار ضعیف و نیز دارای موانع و عیوب بسیاری است که به چند مورد اشاره میکنیم. نخست، در سپهر عمومی ایران، به دلیل وجود تابوها و خطوط قرمزِ فراوان، توانایی ایجاد گفتمانهای بدیل در مقابل گفتمانهای رسمی و تسلط یافته وجود ندارد. توجه کنید که در ایران گفتمانهای هژمونیک اعم از نظری و هنجاربخش به عنوان گفتمانهای حقیقتگو تبلیغ شده و بخشهای جامعه ملزم به رعایت هنجارهای تجویز شده آنها هستند. گفتمانهای عامهفهم در مدارس، تریبونهای عمومی، مطبوعات و بهویژه در شبکههای تلویزیونی تبلیغ میشوند. گفتمانهای تخصصی در تریبونهای دانشگاهی، کلاسها و کتب درسی و در خلال اسلامیسازی علوم انسانی تسلط یافته و بر سپهر اندیشه چیره شدند. گرچه جنبههایی از گفتمانهای مسلط در برخی مقالات و نوشتجات مورد نقد قرار میگیرند ولی امکان بروز و نمو پادگفتمانی که مقابل گفتمانهای هژمونیک قرار گیرند، وجود ندارد. مجلات دانشگاهی در ایران چنان مقررات و فرمتی از مقاله را شرط قرار میدهند که عملا امکان انتشار یک نوشته انتقادی میسر نمیشود. نویسندگان انتقادی لاجرم به مطبوعات و مجلات غیرآکادمیک سوق داده میشوند. ولی نقّادیهای پراکنده به فراموشی سپرده شده و منتهی به جریانِ فکری منسجمی نمیشوند. در نهایت بستر ایجاد گفتمانهای نقّاد و رقیب فراهم نمیشود. القصه، تابو، خطوط قرمز و موانعی همچون محدودیت نهاد دانشگاه و نبودِ فضای مجاز برای همفکری، تنسیق و ترویج افکار دگراندیش، موانعی سر راهِ ارزیابی و نقّادی گفتمانهای مسلط هستند. گفتمانهای مسلط – به دلیل خصلت محافظهکاری و کمتوجهی به واقعیتهای جامعه – نه با نقّادی پادگفتمانها و نه با پیشبینی وقایع و مطالبات جامعه اصلاح نمیشوند. نتیجتا در مواردی تبدیل به گفتمانهای تحمیلی شده و تجویز سیاستهای نادرست این گفتمانها، باعث بروز بحرانهای اجتماعی از فرهنگ و اخلاق گرفته تا اقتصاد، حقوق و سیاست در کشور میشوند. فقط بروز بحران آنها را مجبور به برخی اقدامات اصلاحی میکند، ولی چون از واقع
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 