پاورپوینت کامل منابع حدیث ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل منابع حدیث ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل منابع حدیث ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل منابع حدیث ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
پاورپوینت کامل منابع حدیث ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
جایگاه حدیث و منابع آن در اسلام و نگاه تحلیلی و مقایسه ای به آن در مقاله زیر به کاوش گذاشته می شود.
فهرست مندرجات
۱ – مراحل تدوین احادیث در اهل سنت
۲ – قرن اول
۳ – حوزه مرکزی اسلام
۳.۱ – جریان نهی از نقل، سماع و نوشتن احادیث پیامبر اکرم
۳.۱.۱ – نهی از نوشتن حدیث با استناد به احادیث پیامبر
۳.۱.۲ – نهی از نوشتن حدیث پیامبر به امر خلیفه اول و دوم
۳.۱.۳ – نهی از نقل احادیث پیامبر
۳.۱.۳.۱ – نقل قول قرظه بن کعب
۳.۱.۳.۲ – نقل بخاری از سائب بن زید
۳.۱.۳.۳ – نقل قول ابن عباس
۳.۲ – جریان تشکیل گروه قصّاصون
۴ – حوزه پیرامونی اسلام
۴.۱ – نقل قول از مدائنی
۵ – قرن دوم
۵.۱ – تکثیر و جعل حدیث
۵.۲ – تدوین احادیث اهل سنت
۶ – نکاتی پیرامون کتاب موطأ
۶.۱ – یکم
۶.۲ – دوم
۷ – صحیح بخاری و اشکالهای وارده
۷.۱ – اولین
۷.۲ – دومین
۷.۳ – سومین
۸ – مراحل تدوین احادیث در شیعه
۸.۱ – از زمان پیامبر تا زمان امام صادق
۸.۱.۱ – نویسندگان حدیث شیعی
۸.۲ – از زمان امام جعفر صادق تا غیبت صغرا
۸.۳ – تدوین کتب اربعه
۹ – بررسی مشکلات احادیث شیعه
۱۰ – پانویس
۱۱ – منبع
مراحل تدوین احادیث در اهل سنت
حدیث پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) در میان اهل سنت به دو دوره تقسیم میشود: دوره نخست که صد سال به طول انجامید و دوره دوم که از ابتدای قرن دوم هجری آغاز شد. هر دوره ویژگیهایی دارد که ویژگی های هر کدام در پی میآید:
قرن اول
تدوین حدیث در صد ساله اول در گستره حکومت اسلامی به دو حوزه مرکزی و پیرامونی تقسیم میشود که هر حوزه ویژگیهایی دارد:
حوزه مرکزی اسلام
دو اتفاق مهم در حوزه مرکزی در بین اهل سنت رخ داد که زمینه ساز دو جریان بزرگ گردید: یکی ممنوع شدن نقل ، نوشتن و حتی گوش دادن به احادیث پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) پس از فوت آن بزرگوار که این ممنوعیت همان طور که گفته شد صدسال به طول انجامید و اتفاق دوم جریان ( قصّاصون ) است که بدان اشاره خواهد شد.
جریان نهی از نقل، سماع و نوشتن احادیث پیامبر اکرم
نهی از نوشتن حدیث با استناد به احادیث پیامبر
احمد بن حنبل، مسلم، دارمی، ترمذی و نسائی همه از ابوسعید خدری نقل میکنند که پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) فرمود:
از من چیزی غیر از قرآن ننویسید و هرکس از من چیزی غیر از قرآن نوشته باید آن را محو کند.
[۱] کنز العمال، ج۱، حدیث ۱۰۰.
[۲] کنز العمال ج۱۰، حدیث ۸۲۹۱۶.
این حدیث در کتب یاد شده با الفاظ و عبارات گوناگون آمده که معنای مشترک همه آنها همان بود که ذکر شد. البته احادیث دیگری از ابوسعید نقل شده که از پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) اجازه نوشتن حدیث گرفتند و پیامبر به آنان اجازه نداد.
[۳] ترمذی، ج۲، ص۱۱، طبع هند.
نهی از نوشتن حدیث پیامبر به امر خلیفه اول و دوم
منع کتابت حدیث از زمان خلیفه اول به پیشنهاد عمر انجام شد و تا زمان عمر بن عبدالعزیز (۱۰۱ ۹۸) ادامه داشت. یهودیان معتقدند دو تورات وجود دارد: یکی مکتوب و دیگری شفاهی. آنان معتقدند در تورات شفاهی تا زمان میلاد حضرت مسیح (علیهالسلام) خیلی مسائل بوده و بعد از نابود شدن معبد سلیمان حدود چهارصد تا پانصد سال طول کشید که (میشنا) به وجود آمد، یعنی تلفیق تورات شفاهی و مکتوب.
[۴] فهرست واره فقه هزار و چهارصد ساله اسلامی در زبان فارسی، ج۱، ص۲۵ ۲۶.
عزرای نویسنده یا دبیر پس از ۴۴۴ پیش از مسیح، همراه با تورات آیینها و سننی زبانی نیز با خود آورده بود دانشمندان برترین انجمن دینی یهود کار او را دنبال کردند سپس دوگونه تفسیر پیدا شده: یکی میدراش از روی آیت های کتاب آسمانی و دومی میشنا از سنن و آیین ها از اینجا در سده سوم و چهارم میلادی، تلمود پایه گذاری شده و با کوشش های دانشمندان در مدرسه های بابل و فلسطین دوگونه تلمود تدوین گشته بود و آن دو در سده شانزدهم چاپ شده است در این تلمود که مانند بحارالانوار مجلسی است، گذشته از مسائل فقهی ، از مباحث دینیِ دیگر هم در آن آمده و آن فرهنگ مردم یهود را به درستی نشان میدهد خواندن این تلمود برای دریافت راز فرهنگ ما هم بسیار سودمند است
خلیفه دوم معتقد بود که مشنا همان تورات شفاهی است که باید از پدید آمدن چنین چیزی در اسلام جلوگیری کرد تا اسلام مانند یهود تحریف نگردد.
[۵] الصحیح من السیره النبی الاعظم، سیدجعفر مرتضی عاملی، ج۱، ص۵۵.
با وجود این امروز چند تا میشنا داریم؟ در میان اهل سنت (حداقل چهار) و در شیعه (چهار میشنا) شکل گرفته است. البته به نظر میرسد در پَسِ تفکر او این بود که چون فرهنگ عرب جاهلی شفاهی بوده است نه کتبی، اکنون که قرآن نوشته شده اگر چیز دیگری نوشته شود باعث کاهش ابهت قرآن میشود.
ذهبی در تذکره الحفاظ از مراسیل ابن ابی ملیکه نقل میکند:
ابوبکر بعد از رحلت پیامبر مردم را جمع کرد و گفت: شما از پیامبر احادیثی نقل میکنید که در آنها اختلاف دارید و مردم پس از شما، اختلافشان بیشتر خواهد شد. بنابراین از رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) چیزی نقل نکنید و اگر کسی از شما سؤال کرد بگویید: کتاب خدا بین ما و شما هست؛ حلال آن حلال و حرام آن را حرام بدانید.
[۶] تذکره الحفاظ، ج۱، ص۳، دارالاحیاء التراث العربی بیروت.
فلا تحدثوا عن رسول الله شیئاً فمن سألکم فقولوا: بیننا وبینکم کتاب الله فاستحلوا حلاله وحرموا حرامه)
بنابر روایات مختلف وقتی خلیفه دوم خواست سنن را بنویسد، از اصحاب نظرخواهی کرد و حدود یک ماه از خداوند راه خیر را طلب کرد تا سرانجام تصمیم گرفت چیزی ننویسد و گفت:
وانی ذکرت قوماً کانوا قبلکم کتبوا کتاباً فاکبوا علیها وترکوا کتاب اللهوإنی واللهلاأشوب کتاب اللهبشیء ابداً؛
[۷] ابن عبدالبر والبیهقی، به نقل اضواء علی السنه المحمدیه، ج۱، ص۴۷.
[۸] تذکره الحفاظ، ج۱، ص۳.
و سپس به شهرها بخش نامه کرد:
هرکسی نزد او حدیثی از پیامبر موجود است آن را محو کند. (من کان عنده شیء فلیمحه)
[۹] طبقات ابن سعد، ج۱، ص۳، به نقل از اضواء علی السنه المحمدیه، ج۱، ص۲۰۶.
لذا روزی را به عنوان روز حدیث سوزان انتخاب کردند و تمام احادیث را سوزاندند و خودش اولین کسی بود که به این امر مبادرت کرد، همان گونه که در زمان پیامبر روزی را به عنوان روز خمرریزان معرفی کردند و هرکس خمر و شرابی در خانه داشت بیرون ریخت و از بین برد.
نهی از نقل احادیث پیامبر
بالاخره اندک اندک گفتن حدیث و نقل آن هم ممنوع شد و حتی کسانی که حدیث نقل میکردند بازداشت و مجازات شدند. روزی خلیفه دوم عبدالله بن حذیفه، ابودرداء ، ابوذر ، ابن مسعود و عقبه بن عامر را نزد خود فراخواند و آنان را به دلیل بازداشتن از نقل حدیث زندانی کرد که پس از کشته شدن خلیفه دوم توسط عثمان آزاد شدند.
نقل قول قرظه بن کعب
قصد سفر به عراق داشتم. عمر مرا تا صرار (موضعی نزدیک مدینه ) بدرقه کرد، سپس گفت: می دانید برای چه همراه شما آمدم؟ گفتم: قصد بدرقه و اکرام ما را داشتی. گفت: خواسته دیگری نیز داشتم، شما به شهری وارد میشوید که همه به زمزمه قرآن مشغولند؛ آنها را به حدیث مشغول نکنید. قرآن را زیبا کنید و روایت از رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) را کم کنید. وقتی قرظه وارد عراق شد مردم از وی درخواست حدیث کردند و او جواب داد: عمر مرا از نقل حدیث نهی کرده است. (فلا تصدوهم بالاحادیث لشتغلوهم جودوا القرآن واقلوا الروایه عن رسول الله)
[۱۰] طبقات ابن سعد، ج۱، ص۳، به نقل از اضواء علی السنه المحمدیه، ص۲۰۶.
روزی عمر به ابن مسعود و ابودرداء و ابوذر درباره نقل حدیث اعتراض کرد و سپس آنان را زندانی کرد و آنان تا هنگام مرگ خلیفه دوم در زندان به سر میبردند. سیره پیشوایان این مطلب را از مستدرک حاکم نقل کرد است
[۱۱] مستدرک حاکم، ج۱، ص۱۰۲، بیروت، دارالمعرفه.
نقل بخاری از سائب بن زید
با طلحه بن عبیدالله، سعد بن ابی وقاص، مقداد بن اسود و عبدالرحمن بن عوف مصاحبت داشتم از هیچکدام نشنیدم که از رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) حدیثی نقل کند، مگر طلحه که از جنگ احد سخن گفت. سیره پیشوایان این مطلب را از مستدرک حاکم به نقل از صحیح بخاری نقل کرده است.
[۱۲] مستدرک حاکم، ج۱، ص۵۶.
اگر به زید بن ارقم میگفتند بر ما حدیث بخوان میگفت: (کبرنا و نسینا؛ پیر شدیم و فراموش کردیم) و بعضی مانند سعید بن زید بن عمرو بن نفیل که یکی از عشره مبشره است بسیار کم حدیث نقل کرده و ابوعبیده جراح هیچ حدیثی در صحیح مسلم و بخاری ندارد. سیره پیشوایان این مطلب را از مستدرک حاکم نقل می کند.
[۱۳] سیره پیشوایان این مطلب را از مستدرک حاکم، ج۱، ص ۵۶.
نقل قول ابن عباس
من پس از چندین سال ملازمت با عمر چنان به او نزدیک شده بودم که وقتی روزی عمر خواست دست هایش را بشوید من آفتابه را در دست گرفتم و کمک وی کردم. در این حال از تفسیر این آیه قرآن (فقد قست قلوبکما…)
[۱۴] تحریم/سوره۶۶، آیه۲.
از او پرسیدم که به چه کسانی دارد؟ عمر در پاسخ میگوید: وای بر تو آیا این را نمیدانی، این آیه در شأن حفصه و عایشه نازل شده است. ابن عباس با آنکه این را میدانست میخواست از زبان عمر نقل کند که مشکلی برای او ایجاد نشود.
بعد از عمر عثمان نیز چنان کرد و در زمان حضرت علی (علیهالسلام) چون فضای عمومی جامعه این گونه شده بود حدیث نتوانست رایج شود، ولی حضرت در میان کلماتشان احادیث پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) را نقل میکردند.
جریان تشکیل گروه قصّاصون
به رغم منع حدیث، جریانی به نام (قصّاصون) شکل گرفت که بنابر آن علمای یهودی و مسیحی که مسلمان شده بودند اما هنوز تحت تأثیر فرهنگ یهودی و مسیحی خود بودند و اجازه داشتند به قصه گویی بپردازند.
پایگاه اصلی ایشان مسجد بود. به این ترتیب اسطوره های توراتی و یهودی وارد عالم اسلام شد. در رأس این قصاصون دو نفر بودند: یکی کعب بن ماتح (معروف به کعب الاحبار) و دیگری تمیم داری. این دو نفر دو کار عمده انجام دادند: یکی قصه گویی و دیگر تربیت افراد قصه گو؛ کسانی چون ابوهریره، عبدالله بن عمرو بن عاص و مغیره بن شعبه و دیگر شاگردانی بودند که آنان تربیت کردند. این افراد طبق نقل علامه امینی پانصد هزار حدیث و قصه وارد دین کردند، یعنی در دورانی که اسلام در حال پیشروی بود و مسائل مستحدثه وارد دین میشد و مفسران خانه نشین بودند، قصّاصون وارد عرصه شدند و زمام پاسخ گویی به مسائل را به دست گرفتند تا جایی که امروزه برخی دین اسلام را در اصل ساخته و پرداخته اسطوره های یهود میدانند.
وقتی حضرت علی (علیهالسلام) به حکومت رسیدند اولین کاری که کردند قصّاصون را از مسجد بیرون کردند و با آنها برخورد کردند.
عکرمه نقل میکند روزی ابن عباس نشسته بود که مردی رسید و به وی گفت سخن عجیبی از کعب الاحبار شنیدم. او میگفت: در روز قیامت خورشید و ماه را به صورت دو گاو کشیده، در جهنم میاندازند. عکرمه میگوید: ابن عباس برافروخت و گفت: کعب دروغ گفته، او میخواهد این قصه های دروغین را در اسلام وارد کند. لذا طرفداران علی (علیهالسلام) به شدت به این موضوع اعتراض میکردند.
جریان منع حدیث تا سال ۹۹ هجری ادامه داشت، ولی جریان قصاصون با جدیت ادامه پیدا کرد تا اینکه در قرن دوم هجری با حادثه ای عجیب مواجه شد؛ تمام آنچه در جریان قصّاصون شکل گرفته بود در قالب قصه ای سندسازی شد و قصه به حدیث تبدیل گردید و سلسله سند را هم به پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) رساندند. این گونه دو جریان به یک جریان تبدیل شد. در معتبرترین کتب اهل تسنن یعنی صحیح بخاری و مسلم بسیاری از احادیث اسطوره ای از یهود به چشم میآید که کاملاً سندسازی شدهاند و آنها را با عنوان اسرائیلیات میشناسند.
حوزه پیرامونی اسلام
در حوزه پیرامونی به خصوص در شام که مسلمان نبودند و اساساً اسلامشان را از معاویه گرفته بودند و اگر معاویه میگفت: قال رسول الله (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) همه میپذیرفتند، نقل احادیث رواج داشت؛ احادیثی جعلی که عمدتاً در وصف معاویه و اعمال نظر وی بود.
نقل قول از مدائنی
معاویه به کارگزاران خود در همه جا نوشت: شهادت هیچیک از شیعیان علی بن ابی طالب (علیهالسلام) را نپذیرند… و بنگرید تا هرکس از طرفداران عثمان نزد شما هستند و فضایل او را نقل میکنند آنها را به خود نزدیک کنید و گرامی دارید و هرکس در فضیلت عثمان حدیثی نقل کرد نام او و پدر و فامیل او را برای من بنویسید… کارگزاران نیز به کار افتادند و همین امر سبب شد تا احادیث بسیار در فضیلت عثمان در هر شهری نقل و جمع آوری شد و به دلیل جایزه های زیاد و جامه و زمین و باغ و غیره که از معاویه میگرفتند سیل حدیث و کاروان های خبر به دربار معاویه و کارگزاران او سرازیر شد و جریان یافت… و مدتی بر این منوال گذشت.
کار به جایی رسید که معاویه به کارگزاران مزبور نوشت: حدیث در فضیلت عثمان زیاد شده و از حد گذشته و همه شهرها و قرا و قصبات را پر کرده، از این پس با رسیدن این بخش نامه دستور دهید در فضیلت دیگر صحابه و خلفا حدیث گویند، ولی اجازه ندهید احدی از مسلمانان حدیثی درباره ابوتراب روایت کند.
همین سبب شد تا حدیث های جعلی و دروغی را که هیچ حقیقت نداشت در مناقب دیگر صحابه نقل کنند و آنها را بر منابر ذکر کنند و به معلمان یاد دهند و آنها نیز برای بچهها در مدرسهها بازگو میکردند و به تدریج جزء درس های روزانه آنها قرار میگرفت و آنها روایت میکردند و همچون قرآن کریم به یکدیگر یاد میدادند تا آنجا که به دختران و زنان و خدمت کاران خود نیز یاد میدادند… و مدتی هم بر این منوال گذشت….
سپس به همان کارگزاران نوشت: از این پس بنگرید تا هرکس را که ثابت شد شیعه علی و دوستدار او و یا دوستداری خاندان اوست نام او را از حقوق بگیران بیت المال قطع و همه امتیازات و عطایای او را حذف کنید… و به دنبال آن نامه دیگر رسید به این مضمون که هرکس را به دوستی علی بن ابی طالب و خاندان او متهم شد دستگیر و خانه او را خراب کنید که در آن موقع سخت ترین بلاها و گرفتاریها متوجه مردم عراق به خصوص کوفه بود. آن گاه کار به جایی رسید که شیعیان علی بن بی طالب (علیهالسلام) با ترس شدید به خانه دوستان خود میرفتند که آنها را میشناختند و در پنهانی با یک دیگر سخن میگفتند و حتی جرئت سخن گفتن نزد زن و بچه و یا خدمتکار آنها نیز نداشتند.
حدیث های دروغ و بهتان بسیار شد و قاضیان و والیان بر این منوال روزگار گذراندند. آن گاه آزمایش سختی پیش آمد و بیشتر از همه گروه ها، قاریان ریاکار و افراد ضعیف الایمانی بودند که به خضوع و عبادت تظاهر میکردند و دچار لغزش شدند و به دلیل نزدیکی به کارگزاران معاویه و کسب مال و منال و زمین و باغ و خانه و تقرب به دربار حدیث های زیادی را به دروغ جعل کردند. این حدیث های جعلی و دروغ به تدریج به متدینان و کسانی منتقل گردید که از دروغ پرهیز میکردند. آنان به خیال اینکه آن احادیث صحیح و راست است آنها را پذیرفتند و روایت کردند. اگر آنان میدانستند آن احادیث دروغ و باطل است هیچ گاه نقل نمیکردند… و کار بر همین منوال گذشت تا آن گاه که حسن بن علی (علیهالسلام) از دنیا رفت که بلا و آزمایش سخت تر و فزون تر گردید….
[۱۵] النصایح الکافیه، ج۱، ص۷۲ ۷۳.
[۱۶] الصحیح من السیره، ج۲، ص۲۲.
[۱۷] الصحیح من السیره، ج۲، ص۲۸۴-۲۸۵.
[۱۸] درسهایی از تاریخ تحلیلی اسلام، رسول محلاتی، ج۲، ص۲۵.
حتی شایع شده خود معاویه در زمان علی (علیهالسلام) به حضرت گفت من هفتاد نفر را میآورم که هرگز دروغ نمیگویند و اینها مشهور به راست گویی هستند و آمادهاند که شهادت دهند و قسم بخورند که پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) خویشاوندی نزدیک تر از معاویه نداشت.
قرن دوم
با ورود به قرن دوم و آزاد شدن نقل و نوشتن حدیث از پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) توسط خلیفه بنی امیه یعنی عمر بن عبدالعزیز در سال ۹۹ هجری دو حادثه دیگر اتفاق افتاد:
تکثیر و جعل حدیث
با آزاد شدن نقل از احادیث پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) آن قدر حدیث جعل کردند که دیگر حصر و حدی نداشت، به خصوص که حکومت وقت هم از نقل حدیث و نوشتن آن حمایت میکرد و طبیعی است که در این هنگام احادیث فراوانی وارد بازار حدیث شد که بسیاری از آنها کذب بود.
از طرفی دیگر تجارت و خرید و فروش حدیث به مانند امری متداول گردید.
برای مثال از دهها روایتی که در کتب اهل سنت آمده یک روایت نقل میشود:
یعقوب بن ابراهیم بن سعد حدیث ابوهریره را از پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) درباره نهی از شستن در آب راکد، هنگامی که نجاست برسد، حفظ بود و آن را در مقابل یک دینار روایت میکرد.
[۱۹] شرح سیوط بر سنن نسایی، ج۱، ص۴۹.
[۲۰] کفایه، ج۱، ص۱۵۶.
همچنین ملاکی ویژه برای تشخیص احادیث صحیح از کذب وجود نداشت و اصحاب پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) همگی دار فانی را وداع گفته بودند، به جز اندکی انگشت شمار و پیر. سرانجام نتیجه قیاسها و استنباطهای خود را نیز به پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) نسبت دادند.
تدوین احادیث اهل سنت
رفته رفته متفکران امت به فکر جمع احادیث صحیح افتادند تا احادیث صحیح را از بین هزاران حدیث باطل جدا کنند. آن گونه مرحله دوم یعنی جمع و تدوین احادیث صحیح آغاز شد.
پس از صد سال نوشتن حدیث و تدوین آن به گونه رسمی آغاز شد. بنابر نقلی موطأ مالک از اولین کتب حدیثی بود که پس از پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) در بین اهل سنت تدوین شد. پس از آن صحاح و مسندهای مختلف به وجود آمد. زمانی نیز به بررسی آن احادیث پرداختند و احادیث صحیح را از سقیم جدا کردند. نتیجه آن دوره صحاح سته بود.
مالک بن انس، فقیه مدینه بود. تولد او را بین سال های ۹۱۵۱ ۹۳ هجری گفتهاند و وفات او در سال ۱۷۹ بوده است. اهل سنت کتاب او را تلقی به قبول کرده اند. شافعی صحیح ترین کتابها پس از قرآن را کتاب موطأ مالک میدانست. اضواء علی السنه المحمدیه، به نقل از شرح زرقانی،
[۲۱] اضواء علی السنه المحمدیه، ج۱، ص۱۹۷-۲۹۶. به نقل از شرح زرقانی، اضواء علی السنه المحمدیه، ج۱، ص۲۵و۱۱.
سیوطی در تنویر الحوالک از قاضی ابی بکر بن العربی نقل میکند:
کتاب موطأ اصل اولی و صحیح بخاری اصل ثانی است اضواء علی السنه المحمدیه، به نقل از شرح زرقانی،
[۲۲] اضواء علی السنه المحمدیه، ج۱، ص ۱۹۷ ۲۹۶، به نقل از شرح زرقانی، اضواء علی السنه المحمدیه، ج۱، ص۲۵و۱۱.
و مالک صد هزار حدیث روایت کرد و ده هزار آنها را در موطأ اختیار کرد و سپس پیوسته این احادیث را بر آن و سنت عملی پیامبر عرضه میکرد تا پانصد حدیث باقی ماند. اضواء علی السنه المحمدیه، به نقل از شرح زرقانی،
[۲۳] اضواء علی السنه المحمدیه، ج۱، ص ۱۹۷ ۲۹۶، به نقل از شرح زرقانی، اضواء علی السنه المحمدیه، ج۱، ص۲۵و۱۱.
<
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 