پاورپوینت کامل انسان هستنده‌ای چند میراثی ۷۸ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
6 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل انسان هستنده‌ای چند میراثی ۷۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل انسان هستنده‌ای چند میراثی ۷۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل انسان هستنده‌ای چند میراثی ۷۸ اسلاید در PowerPoint :

پرسش از میراثمندی و ماهیت چند میراثی انسان، پرسش از «چیزیست» که در هر دم زندگی ما در لحظه لحظه زیست جهان بشری ما در هر دم تجربه‌های رنگارنگ زیسته فردی و جمعی ما حضورش چندسویه و بی واسطه و مستقیم است.

ما انسان اسطوره‌های آغازین هستیم یا انسان سنّت‌های دینی؟

پرسش از میراثمندی و ماهیت چند میراثی انسان، پرسش از «چیزیست» که در هر دم زندگی ما در لحظه لحظه زیست جهان بشری ما در هر دم تجربه‌های رنگارنگ زیسته فردی و جمعی ما حضورش چندسویه و بی واسطه و مستقیم است. فصل مشترک انسان بودن ما و مرز و تمایز ما با دیگر جانوران است. پرسش از «چیزیست» که یک سویش و یک سر نخش ما هستیم و در کف ماست و سوی دیگرش میراث ما و میراثمندی ما. به سخن دیگر هر پرسش و بحث بر سر چند میراثی و میراث بودگی انسان، پرسش از هستی و چیستی هستنده‌ای است که در روشنگاه میراثش دیده و شناخته می‌شود.

وقتی از ماهیت چند میراثی بودن انسان می‌پرسیم. جای فاعل شناسا و موضوع شناخت به هم درمی‌تند؟ ما می‌پرسیم و می‌خواهیم بدانیم میراثمندی ما محمل چه معنائیست یا آنکه میراثمندی ما از ما می‌پرسد ما که هستیم و چه نیستیم؟ به سخن دیگر ما با پرسشی دوسویه یا ذووجه و متقابل مواجه هستیم. پرسش یا پرسش‌هایی که تفکیک و تحدید مرز میان فاعل شناسا یا سوبژه از ابژه یا موضوع شناخت از شناسنده یا آنکه می‌پرسد و می‌شناسد، شفاف و روشن نیست.

میراثمندی انسان محمل چه معنائیست؟

اینکه می‌پرسیم: «میراثمندی انسان محمل چه معنائیست؟ از مفهوم چند میراثی بودن انسان چه معنائی افاده می‌شود؟ مناسبت میان انسان و مواریثش چگونه مناسبتی است؟ اصلاً میراث چیست؟ میراثدار کیست؟ چه حاجت و ضرورت به صیانت از آثار و اجساد بجای مانده از گذشتگان؟ ما حافظان مواریث خویش هستیم یا مواریث ما حافظ استمرار و ادامه حیات و حضور ما چونان انسان در جهان؟ در پس پشت پرسش‌های ریز و درشت سنجشگرانه و بوته‌های داغ نقدها و مباحث رایج در دنیای منقلب و متحول و بی قرار دوره جدید کدام فکر و فلسفه‌ای نهان است که این چنین انسان روزگار ما را به جستن و کاویدن و کشف و گرداوری و داوری آثار و اجساد بجای ماده از روزگاران گذشته فرا می‌خواند؟» همه از سنخ و نوع پرسش‌های دو سویه و دو وجه هستند.

در سنّت‌های اعتقادی و نظام‌های فکری و دانائی فرهنگ‌ها و جوامع به اصطلاح سنّتی یا پیشامدرن، مسئله‌ها و مباحثی از این دست موضوعیت نداشت. مطرح نبود. اصلاً و اساساً برای انسان آن روزگاران صیانت از مواریث فرهنگی به مفهوم متجدد آن، مسئله نبود .

دوره جدید در قیامتی از بازخوانی‌های عظیم و بی سابقه و نفسگیر تاریخی افتتاح شد و در بستر قیامتی از بازخوانی‌های چندگون تمامیت تاریخ آدمی از صدر تا ذیل مورد پرسش قرار گرفت. پرخروش و پرتموج و شتابان هم بحرکت درآمد. مرحله به مرحله خروشان‌تر و شتابان‌تر هم شد. تاریخ آدمی از صدر تا ذیل چونان ماده و منبع شناخت برای انسان مدرن موضوعیت پذیرفت. در بوته‌های داغ انواع نقدها و اطوار سنجشگری‌ها و اقسام بازخوانی‌ها بازنگری‌ها و بازاندیشی‌ها، گذشته بشر به اکنون به گواهی فراخوانده شد. بازخوانی و نقد و بازنگری در طومار همه سنّت‌های اعتقادی و نظام‌های فکری و دانائی و ارزشیِ تاریخ، فرهنگ، جامعه و جهان بشری. عصر قیامتی از جراحی‌ها و کشفیات باستان شناسانه تاریخ آغاز شده بود که بازگشت ناپذیر بود.

عصر به گواهی فراخواندن آثار و اثقال و اجساد مدفون در ارض تاریخ آدمی. عصر محشری از جنس و سنخ دیگر در گورستان‌های گذشته و فراخواندن مردگان در محشرستان داوری‌های زندگان عالم مدرن. دوره جدید به بازخوانی و سنجشگری و بازنگری و نقد تاریخ و فرهنگ و مواریث فکری و فرهنگی و مدنی و معنوی پیشینیان بسنده نکرد. طرح افتتاح تاریخ و فرهنگ و فکر و نظام‌های ارزشی و دانائی دیگر را درانداخت. دست به اکتتشافات و اختراعات و ابداعات و نوآوری‌های بس عظیم و بی سابقه زد. مواریث فکری و فرهنگی و مدنی و معنوی وسیع و غنی پدید آورد که بی تردید همه نسل‌های پیشارو از ذخایر و منابع عظیم و غنی آن بهره‌مند خواهند شد.

انسان مادام که در سلامت است و اختلالی در سلامت تن و صحت جانش عارض نشده، مادام که زخمی و دردی را در تن نداشته، تا هنگامی که ترسی و اضطرابی و اضطراری و مصیبت و معصیتی جانش را رنج نداده، مادام که ملالی و ملامتی روانش را آزار نداده؛ نگران سلامت خود نبوده است. مادام که تنور جانش گرم زندگیست؛ زندگی برایش موضوع، مسئله یا ابژه بیرونی نبوده است. فارغ از چنین پرسش‌های برینی و دغدغه‌ها و نگرانی‌های بیرونی زندگی کرده است. به تعبیر عامیانه «سری که درد نمی‌کند دستمال نمی‌بندند»، عالم جدید از بحران‌ها، اختلال‌ها؛ اغتشاش‌ها؛ نگرانی‌ها، اضطراب‌های بسیار رنج برده است. انسان عالم جدید که مراد ما انسان مدرن است برای آغازین بار از پایان تاریخ و از انقراضی دیگر سخن می‌گوید. برای آغازین بار از مرگ خدا و از گسست‌ها و گسل‌ها و مغاک‌های جدّی و پرناشدنی سخن گفته است.

ایده و فکر آخرالزمانی دوره جدید به مفهومی که در پاره‌ای از سنّت‌های دینی و اعتقادی فرهنگ‌ها و جوامع به اصطلاح سنّتی سخن رفته است؛ نیست. بسیار متفاوت از آن سنّت‌های آخرالزمانی است. در اینجا سخن از موعود و منجی‌ای نمی‌رود و پای منجی‌ای در میان نیست. پای افتتاح روزگار نو، عالم و آدمی نو هم در میان نیست. سخن از پایان تاریخ و انقراض انسان در میان است. پایان افتتاح عالم و آدمی دیگر در میان است.

در میان شمار کثیری از الفاظ، اصطلاحات و مفاهیمی که در سپهر اندیشه و رویکردهای تاریخی و نظام دانائی دوره جدید از صافی انواع نقدها، سنجشگری‌ها، واکاوی‌ها و بازخوانی‌ها گذشته‌اند و بازتعریف شده‌اند؛ جایگاه اسم‌ها و اصطلاحات و مفاهیمی چونان میراث طبیعی، میراث فرهنگی اعم از ملموس و ناملموس، اعم از مدنی و معنوی، اعم از قومی و ملّی اعم از میراث مشترک ملّی و میراث مشترک جهانی و صدها مشتقات و ترکیبندی‌های مفهومی و مفاهیم ترکیبی برساخته از لفظ میراث از چند نظر ویژه است و ربطشان با نوشتار پیشارو ستبر.

نخست آنکه سخن بر حول و بحث بر سر یک سلسله از مفاهیم انتزاعی فلسفی نیست. سخن بر حول و بحث بر سر کلاف‌های درهم تنیده و بهم پیوسته از مفاهیم و ترکیب بندی‌های مفهومی انضمامیست که بر کثیری از مصادیق رنگارنگ دلالت دارند. با یک جهان مصادیق و مدلولات عینی و شواهد و قرائن ملموس و ناملموس از صدر تا ذیل تاریخ واکاوی بازخوانی، فمهیده و تعریف می‌شوند. به عبارت دیگر سخن و بحث بر حول مفاهیمی است که بر کیهانی از مصادیق و موارد و افراد و مدلولات عینی موجود و مکشوف از صدر تا ذیل تاریخ، فرهنگ، جامعه و جهان بشری ما دلالت دارند و کیهانی از شواهد و قرائن را بر شانه گرفته‌اند .

دو دیگر آنکه شانه به شانه بازخوانی‌ها و سنجشگری‌های انتقادی اندیشه و رویکردهای تاریخی و نظام دانائی دوره جدید، باستان شناسان شانه به شانه رشته‌ها و دانش‌های مرتبط و به‌مدد متخصصان میان رشته‌ای و فناوری‌های مدرن حجم عظیم و سنگینی از منابع و مصادیق ناشناخته اعم از نوشتاری و نانوشتاری را که دلالت بر مفهوم میراث و مشتقات آن دارند کاویده و کشف کرده‌اند و در اختیار ما نهاده‌اند. کشف یک جهان ماده و منبع جدید شناخت هم از جغرافیای طبیعی هم از جغرافیای تاریخ و فرهنگ بشری ما از صدر تا ذیل از متأخرترین روزگاران تا متقدم‌ترین ادوار طبیعی و تاریخی.

سه دیگر آنکه کشف منابع و ماده‌های شناخت نوِ ناشناخته، منظر و معرفت ما را درباره هستی و چیستی میراثمندی انسان چونان هستنده‌ای چند میراثی از ریشه و بنیاد دگرگون کرده است. افق‌های دیگری از وجوه امتیازی انسان و نحوه حضور آدمی را در جهان بروی ما گشوده است. منابع و ماده‌های مکشوف جدید، گام به گام لایه‌ها و ابعاد طبیعی لایه‌ها و ابعاد تاریخی ناشناخته و مفقود و مغفول مفهوم میراثمندی و ماهیت چند میراثی انسان را بروی ما گشوده‌اند که دو سده پیش تصورش در ذهن عالمان طبیعت و باستان شناسان و دیرین انسان شناسان آن زمان درنمی‌گنجید.

به مفهوم دقیق‌تر کشف شواهد و قرائن و مصادیق و مدلولات ناشناخته و مفقود و مدفون از لایه‌های گذشته تاریخ بشر و لایه‌های جغرافیای طبیعی، کشف و دستیابی به اطلاعات و آگاهی و فهم جدید درباره مفهوم میراث و میراثمندی و وجه امتیاز و ماهیت چندمیراثی انسان را به‌دنبال داشته است. کوتاه سخن آنکه بحث و مناقشه بر سر میراث، بحث و مناقشه بر سر یک مفهوم انتزاعی فلسفی نیست. سخن بر حول و بحث و مجادله بر سر مفهومی انضمامی با یک جهان مصادیق و مدلولات عینی است؛ مصادیق عینی و واقعیِ موجود و مکشوف. موجود و مکشوف هم از جغرافیای طبیعی هم از جغرافیای تاریخی که هم بازخوانی‌ها و غربال‌گری‌های سنجشگرانه و بوته‌های داغ رویکردها و روش شناسی‌های تجربی و شواهد بنیاد (evidence based) عالمان طبیعت را به‌دنبال داشته است هم انواع و اطوار و اقسام نقدهای تاریخی و فلسفی و معرفت شناختی و جراحی‌های لایه به لایه باستان شناختی تاریخ بشر از صدر تا ذیل را. رخدادی که چندان معمولی و متداول و متعارف نبوده است. به تصادف نیز اتفاق نیفتاده است. اتفاقاً متناسب و متقارن با مقتضیات و ملزومات تحولات دوره جدید بوده و در بطن و بستر تحولات دوره جدید اتفاق افتاده است. در بطن و بستر یک جهان چالش یک جهان کشمکش یک جهان تحول و تموج و تکاپو و دراندختن طرح یک جهان مسئله‌ها و معضلات ریز و درشت. در بطن و بستر یک جهان عطش معرفت ورزانه انسان عالم مدرن.

انسانی که دیگر نه در آسمان و عالم غیب و قدس و نه در ملکوت و در میان ملکوتیان و آسمانیان و فراتاریخ و فراتاریخیان که در ارض تاریخ و حضور تاریخمند انسان در جهان چونان هستنده‌ای تاریخی می‌جوید و می‌کاود و می‌خواهد بداند و ببیند و بشناسد و بفهمد انسان بودن و میراثمندی و ماهیت چندمیراثی انسان محمل چه معنا و معرفتی است. در آینه تاریخ و اندیشه و آگاهی تاریخی. اتفاقاً چالش‌ها، مخاطرات و بحران‌های جدّی که هم حیات میراث طبیعی هم استمرار مواریث فرهنگی را در مقیاسی انسانشمول و سیاره‌ای به مخاطره افکنده است و گلو و گریبان انسان دوره جدید را می‌خراشد و ادامه و استمرار و حضور تاریخی و تاریخش را در معرض تهدید جدّی قرارداده است؛ زنگ‌های خطریست به صدا درآمده است. زنگ‌های خطر نابودی جدّی. اینها همه از جمله علت‌ها و دلیل‌های موجهی بوده‌اند که جامعه و جهان ما به آنچه در درون جغرافیای طبیعی و زیست بوم و جغرافیای تاریخی و فرهنگی‌اش اتفاق افتاده است بیش از پیش حساس شود و درصدد چاره اندیشی برآید.

انسان؛ هستنده‌ای که تک میراثی نیست

گذار از جغرافیای طبیعیِ تک میراثی و ورود به جغرافیای چند میراثیِ تاریخی – فرهنگیِ اکتسابی، یک رخداد ساده و متعارف و معمولی نبود. جهشی و برق آسا و ناگهانی نیز اتفاق نیفتاد. رخداد در روند بود. روندی به‌غایت پیچیده که به‌تدریج و مرحله به مرحله چهره‌اش آشکار می‌شد. روندی که نه در میان گونه‌های متعددِ جغرافیای طبیعی که در میان یک گونه و یکی در میان هزاران، هزار گونه از جانوران حیات وحش در جغرافیای طبیعی اتفاق می‌افتاد. پیامدش برآمدن و بر صحنه آمدن هستنده‌ای روی سیاره زمین بود که انسانش نام نهاده‌ایم و انسانش می‌شناسیم. سیاره‌ای که در میان صدها و صدها میلیارد سیاره کیهان «ما» روی پوسته نازک و ظریف و سردش اینک هستنده‌ای برآمده و بر صحنه آمده بود؛ برغم مشابهت‌های بسیارش با دیگر گونه‌های جانوران حیات وحش در جغرافیای طبیعی، زیست جهان و جغرافیای خاص خود را پدید آورده بود و در زیست اقلیم و عالم انسانی خود می‌باید زندگی می‌کرد. هستنده‌ای که اینک از پشت لنزهای دقیق و قطور تلسکوپ‌های مدرنش تا مرزهای کیهان و سیاه چاله‌های کیهانی را رصد می‌کند و ماهواره به فضا پرتاب می‌کند و فضاپیما و فضانورد به فضا می‌فرستد و با فشار دکمه‌ای می‌تواند هم، گونه خود هم بساط حیات وحش را برای همیشه از اختر زمین برچیند!

هستنده‌ای که چونان جانوران حیات وحش تک میراثی نیست. چند میراثی است. هستنده‌ای که تاریخی-فرهنگیست. سازنده و آفریننده(poetic) است وخِرَدورز و اعتبارساز و نمادورز. هستنده‌ای که در فکر و فعل و عمل سازندگی و آفرینندگی‌اش اکتساب و آموزش نقش و سهم تعیین کننده بر شانه می‌کشد. میراث کرده‌ها و کردارهایش از بستر و از مسیرهای رنگارنگ پرورش و آموزش ره می‌سپارد و عبور می‌کند و استمرار می‌یابد. از نسل‌های پیشین به نسل‌های سپسین، چونان مواریث فرهنگی وانهاده می‌شود و استمرار می‌یابد. استمراری که مرحله به مرحله جغرافیایش پیچیده‌تر و رنگارنگ‌تر و پر چین شکن‌تر شده است و دامنش در هر سوی سیاره زمین بیش از پیش گسترده‌تر.

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.