پاورپوینت کامل درباره علی دهباشی و کارهایش ۸۱ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل درباره علی دهباشی و کارهایش ۸۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل درباره علی دهباشی و کارهایش ۸۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل درباره علی دهباشی و کارهایش ۸۱ اسلاید در PowerPoint :
گاهی تصور ما از آدمها بسیار دور از واقعیت آنهاست. مثلا از روی عکس افراد یا تصویر ذهنی و روایت دیگران درباره یک شخص یا روایت غلط و نادرست خودمان از دیگران، افراد را مطابق میل خودمان در ذهنمان میسازیم و گاهی هم اجازه میدهیم دیگران با روایتهای شخصی خود – چه بسا نادرست و مبالغهآمیز (در دو وجه مثبت و منفی) – سیمای خاصی از آدمها در ذهنمان خلق کنند.
نمی توان او را صید کرد خودش صیادی ماهر است / عظیم طهماسبی
گاهی تصور ما از آدمها بسیار دور از واقعیت آنهاست. مثلا از روی عکس افراد یا تصویر ذهنی و روایت دیگران درباره یک شخص یا روایت غلط و نادرست خودمان از دیگران، افراد را مطابق میل خودمان در ذهنمان میسازیم و گاهی هم اجازه میدهیم دیگران با روایتهای شخصی خود – چه بسا نادرست و مبالغهآمیز (در دو وجه مثبت و منفی) – سیمای خاصی از آدمها در ذهنمان خلق کنند.
علی دهباشی از آدمهایی است که فارغ از تجربه طولانی و آوازه بسیارش در عرصه مطبوعات و فعالیتهای ارزشمندش در زمینه فرهنگ ایران و جهان، شخصیتی بسیار خاص و سینمایی دارد. به جای سینمایی شاید بهتر است بگویم داستانی… انگار از دل یک رمان برخاسته و سپس در کالبد شخصیتی واقعی در بیرون تمثّل یافته است. اگر دهباشی به غیر از فعالیت در مجله و چاپ و نشر، مثلا در زمینه اقتصادی، تهیهکنندگی فیلم و نظایر آن وارد میشد باز فردی موفق و خلاق بود.
دهباشی بسیار تیزبین و زرنگ است؛ نمیتوان او را صید کرد، او خودش صیادی ماهر است. احساسم این است که روانشناس تجربی – کاردانی است. در چند جلسه معاشرت با افراد میتواند شخصیت آنها و جزییات رفتارشان را ارزیابی کند و حتی عیار آنها را بشناسد و دریابد که چه میخواهند. معمولا با افرادی که بخواهند او را پله ترقی خود کنند، ارتباطش دوام نمیآورد.
او با آنها که اصول دوستی و همکاری صادقانه را پاس نمیدارند و هنوز از راه نرسیده قصد تکیه زدن بر جای بزرگان دارند میانه خوبی ندارد. گویی به تجربه زیسته دریافته است که موفقیت بدون طی کردن مراحل خاص و مقدمات ضروری امری دشوار و گاه آسیبزاست. البته نمیتوانم منکر شوم که عدهای هم از این صافی جناب دهباشی گذشتهاند و آوازهای بلند چون طبل میان تهی به هم زدهاند… شاید خود دهباشی هم از این موضوع بیخبر نباشد. در مجموع او افراد زرنگ را خوب میشناسد و خیلی به آنها میدان نمیدهد؛ هرچند در این قاعده نیز میتوان چندین استثنا یافت.
بخارا فرزند دلبند معنوی اوست و مجالس شبهای بخارا هم یک ضیافت است به پاس این فرزند… هرگاه احساس کند (حتی اگر این احساس چندان دقیق نباشد و در نتیجه یک سوءتفاهم به وجود بیاید) که در ضیافت بخارا، مدیریت و نظارتش با چالش مواجه شده است دیگر چونان فردی که به خانهاش حمله کردهاند از خود بیخود میشود و هیچ نشانی از دهباشی مهربان و بذلهگو در او نمیبینیم (میدانم که این رفتار کمتر از او سر میزند.) مصاحبت با دهباشی در دفترش واقعا شیرین و بهیادماندنی است. اگر کسی یک ساعت در دفتر او حاضر شود، میبیند که دهها بار گوشی موبایلش زنگ میخورد، او صدا را روی بلندگو میگذارد: کسانی از تهران و شهرستانها، ناشران و اصحاب مطبوعات، خبرگزاریها، پژوهشگران جوان و پیر و میانسال و افراد نامدار و گمنام در همان یک ساعت با او تماس تلفنی میگیرند. سلام و احوالپرسیاش با این جماعت معمولا با بیحوصلگی و صدایی مبهم شروع میشود. گاهی با جملات کوتاه و بریده سریع طرف را وادار به پایان گفتوگو میکند و گاهی دیگر با صبر و طمأنینه گوش فرا میدهد و در وسط گفتوگو هم مزه میپراند. در مواردی هم صدایش بالا میرود و با لحنی تند و عتابآمیز سخن میگوید. در این بین چند بسته کتاب و مجله هم توسط پیک به دست او میرسد.
در این روزهای جولان کرونا دهباشی مثل سابق زیاد مهمان نمیپذیرد و معمولا دور و برش به نسبت قبل خلوتتر است. خیلی وقتها در آغاز دیدارم با او نگران سلامتش میشوم و با خودم میگویم خیلی دمغ و بیحال شده است، اما افرادی که با او معاشرت دارند نیک میدانند دهباشی سالیان درازی است که در عین کسالت و بیحالی کارهایش را پیش میبرد و در اوج بحران کمبود کاغذ و انواع مشکلات دیگر از پا نمینشیند و همچنان به پیش میرود. اندکی بعد از هر دیدار چندی نمیگذرد که دهباشی سرشوق میآید. خوب به حرفهایت گوش میدهد و تعلیقهای مناسب و دقیقی میزند و گاهی هم باغ خاطراتِ پرشمارش را به رویت میگشاید. مکان در خاطرات او ایران است و ایرانیان فرهیخته در گوشه گوشه جهان. خوب بلد است چگونه تو را با سفرهای دیروزش در امریکا، فرانسه یا نقاط دیگر جهان همراه کند و پستوی شبهایش را نشانت بدهد. در احوال و اطوار سخنرانان شبهای بخارا نقبی بزند و نکتههایی نغز از اینجا و آنجا به زبان آورد. زمانی میبردت به دفترِ کار روانشاد احسان یارشاطر و جای همکاران او در مرکز ایرانیکا را هنرمندانه نشانت میدهد و از سختگیری و نظم آهنین این استاد نامآور حکایتها میگوید و زمانی دیگر مرحوم داریوش شایگان را از نمای نزدیک و صمیمی برایت به تصویر میکشد؛ شایگانی که جدا از فلسفه و اندیشهورزیاش در بیان وی آدمی بامحبت و وفادار و به قول امروزیها بسیار لارج مینماید.
خاطرات او از ایرج افشار، عبدالحسین زرینکوب، شاهرخ مسکوب، محمود دولتآبادی، شفیعی کدکنی، باستانی پاریزی، بهرام بیضایی، انجوی شیرازی، سیمین دانشور و دهها استاد، نویسنده و هنرمند نامدار ایران زمین پربار است و شایسته ثبت و ضبط.
دهباشی، جدای از کارها و خدمات ارزنده فرهنگیاش فردی است درخور احترام و آدمی صمیمی و جالب. اولین بار به گمانم درسال ۸۴ در شب محمود درویش، در آمفیتئاتر خانه هنرمندان او را دیدم. هیچ وقت برنامهای برای آشنایی با او نداشتم و در آن دوره انگیزه و دلیلی برای این کار در خود نمیدیدم. حدود ۱۵ سال بعد وقتی کتاب «آخرین مصاحبه ادوارد سعید» به قلم این جانب ترجمه و از سوی نشر جهان کتاب منتشر شد، سروکله جناب دهباشی پیدا شد. او از طریق دوستی در کتابفروشی مرجع بنیاد دایرهالمعارف پیگیر و جویایم شده بود. تمایلی نداشتم تا زود پیگیر ماجرا شوم (شاید به خاطر همان تصویر مبهم یا نادرستی که از او در ذهنم پدید آمده بود.) گویا چندبار پیگیر شدند و شماره موبایل خودش را به همکارانم در کتابخانه بنیاد دایرهالمعارف داده بودند تا با او تماس بگیرم.
پس از اولین دیدارم با ایشان، خیلی زود طرح برگزاری شب ادوارد سعید به بهانه انتشار کتاب «آخرین مصاحبه ادوارد سعید» ریخته شد. حالا دیگر دهباشی آن آدمی نبود که از روایت دیگران میشناختم؛ دهباشی خودش بود آن طور که میدیدمش. دهباشی با نسلهای گوناگون دوستی دارد و پیوسته با آنها در ارتباط است. به احترام متقابل و دوستی بیشائبه هم بسیار حساس است. اگر به هر دلیلی سراغش را نگیری، سراغت را میگیرد نه لزوما برای اینکه در کاری جدید با او همکاری کنی، برای اینکه قدر دوستی را میشناسد و از تاثیر سازنده و مفید دیدارهای دوستانه آگاه است. در هر دیدار با گشادهدستی، جدیدترین شماره بخارا یا کتابی تازه، یک دیویدی فیلم سینمایی خوب یا موسیقی کلاسیک یا مستندی کمیاب به تو هدیه میدهد. در این چهار دهه انقلاب بیگمان دهباشی در زمینه مطبوعات پدیدهای نادر است و درخور مطالعه.
آنچه نوشتم تنها بخش کوچکی از تجربه شخصی دوستی و آشنایی و معاشرتم با جناب علی دهباشی بود؛ خدایش تندرست بدارد و بر عمرش بیفزاید.
ایثار جان همچون آرش / مهرداد اسکویی
آشنایی من با علی دهباشی به سالهای دور بازمیگردد، یعنی وقتی که با مرحوم استاد ایرج افشار در ارتباط بودم و در بسیاری از کارها از ایشان راهنمایی میگرفتم. به واسطه استاد افشار با آقای دهباشی آشنا شدم. علی دهباشی همیشه مرا در زمینه فیلم و عکاسی تشویق میکرد و طی این سالها به من در زمینه عکاسی از مفاخر فرهنگ و ادب و هنر ایران، بسیار کمک کرده است. آقای دهباشی از دههها پیش ارتباطات و دوستیهای گسترده و عمیقی با شماری از برجستهترین نامآوران فرهنگ و ادب و هنر ایران داشتند. از این حیث همواره به من در جهت دسترسی به این بزرگان کمک کردند. من هم خیلی اوقات عکسهای روی جلد بخارا را تهیه کردهام یا گاهی عکسهایم از این مفاخر را برای استفاده در بخارا و شبهای بخارا، تقدیم ایشان کردم.
به نظر من بزرگترین کار علی دهباشی، ایثار زندگیاش برای ثبت یک برهه مهم تاریخی و پاسداشت مقام چهرههای فرهنگی ایران است. او از جوانی، زندگی خود را وقف معرفی و کمک به بزرگانی کرده که در زمینه ادبیات و فرهنگ و هنر ایران تلاش میکنند و برای ایشان مراسم گرفته و در کنارشان بوده است. در همه این سالها، او از چهرههایی است که در متن ادبیات و فرهنگ ایران، در کنار نامآوران این حوزه حضور داشته و آنها را ارج گذاشته است. من برای عکاسی چند ده نفر از چهرههای نامآور، همراه آقای دهباشی بودم و همه جا از نزدیک شاهد رفتار آن چهره نامآور و خانوادهاش با آقای دهباشی بودم و همواره دیدهام که چقدر با مهر و عطوفت با او رفتار میکنند و او را به عنوان عضوی از خانواده خودشان پذیرفتهاند. به نظر من در ایران امروز هیچ شخصیتی مثل آقای دهباشی به چهرههای نامآور فرهنگ و هنر این اندازه نزدیک نبوده است.
اما در مورد رابطه خودم با آقای دهباشی باید بگویم که طی سالهای آشنایی همواره به من لطف داشته و از پرترههایم تعریف کرده و گفته این پرترهها برای من خاص و متفاوت است. او بارها به من گفته که این پرترهها، به شکلی که این شخصیتها را میشناسد، نزدیک است و روحیات و خصایل و ویژگیهای شخصیتی ایشان را منعکس میسازد. دهباشی همیشه و همه جا پشتیبان من بوده و به خصوص در دو- سه سال گذشته به من برای انتشار کتاب هفت جلدی چهره مفاخر هنر و فرهنگ و ادبیات ایران، بسیار کمک کرده است. ایشان خیلی تلاش کردند که برای این کار ناشری پیدا شود. البته متاسفانه هنوز این کار به انجام نرسیده، اما در هر صورت من تلاش او را در این زمینه دیدم. همیاری و همفکری علی دهباشی همواره برای من پیوسته بوده است و شخصا او را خیلی دوست دارم.
البته آنچه آمد به معنای نقدناپذیری دهباشی نیست و در این میان برخی هم انتقادهایی را مطرح میکنند. اما من همواره به دهباشی گفتهام که اگر شما هیچ کاری نمیکردید، هیچکس راجع به شما چیزی نمیگفت و همه از شما تعریف میکردند. اما اگر حجم کار او را لحاظ کنید، شگفتزده میشوید. این حجم از کار از انسانی شصت و دو ساله واقعا حیرتآور و واجد ارزشهای بسیاری است.
به نظر من اهالی ادبیات کشور باید از خدمات علی دهباشی قدردانی به عمل آورند. او جانش را چون تیری در کمان آرش نهاده و برای معرفی فرهنگ و ادبی فارسی در ایران فرهنگی تلاش کرده است. ایران دهباشی، شامل همه سرزمینهای فارسیزبان اعم از ایران و افغانستان و تاجیکستان و … است.
او برای معرفی مفاخر این فرهنگ کنار سکو ایستاده است. از این حیث بسیار خرسندم که اکنون نور روی او افتاده و هدف تجلیل از مقام فرهنگی و تلاشهای بیشائبه اوست. زیرا این پاسداشت مقام مفاخر در دوران اوج پختگی ایشان است؛ کاری که دهباشی همواره صورت داده است. مشهور است که ایرانیان مردهپرستند و پس از مرگ بزرگان، برای آنها یادبود برگزار میکنند و یادداشت مینویسند. نکوداشت حاضر به سیاق فعالیتهای خود علی دهباشی صورت میگیرد. علی دهباشی در زمانی که همه اساتید در اوج پختگی هستند و در سرند تاریخ، باقی ماندهاند، آنها را در مییابد و در معرفی و تجلیل ایشان میکوشد. به نظر من الان خودش هم در این وضعیت است. به عقیده من تلاشهای او باید توسط یک بنیاد حفظ و نگهداری شود. تمام آنچه او طی یک عمر ارزشمند از اهالی فرهنگ و هنر به صورت سخنرانی و گفتار و نوشتار و عکس و فیلم ثبت کرده، گنجینه گرانبهایی برای آیندگان است. ما به دلیل بحرانهای سخت اقتصادی به این مسائل کمتر توجه میکنیم، از این حیث از روزنامه سپاسگزارم که این اقدام ارزنده را صورت داده است و امیدوارم در آینده تاریخ ایران، انسانهایی مثل علی دهباشی، تکثیر شوند، کوشندگانی که برای حفظ و اشاعه فرهنگ و هنر ایرانی، عمرشان را بگذارند و ایثار کنند.
حکایتنویس اهل فرهنگ و هنر / احمد طالبینژاد
درباره شخصیت، کارنامه و تاثیر و تحولاتی که علی دهباشی در عرصه فرهنگ و هنر ایران به جا گذاشتهاند، بهتر است که آیندگان قضاوت کنند یا به تعبیر دقیقتر، آیندگان بهتر قضاوت خواهند کرد. بر این اساس ترجیح میدهم به شناخت خودم از او اکتفا کنم. علی دهباشی از چهل و اندی سال پیش که در عرصه فرهنگ و هنر ایران نامی به در کرده و موقعیت محترمانهای به دست آورده، لحظهای از وظیفهای که خودش یا روزگار و شرایط برعهده او گذاشته، غفلت نورزیده است، خواه در معرفی شخصیتهای نامدار و ارزشگذار در عرصه فرهنگ و هنر ایران و خواه در زمینه انتشار نشریاتی که هر یک جزو نخبهترین آثار انتشاراتی ما محسوب میشوند، مرادم دو نشریه معتبر و ارزشمند کلک و سپس بخارا است. خوشبختانه بخارا کماکان
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 