پاورپوینت کامل مکتب فقهی محقق اردبیلی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
6 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل مکتب فقهی محقق اردبیلی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل مکتب فقهی محقق اردبیلی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل مکتب فقهی محقق اردبیلی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

پاورپوینت کامل مکتب فقهی محقق اردبیلی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint

شناخت و مطالعه زندگانى فرزانگان و ستارگان درخشان آسمان دین و دانش و عالمان با ارزش ، از جمله حاملان علوم و معارف اسلامى ، حافظان شریعت و مرزبانان اجتهاد و فقاهت و فقیهان بیدار و با بصیرت و آشنایى با آثار و آرا و اندیشه هاى ناب اسلامى آنان که آکنده از افتخار ها و آمیخته با درس و عبرت هاى ، بسیار لازم ، سازنده و حرکت آفرین است .

فهرست مندرجات

۱ – ضرورت شناخت علما
۲ – بایستگی سبک شناسی
۳ – محقق اردبیلی؛ صاحب مکتب فقهی
۳.۱ – فقیهی نواندیش
۴ – قدس و تقوای مقدس اردبیلی
۴.۱ – سخن صاحب جواهر
۴.۲ – سخن شیخ انصاری
۴.۳ – سخن علامه مجلسی
۵ – مکانت علمی محقق اردبیلی
۶ – استادان محقق اردبیلی
۷ – موقعیت اجتماعی سیاسی محقق اردبیلی
۸ – روش فقهی محقق اردبیلی
۸.۱ – عدم آمیختن مسائل عرفی فقهی با مباحث عقلی فلسفی
۸.۲ – حجت بودن خبر واحد
۸.۳ – در هم آمیختگی فقه و اخلاق
۸.۴ – دلیل مداری و استقلال در رای
۸.۵ – جمع بین احتیاط علمی و عملی
۸.۵.۱ – ادب علمی
۸.۵.۲ – سفارش به احتیاط
۹ – فقه روایی
۱۰ – همه سویه نگری
۱۱ – شک و شبهه افکنی های فقهی محقق اردبیلی
۱۲ – درنگ های فقهی
۱۳ – گشایش های فقهی
۱۴ – فهرست منابع
۱۵ – پانویس
۱۶ – منبع

ضرورت شناخت علما

آنچه در میان مسلمانان، به ویژه شیعه در باب شناسایى شخصیت هاى علمى رایج و معمول است، پرداختن به مسائل مربوط به پیشینه خانوادگی، تاریخ و محل تولد، در گذشت ، شرائط و وضعیت تحصیلى و اقتصادی، معرفى استادان و شاگردان ، یادکرد آثار و نوشته ها ، بویژه اشاره به ویژگى هاى اخلاقی و کمال هاى روحی آنان … یاد کرد است و کتاب هاى زیادى در این باره ، به عنوان کتاب هاى شرح حال ، به رشته تحریر کشیده شده است که اگر این گونه نوشته ها از پاره اى مطالب غلوآمیز که بیشتر طعن و قدح بزرگان به شمار مى آیند و بلکه گاهی آثار و پیامدهاى بد تربیتی دارند ، پالایش و پیراسته مى شدند در جهت تربیت روحى و اخلاقى جامعه مى توانستند بسیار سودمند باشند .

بایستگى سبک شناسى

آنچه با اهمیت تر و براى فرهیختگان جامعه و گروه هاى فکرى، فرهنگی، سودمند تر و آموزنده تر است و در پیشرفت علوم و دگرگونى هاى سازنده در اندیشه هاى بشرى اثر گذار است ، بحث از اندیشه ها و بررسى مبانی و دقت در آرا و نقد دیدگاه هاست که همان روش شناسی مى باشد .

و این مهم است که در بوته فراموشى گذارده شده و توجهى بدان نمى شود ، به ویژه در جامعه اسلامى و مراکز فکرى ، آن گونه که باید و شاید بدان نپرداخته اند .

آنچه در این نوشتار ، به بوته بحث و تحقیق گذاشته شده ، بررسى اندیشه ها و آراى فقهى و آشنایى با سبک و روش اجتهادی، مولانا احمد بن محمد اردبیلی است که یکى از مفاخر بزرگ شیعه و از فقیهان سترگ اسلامى و از انگشت شمار اندیشه وران نو اندیش دین است .

محقق اردبیلی؛ صاحب مکتب فقهی

این قلم مدعى است که فقیه جلیل القدر و محقق عالى مقام، مقدس اردبیلی از جمله فقیهان نام آورى است که در فقه ، صاحب سبک و بلکه داراى مکتب فقهى است .

وى ، در فقه منشا اثر چشم گیر و داراى اندیشه ویژه و صاحب آراى جدیدى است . همان گونه که مى توان عصر فقه و اندیشه فقهى او را نقطه عطف مهمى در تاریخ فقاهت دانست ، مطالعه و بررسى دقیق یک دوره کتاب شریف : « مجمع الفائده و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان » که به راستى خود یک دائره المعارف فقه استدلالى است ، و بسنجیدن و برابر سازى آرا دیدگاه هاى فقهى اجتهادى مرحوم اردبیلى با کتاب هاى فقهى و آرا و افکار فقیهان پیشین و توجه به داورى پسینیان از او ، نشانگر این واقعیت تردید ناپذیر است که به راستى اردبیلى در فقه ، گشاینده و در اجتهاد صاحب امتیاز هایى است که بسیارى از این افکار و آراى فقهى تا پیش ار محقق اردبیلى، ردپایى ندارند. در کلمات پسینیان، به ویژه صاحب جواهر، به روشنى اشاره شده که او در فقه صاحب سبک و داراى مکتب است، اگر چه بعضى بر راه و روش اجتهادى او خرده گرفته اند ، چنانکه خواهد آمد ولکن عده‌اى نیز، از افکار و روش او به شدت اثر پذیرفته اند که از این گروه در کتاب هاى فقهى ، به عنوان پیرو مکتب فقهى محقق اردبیلى یاد شده است . او، چنانکه در کتاب ارزشمند فقهى مجمع الفائده و نیز در اثر پربهاى دیگرش ، به نام: « زبده البیان فی احکام القرآن » تجلی کرده و شخصیت علمى، فکرى، فقهى، اصولی، رجالی ، تفسیری، کلامی و اخلاقى خود را نمایانده، داراى ویژگى هاى فراوان است .

فقیهی نواندیش

و آنچه در بعد علمى و فکرى او چشم گیرتر و برجسته تر است ، دقت نظر، شجاعت علمى و آزاد بودن در رای، و نو آورى و نو اندیشى او است ؛ و از این روى ، شایسته است وى را پیش از هر ویژگى دیگر ، در مقام علمى فقیهى گشاینده و مجتهدى شجاع شناخت.

اینک آنچه را پس از مدت ها تحقیق و بررسى درباره اندیشه ها و روش فقهى محقق اردبیلى با مطالعه یک دوره کتاب ۱۴ جلدى مجمع الفائده و زبده البیان و با دقت در آن دسته از مسائل و مباحث فقهى که معرکه آراء و مورد نزاع فقیهان برجسته اسلامى است و با بررسى دیدگاه ها و داورى هاى دیگر فقیهان، به ویژه استاد مجدد و اصولى مؤسس ، آقا باقر وحید بهبهانی و فقیه سترگ، صاحب جواهر، درباره شخصیت علمى و روش فقهى فقیه محقق ، مقدس اردبیلى یافته ایم ، در ضمن چند بخش به گونه فشرده و کوتاه ، به فقه اجتهادى ، گامى، هر چند کوچک ، در جهت رشد و شکوفایى و بالندگى هر چه بیشتر و بهتر فقه اسلامى و گشایش باب نو اندیشى با نگهداشت دقیق قواعد و به کار گیرى موازین اجتهادى شناخته شده در تاریخ هزار ساله فقه شیعى ، برداشته باشیم .

شایسته مى بینم که پیش از شروع اصل بحث ، به گونه بسیار فشرده و کوتاه به چهار مطلب که در روشن تر شدن اصل بحث کارگرند ، اشاره کنیم :

الف . قدس و تقوای محقق اردبیلى .

ب . جایگاه علمى محقق اردبیلى .

ج . استادان محقق اردبیلى .

د . موقعیت اجتماعی و سیاسی محقق اردبیلى .

قدس و تقواى مقدس اردبیلى

قدس و تقواى مقدس اردبیلى ، آنچنان روشن و همگان بر آن ایمان دارند که از دوران وى تا به امروز ، همواره بر سر زبان ها بوده و هست و از او به عنوان نمونه عالى و الگوى پسندیده اخلاقى یاد مى شود . در این باره شرح حال نگاران ، مطالبى بیان کرده اند که اگر چه بعضى جاى درنگ دارند ، لکن آنچه قطعى است ، همگان او را الگوى اخلاق و قدس و تقوا معرفى کرده اند .

آنچه در این بخش مورد نظر است ، اشاره به سه سخن از سه بزرگ است : صاحب جواهر، شیخ اعظم انصارى و علامه مجلسی.

سخن صاحب جواهر

• صاحب جواهر در بحث از شرایط امام جماعت و اعتبار عدالت ، در رد دیدگاه کسانى که در تعریف عدالت گفته اند : « هى عدم المیل الى المعصیه » ، ابراز مى دارد :

«بل علیه لا یمکن الحکم بعداله شخص ابدا الا فى مثل المقدس الاردبیلى و السید هاشم على ما ینقل من احوالهما بل و لا فیهما فانه اى نفس تطمئن بانهما کان یعسر علیهما تحل معصیه ظاهره و باطنه».

اگر بنا باشد عدالت را چنین تعریف کنیم ، دیگر ، هیچ کس را جز افرادى مانند مقدس اردبیلى و سید هاشم نمى توان عادل شمرد ، بلکه در مورد آنان نیز، مشکل است اطمینان به عدالت حاصل شود . کدام انسان است که اطمینان پیدا کند انجام گناهی، چه ظاهرى و چه باطنی، بر مقدس اردبیلى و سید هاشم دشوار و در آنان گرایش به آن وجود ندارد ؟

آن گاه چنین مى نویسد :

«و کیف و قد سئل الاردبیلى على ما نقل . ما تقول لو جائت امراه لاسبه احسن الزینه متطیبه باحسن الطیب و کانت فى غایه الجمال و ارادت الامر القبیح منک ؟ فاستعاذ بالله من ان یبتلى بذلک و لم یستطع ان یزکى نفسه».

[۱] شیخ محمد حسن نجفى، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۲۹۶، دار احیاء التراث العربى، بیروت.

چگونه مى توان به وجود عدالت ، به معناى نبود گرایش به گناه اطمینان پیدا کرد ، در حالى که نقل شده از مقدس اردبیلى پرسیده شد اگر در شرایطى قرار گیرید که زنی بسیار زیبا و با آرایشى تمام ، خود را بر تو عرضه کند ، چه خواهى کرد ؟ به خدا پناه مى برد از این که به چنین امتحانی و در چنین صحنه و شرایطى قرار گیرد و هیچ گاه ادعاى دورى از این عمل را نکرد.

سخن شیخ انصارى

• شیخ انصاری، در رساله اى که درباره عدالت نوشته ، ضمن اشاره به بیان حقیقت عدالت ابراز داشته و بعضى آن را ملکه نفسانیه ایى ، که سبب ترک گناه است معرفى کرده اند ، مى نویسد :

« و علیه یحمل ما حکى عن المقدس الاردبیلى من انه سئل عن نفسه اذا ابتلیت بامراه مع استجماع جمیع ماله دخل فى رغبه النفس الى الزنا به فلم یجب قدس سره بعدم الفعل بل قال : اسئل اللهه ان لا یبتلینى بذلک .

فان عدم الوثوق بالنفس فى مثل هذا الفرض الخارجه عن المتعارف لا یوجب عدم الملکه فیه».

[۲] شیخ انصارى، مکاسب، ص۳۳۰، تبریز.

حکایت شده است که مقدس اردبیلى از خود پرسید ، اگر در شرایطى قرار گرفتید که تمام اسباب انجام گناه فراهم بود چه مى کنى ؟ پاسخ نداد که انجام نمى دهم ، بلکه از خدا خواست تا به چنین صحنه اى آزمایش نشود .

اگر چه صاحب جواهر و شیخ انصارى ، این موضوع را به گونه مرسل و حکایت نقل کرده اند ، ولى این خود بیانگر این است که این دو فقیه بزرگ ، مقدس اردبیلى را نمونه برجسته تقوا مى شناسند .

سخن علامه مجلسى

• علامه مجلسى نیز ، از محقق اردبیلى به بزرگى یاد مى کند و درباره تقوا و پروا پیشگى وى مى نویسد :

«و المحقق الاردبیلى فى الورع و التقوى و الزهد و الفضل بلغ الغایه القصوى . و لم استمع ، بمثله فى المتقدمین و المتاخرین جمع الله بینه و بین الائمه الطاهرین ».

[۳] علامه مجلسی، بحار الانوار، ج۱، ص۴۲.

محقق اردبیلى در پروا پیشگى پرهیزگارى و زهد و بى اعتنایى به زخارف دنیوى و دانش و فضیلت، به نهایت درجه کمال رسیده بود . من در میان پیشینیان و پسینیان کسى را به مانند او نشنیده ام . خداوند او را با پیشوایان پاک محشور فرماید .

مکانت علمى محقق اردبیلى

مقام علمى و مرتبت بسیار بلند فقهى و رقت نظر و ژرف اندیشى محقق اردبیلى ، همانند قدس و تقواى او زبان زد عالمان و مورد پذیرش بزرگان است .

توان فکرى و دقت نظر او به اندازه اى است که فقیهان نام آور و مجتهدان بزرگى ، همانند استاد مجدد آقا باقر وحید بهبهانی، شیخ کبیر کاشف الغطاء و صاحب جواهر شیخ انصارى و … را سخت مشغول افکار و دیدگاه هاى خویش کرده و این دسته از اندیشه وران دانش فقه ، به نقل و نقد آراء او سخت اهتمام و اعتنا ورزیده اند و گروهى را نیز پیرو مکتب فقهى خویش کرده است که از آنان در کتاب هاى فقهى به عنوان پیروان محقق اردبیلى ( اتباع الاردبیلى ) یاد مى شود از آن جمله اند : صاحب مدارک، صاحب معالم، صاحب ذخیره فیض کاشانی، علامه مجلسی و … .

روشن است این همه اهتمام و اعتنا و پیروى از آراى یک فقیه ، از جانب فقیهانى که خود هر یک در عصر خویش ، از امامان فقه و اجتهاد ، به شمار مى آمده اند ، بهترین گواه بر اندیشه تواناى اوست.

در این باره ، سخن بسیار است که به دو نمونه بسنده مى شود :

۱. علامه مجلس ، از وى آثارى که به جاى نهاده چنین یاد مى کند :

« محقق اردبیلى ، در ورع و تقوا و زهد و دانش ، به نهایت درجه کمال دست یافته است . و من در میان پیشینیان و پسینیان ، کسى را به مانند او نشنیده و ندیده ام .

خداوند او را با ائمه طاهرین محشور فرماید .

و نوشته هاى وى ، در نهایت دقت و تحقیق است ».

[۴] علامه مجلسى، بحار الانوار، ج۱، ص۴۲، موسسه الوفاء، بیروت.

روشن است سخن علامه مجلسى درباره آثار و کتاب هاى محقق اردبیلى ، که مهم ترین آن ها، مجمع الفائده و زبده البیان است ، نمى تواند گزاف و نسنجیده باشد .

۱. فقیه محقق ، شیخ اسدالله تستری در مقدمه کتاب ارزشمند مقابس، در وصف محقق اردبیلى چنین مى نویسد :

« الشیخ الاجل … الفقیه المفسر المتکلم المتبحر … الفاتح لابواب غوامض الافکار و دقائق الانظار التى لم یحوها قبله نطاق البیان … احمد بن محمد الاردبیلى … و هو صاحب مجمع البرهان فى شرح الارشاد».

[۵] شیخ اسدالله تسترى، مقایس الانوار، ص۱۵.

شیخ بلند مرتبه ، فقیه مفسر متکلم متبحر، گشاینده باب ها و بحث هاى پیچیده اندیشه ها و دیدگاه هاى دقیقى که تا پیش از او ، کسى وارد در آن بحث هاى پیچیده و دقیق نشده بود ، یعنى احمد بن محمد اردبیلی، صاحب مجمع البرهان فى شرح الارشاد .

سخن فقیهى بزرگ مانند شیخ اسد الله دزفولی کاظمی که مجتهد موسسى مانند شیخ انصارى را در فقه و اصول ، تحت تاثیر دیدگاه هاى خود قرار داده ، درباره محقق اردبیلى ، بسیار اهمیت دارد و در خور دقت است .

استادان محقق اردبیلى

مقدس اردبیلى که بیشتر دوران تحصیلات عالیه خود را در دو حوزه: نجف و کربلا گذرانده است؛ اما استادانى که در حضور آنان به فراگیرى دانش دین پرداخته است ، چندان روشن نیست . آنچه از لا به لاى سخنان وى به دست مى آید ، این است که یکى از استادان مورد علاقه و اراده وى ، دائی اش بوده است که در بحث قبله مجمع الفائده و زبده البیان ، وى را چنین مى ستاید :

«و اهل هذا العلم فى هذا العصر قلیل جدا ، و رایناه منحصرا فى خالى الذى ما سمح الزمان بمثله بعد نصیر المله و الدین رحمه الله من علماء هذا الفن و من حکماء المسلمین المتدینین وفقه الله لمرضاته و من علینا بوجوده ، و افاض علینا من علمه .

و من قله التوفیق ان العبد بعد المفارقه عن خدمته قریبا من خمس و عشرین سنه و الطلب من الله الکریم لیلا و نهارا الوصول الى خدمته و صلت الیه فى الحضره الشریفه الغرویه على ساکنها الصلاه و التحیه و کنت مریضا فى بعض تلک المده ، و غافلا فى البعض غیر شاکر لتلک النعمه حتى فارقنى ، و ارجو من الله الکریم ان لا یواخذنى . بل یمن على مره اخرى بالتشرف الى صحبته و نیل اخذ الضرورى من هذا العلم و سایر العلوم الحقیقى الضرورى من جنابه بمحمد و آله ان الله ولى التوفیق و اهله فلعدم معرفه هذا العلم ، ما ذکرنا فى هذه المسائل غیر هذا . لانه لا یستفاد من غیره . و لنذکر هنا ما استفدنا من خدمته».

[۶] مقدس اردبیلی، مجمع الفائده، ج۲، ص۷۱-۷۲، انتشارات اسلامى، وابسته جامعه مدرسین، قم.

و در بحث قبله زبده البیان ، چنین مى نویسد :

«… على ما سمعت من بعض اهل هذا العلم الذى هو خالى الذى لا نظیر له الیوم فى هذا العلم» .

[۷] مقدس اردبیلی، زبده البیان، ص۶۷.

موقعیت اجتماعى سیاسى محقق اردبیلى

از جمله امور بایسته توجه و درنگ در بررسى شخصیت علمى و اندیشه هاى فکرى فقیهان ، دقت در اوضاع سیاسی و جو حاکم بر فضاى فکرى ، فرهنگی جامعه و شرائط اجتماعى ، بویژه چگونگى ارتباط با حاکمان وقت است .

محقق اردبیلى، در دوران صفویان مى زیسته و موقعیت بالایى در نزد حاکمان داشته است .

«روز جمعه، شاه ( یعنى شاه اسماعیل صفوی ) رفت به مسجد جامع تبریز و فرمود مولانا احمد اردبیلى که یکى از اکابر شیعه بود ، بر سر منبر رفت . »

[۸] اسکندر بیگ منشی، تاریخ عالم آراى صفوى، ص۶۴.

یا در گاه ضرورت ، نامه اى به شاه مى نگاشت ، شاه نامه وى را مى بوسید و بر دیده مى نهاد .

با این همه ، هیچ گاه ، به دستگاه سلطنتی نزدیک نشد و آزادگى و آقایى عالى علمى و انسانى خود را حفظ کرد . این گونه ابراز علاقه هاى شاه ، کوچک ترین اثرى در بینش سیاسى، اجتماعی و اندیشه هاى فقهى و اجتهادى وى به وجود نیاورد و تحت تاثیر شرایط و جو حاکم قرار نگرفت .

در دوران صفویه، مساله فقهى در میان فقهاى درجه اول ، به گونه جدى مورد بحث واقع شد ، به نام مساله خراج و مقاسمه و مالیات.

محقق کرکی درباره حلال بودن خراج و مقاسمه رساله اى، نوشت که در نتیجه، به سود دستگاه سلطنتى بود. عالم هم روزگار وى براى، فاضل قطیفی، که از شاگردان کرکى است، در رد رساله خراجیه محقق کرکى رساله اى نگاشت و محقق کرکى سخت انتقاد کرد و بر وى طعن بسیار زد .

در مقام داورى بین محقق کرکى و فاضل قطیفى، بیشتر فقیهان، از دیدگاه هاى تند و گاه توهین آمیز فاضل قطیفى ، انتقاد و اشکال کرده اند که نبایستى نسبت به مقام علمى و دینى فقیهى چون مرحوم کرکى چنین کم لطفى و بى مهرى مى شد. به طور طبیعى، این برخورد هاى تند، مورد قبول مرحوم اردبیلى نیز نبود، لکن از محقق اردبیلى، از آن جا که برابر معیار ها و دلیل هاى فقهى، بر مشروع نبودن خراج و مقاسمه در دوران غیبت نظر دارد، با کمال شجاعت و با احترام به محقق کرکى، دو رساله خراجیه در رد دیدگاه او و هماهنگ با دیدگاه فاضل قطیفى نوشت .

و بدین وسیله ، اثبات کرد که در اظهار راى فقهى، اهل هیچ گونه ملاحظه کارى و حمایات سیاسى نیست و این نشانگر استقلال فکرى و حریت سیاسى و شجاعت علمى اوست.

در مباحث فقهى و رویارویى با آراى مشهور فقها، این ویژگى: شجاعت علمى در عین نگهداشت ادب علمى از برجسته ترین ویژگى هاى فقهى محقق اردبیلى است .

روش فقهى محقق اردبیلى

روش اجتهادى محقق اردبیلى ، نه از گونه اخباری است و نه به شیوه انسدادی . او ، نه منکر اصل حجت بودن خبر واحد است و نه مخالف اجماع ها و شهرت هاى مطرح شده در فقه. نه نسبت به افکار و آراى پیشینیان بى اعتناست و نه حرمت حریم بزرگان را نقض کند.

نه اهل جمود به ظواهر است و نه اهل فتواهاى عقلانى و فلسفى.

در استنباط و اجتهاد، هیچ گاه مسائل عرفى فقهى را در بررسى آیات و روایات ، با مباحث دقیق فلسفى در هم نمى آمیزد .

مطالعه دقیق آثار وى ، به ویژه سیرى در کتاب مجمع الفائده ، به خوبى نشانگر روش فقهى و سبک اجتهادى اوست که بر اساس معیار هاى استوار و قواعد محکم قانون هاى شناخته شده اصولى و اجتهادى بنا شده است و به همان شیوه رایج و معمول هزار ساله تاریخ فقاهت و اجتهاد است :

دقت در مباحث اصولى، رجالى و روایى، با به کار گرفتن راه هاى اطمینان به صدور و جهت صدور ْ، اصل ظهور، حجت بودن ظهور و طرح ناسازگارى و بر طرف کردن آن .

براین باور است که در مقام استنباط و برداشت از آیات و روایات، ملاک، ظهور و درک و فهم عرف است .

عدم آمیختن مسائل عرفی فقهی با مباحث عقلی فلسفی

(پرهیز از در هم آمیختن مسائل عرفى فقهى ، با مباحث عقلى فلسفى )
وى ، ضمن نگهداشت این معیار ها و تکیه بر درک و فهم عرف ، به بایستگى پرهیز از در هم آمیختن مسائل عرفى فقهى، با مباحث دقیق عقلى و فلسفى، تذکر مى دهد .

مثلا ، در مساله مشهور و با اهمیت اجتماع امر و نهی و از جمله: نماز گزاردن و وضو گرفتن در مکان غصبی که اگر شخصى با آگاهى از غصبى بودن مکان و حکم آن، وضو بگیرد و نماز بگزارد، مرتکب گناه شده، آیا نمازش هم باطل است، یا خیر ؟ در استقرار کردن راى مشهور، که به فساد و باطل بودن چنین نمازى نظر دارد. و در رد دیدگاه کسانى که به درستى آن باور دارند ، اظهار مى دارد:

«برابر فهم و ارتکاز عرفى، در دو خطاب: صل، و لا تغصب، اگر شخصى، نماز را در مکان غصبى انجام داد و خطاب منع و نهى از تصرف در مکان غصبى را نادیده گرفت، نماز مورد نظر و خواست مولى را انجام نداده است و افزون بر این، با مخالفت خطاب لا تغصب، مرتکب گناه شده و خطاب صل را نیز پیروى نکرده و نمازش باطل است و باید دوباره در مکان مباح بخواند، یا به گونه ادا و یا به گونه قضاء . »

[۹] مقدس اردبیلی، مجمع الفائده، ج۱، ص۱۲۷، انتشارات اسلامى، وابسته جامعه مدرسین، قم.

[۱۰] مقدس اردبیلی، مجمع الفائده، ج۲، ص۳۹۷، انتشارات اسلامى، وابسته جامعه مدرسین، قم.

[۱۱] مقدس اردبیلی، مجمع الفائده، ج۲، ص۴۱۹، انتشارات اسلامى، وابسته جامعه مدرسین، قم.

آن گاه مى نویسد :

« اما استدلال کسانى که حکم به درستى چنین نمازى کرده‌اند، به خاطر این که هر یک از خطاب وجوبی و تحریمی، به طبیعت نماز و غصب تعلق گرفته اند و طبیعت مغیر با افراد است و نسبت بین دو خطاب: صل و لا تغصب عموم و خصوص من وجه است .

در حقیقت ، اجتماع امر و نهى در امر جزئى صورت نپذیرفته است، تا اشکال اجتماع امر و نهى یعنى تکلیف به چیزى که توانایى بر انجام آن نیست و … مطرح شود، بلکه تکلف با قدرت و اختیارش بین آن دو خطاب در یک مورد جمع کرده است . »

این گونه بحث ها را شیخ بهایی مطرح کرده و برخى از او پیروى کرده اند. این ها، یک سلسله بحث هاى دقیق عقلى است که خارج از شیوه رایج اجتهاد و بر خلاف معیار هاى فقاهت است .

اینک براى استفاده بیشتر بخشى از عبارت ایشان را مى آوریم :

« و یمکن ان یقال : لا شک انه مامور بالوضوء فى مکان المباح اذا الشارع لا یجوز الوضوء فى المکان الغصبى و المفهوم عرفا و لغه من مثل هذا الکلام عدم الرضا بالوضوء فى المکان الغصبى و بطلانه فیه و عدم قبوله منه فى ذلک المکان فتامل . و لانه لم یات بالمامور به عرفا و على حسب تعارف العامه کما هو الظاهر انه المعتبر فى خطاب الشرع لا الامور الدقیقه التى لا یدرکها الا الحذاق مع اعمال الحذق التام و الفکر العمیق».

[۱۲] مقدس اردبیلی، مجمع الفائده، ج۲، ص۱۱۲، انتشارات اسلامى، وابسته جامعه مدرسین، قم.

صاحب مفتاح الکرامه، پس از آن که اشاره مى کند: نخستین کسى که چنین مطلبى را بر اساس تحقیق و دقت عقلى پایه گذارى کرد و آن گاه افرادى، مانند : فیض کاشانی، علامه مجلسى و فاضل تونی از او پیروى کردند.

وى در تقویت دیدگاه مشهور و رد استدلال این دیدگاه، به سخن محقق اردبیلى استدلال مى جوید و مى نویسد :

« لکنا نقول کما قال المقدس الاردبیلى : ان المفهوم المعروف من مثل هذین الخطابین : صل و لا تغصب ، عدم الرضا بالصلاه و عدم قبولها فى ذلک المکان . لانه لم یات بالمامور به على حسب متعارف الناس و هذا هو المعتبر فى خطاب الشرع لا الامور الدقیقه التى لا یدرکها الا الحذاق مع اعمال الحذق التام و الفکر العمیق» .

[۱۳] مفتاح الکرامه، ج۲، ص۱۹۷.

اما صاحب جواهر، اگر چه اشاره ایى به این سخن محقق اردبیلى در دیدگاه کسانى که به درستى وضو و نماز در مکان غصبى باور دارند، نکرده است، لکن او نیز همانند محقق اردبیلى و صاحب مفتاح الکرامه، به این مطلب مى پردازد و در همان بحث نماز در مکان غصبى، چنین مى نویسد:

« و التدقیقات الحکمیه التى هى عند التامل خیالات و همیه بل شبیهه بانحرافات السوداویه لا یبنى علیها شیى‌ء من الاحکام الشرعیه . »

[۱۴] شیخ محمد حسن نجفى، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۲۹۶، دار احیاء التراث العربى، بیروت.

در اصل ، هیچ یک از استنباط هاى فقهى، و احکام شرعیه بر دقت هاى فلسفى، در حقیقت خیالى و پندارى بیش نیستند، بلکه خرافاتی هستند، استوار پایه گذارى نمى شوند.

از بیان مفتاح الکرامه استفاده مى شود که محقق اردبیلى، بنیان گذار رسمى این روش اجتهادى و سبک فقاهى است که نباید در فقه و استنباط، دقت هاى عقلى و مباحث فلسفى دخالت داده شوند.

پس از اوست که این مطلب در استنباط ها، شکل رسمى به خود مى گیرد و به گونه رسمى مدار و ملاک در استنباط ها و برداشت هاى فقهى قرار مى گیرد با توجه به آنچه بیان شد که محقق اردبیلى از مخالفان در هم آمیختن مسائل فقهى عرفى با مباحث دقیق فلسفى است، روشن مى شود آنچه را که در روضات الجنات

[۱۵] روضات الجنات، ج۱، ص۸۳.

در ترجمه محقق اردبیلى از قول بعض نقل کرده شده که او در فقه بر دقت هاى عقلى تکیه دارد و از راه و رسم فقها و روش رایج اجتهاد، خارج شده، مطلبى ناتمام و نسبتى است خلاف واقع.

یادآورى: این گونه داورى ها نسبت به اشخاص و روش تفکر آنان و از این نوع نسبت هاى نسنجیده و به دور از تحقیق که باعث بد آموزى ها و آثار ناخوش آیند علمى بسیارى است، در نوشته ها و اظهار نظرها فراوان دیده مى شود .

بر اساس این گونه داورى ها و نسبت هاى ناتمام و خلاف واقع و بدون مدرک است که بزرگان سفارش مى کنند هر مطلبى که نقل شد، باید به بوته نقد و تحقیق گذاشته شود، تا درستى و نادرستى آن روشن شود و از جمله فاضل هندی، در کتاب کشف اللئام، در مقام سفارش به اندیشه وران و محققان، بر این مهم تاکید مى ورزد:

« به مجر این که مطلبى و دیدگاهى، یا حتى روایتى و گرچه از کتاب هاى معتبر و اشخاص بزرگ نقل شد، نباید مورد پذیرش قرار گیرد، بلکه باید به منبع و ماخذ اصلى رجوع و درباره آن دقت و تحقیق شود، چه بسا در مثل ها، نسخه ها، برداشت ها اختلاف فراوان وجود دارد . »

این که نوشته شود: فقه محقق اردبیلى و روش اجتهادى او در کتاب مجمع الفائده، بر خلاف شیوه رایج و اجتهاد و بر خلاف راه و رسم فقیهان است و فقه و استدلال هاى اجتهادى او آمیخته با دقت هاى فلسفى و مو شکافى هاى عقلى است، به طور قطع آثار زیانبخش در پى دارد، از جمله ان که شنیدن و خواندن چنین سخنى، یک حس بدبینى نسبت به این تراث ارزشمند فقهى به وجود مى آورد و حوزه ها و محققان از برکات و اندیشه هاى سازنده آن محروم مى مانند.

حجت بودن خبر واحد

گفتنى است که در میان علما، مشهور شده که محقق اردبیلى و دو شاگرد وى، صاحب معالم و صاحب مدارک، هر خبر واحدى را حجت و معتبر نمى دانند، بلکه فقط به خبر صحیح اعلاى که راوی آن را دو عادل، عادل شمرده اند، استناد و اعتماد مى کنند.

و با از کار انداختن خبر واحد و انکار حجت بودن و اعتبار آن، باعث بستن باب بخش مهمى از فقه شده اند؛ زیرا بیشتر، در استنباط و اجتهاد، مدرک و دلیل اخبار آحاد موثقه و حسنه هستند. خبر صحیح، آن هم صحیح اعلایى، بسیار اندک است. و این روش اجتهادى، فقه دچار اختلال مى گردد. در هر حال، این مطلبى است که اسنادش به محقق اردبیلى مشهور و معروف است و ما با کند و کاو بسیار که در مجمع الفائده و زبده البیان به عمل آوردیم، به چنین مطلبى برخورد نکردیم، بلکه خلاف آن استفاده مى شود که به عنوان نمونه به مواردى ازسخنان محقق اردبیلى اشاره خواهیم کرد.

بله، آقا باقر وحید بهبهانی، در رساله استصحاب، پس از آن که ابراز مى‌دارد خبر واحد موثق و حسن در نزد مشهور علما حجت و معتبر است، مى نویسد:

« نعم مثل صاحب المدارک و من وافقه من المتاخرین عنه ربما غفلوا و اخذوا غیر طریقتهم فسدوا باب ثبوت الفقه لان الخبر الصحیح قلما یتحقق سیما سیما فى المعاملات و بعد التحقیق لا یکاد یسلم عن معارض و الاصل عند هولا فى غایه القوه بحیث لا یکاد یقاومه المرحجات الظنیه و لذا قلما یعتبرونها فى مقام الترجیح او الجمع . و لذا قلما سلم حکم فقهى عن مناقشتهم .»

[۱۶] باقر وحید بهبهانی، رسائل الوحید، ص۴۴۱.

خبر واحد موثق و حسن، از نظر مشهور اصولیان حجت و معتبر است. بله، اشخاصى مانند: صاحب مدارک و همفکران و پیروان او از پسینیان، چه بسا از این نکته غفلت ورزیده و در نتیجه، در روش مشهور، تخلف و تخطی کرده اند و بدین وسیله، با انکار حجت بودن خبر غیر صحیح، باب ثبوت فقه را بسته اند؛ زیرا بیشتر احکام فقهى با استناد به اخبار موثقه و حسنه در خور اثباتند و اما خبر صحیح، به ویژه در باب داد و ستد ها، بسیار اندک است و بر فرض اینکه خبر صحیحى وجود داشته باشد، با معارض رو به روست و از این روى این گروه، با این اندیشه و روش اجتهادى که غیر خبر صحیح را حجت نمى دانند، مهم ترین تکیه گاهشان اصل است، چنان براى تمسک به اصل ( اصاله عدم ) قوت و اعتبار قائلند که هیچ گمانى را اگر چه برترى هایى داشته باشد در خور معارضه با اصل نمى دانند و بر همین اساس که مستند بسیارى از احکام فقهى خبر واحد غیر صحیح است، هیچ حکمى از نظر اینان، سالم از مناقشه و اشکال و تردید نیست در خور توجه است که مرد مدققى مانند وحید بهبهانی، دیدگاه حجت نبودن خبر واحد غیر صحیح را به صاحب مدارک و همفکران او از پسینیان نسبت مى دهد، نه به محقق اردبیلى و با این که در بسیارى از مسائل، صاحب مدارک تحت تاثیر افکار و روش اجتهادى استاد خود، محقق اردبیلى است، از این روى افرادى مانند وحید بهبهانى، در موارد زیادى تصریح مى کنند که او به پیروى از استادش چنین نظریه اى را برگزیده است، در این مساله، به چنین مطلبى اشاره ایى ندارند.

بر فرض تمام بودن این برداشت از صاحب مدارک، روشن است که دیدگاه خاص به او و پذیرفته شده در میان همفکران اوست.

در هر حال، وحید بهبهانى و دیگران، این دیدگاه را به محقق اردبیلى نسبت نداده اند.

آنچه در خور و شایان توجه است ، این که محقق اردبیلى، در استناد به اخبار آحاد، از زاویه هاى گوناگون: اصل صدور، جهت صدور، ظهور، فقه الحدیث، رو در رویى با خبر ناسازگار، و بر طرف کردن آن، کمال دقت را به کار مى بندد.

او، فقیهى است که در رجال حدیث ، بیش ار معمول، دقت و تحقیق مى کند و در اصل انعقاد ظهور و فقه الحدیث و گرفتار نبودن به خبر ناسازگار، سخت حساس است؛ از این روى، اگر در هر یک از جهات یاد شده، اختلال و اشکالى وجود داشته باشد که بر اساس معیار هاى رجالى و اصولى، نتواند بر طرف کند، به چنین حدیثى استناد و استدلال نمى کند. در حقیقت، خود را بى دلیل اجتهادى مى داند و از این روى، به اصل فقاهى، یعنى اصول علمیه، از جمله اصل واجب نبودن، اصل تکلیف نداشتن اصل چیزى بر عهده نبودن تمسک مى جوید .

و در موارد بسیارى تصریح کرده :

« الاصل دلیل قوى لا یخرح عنه الا بدلیل قوى . »

بنابراین، او منکر حجت بودن خبر واحد نیست و اصل اعتبار خبر واحد را اگر چه صحیح نباشد، انکار نمى کند، بلکه اگر فرقى با دیگران داشته باشد در این است که اهل دقت در رجال حدیث و تحقیق در دلالت آن است. او، اعتراف دارد که بخش مهمى از فقه، بر گمان استوار است و مهم ترین مدرک احکام فقهى، اخبار و روایاتند و بیشتر روایات، خبر واحد غیر صحیح هستند؛ از این روى پذیرفته است که انکار حجت بودن خبر واحد غیر صحیح، بستن باب اجتهاد و از کار انداختن بخش مهمى از احکام فقهی است .

در بحث قضاى نماز هاى فوت شده، درباره کسى که چندین نماز از او فوت شده دقیقا و نمى داند، چند رکعت و چه نماز هائى است، مى نویسد آنقدر نماز بخواند که گمان به انجام نماز هاى قضا شده، حاصل شود.

آن گاه به کبرى کلى و قاعده عمومى اشاره مى کند و مى نویسد :

« لان احکام الشرع اکثرا مبنیه على الظن – و التکلیف بالیقین شاق منفى بالاصل»

[۱۷] مقدس اردبیلی، مجمع الفائده، ج۳، ص۲۳۰، انتشارات اسلامى، وابسته جامعه مدرسین، قم.

در بحث نماز جماعت، در صورتى که براى ماموم روشن شود که امام جماعت، فاسق یا کافر و یا بى وضو و غسل بوده است، آیا باید ماموم نماز خود را دوباره بگزارد و قضا کند، یا نه، در توضیح نظر علامه که فتوا به لازم نبودن درباره گزاردن داده است، مى نویسد:

« اعلم ان احکام الشرع اکثرها مبنیه على الظن، خصوصا بالنسبه الى حقوق الله تعالى لتقدر العلم، او تعسره. المنفى بعدم اراده الله تعالى ایاه و الحرج و الضیق المنفیین عقلا و نقلا .

فلو ظن عداله امامه على الوجه المعتبر و کذا طهارته – ولو بمجرد انه یصلى و الظاهر من حال المومن العدل انه لا یصلى الامع الطهاره و الاصل عدم النسیان .»

[۱۸] مقدس اردبیلی، مجمع الفائده، ج۳، ص۲۶۸-۲۶۹، انتشارات اسلامى، وابسته جامعه مدرسین، قم.

بسیارى از احکام شریعت، به ویژه احکام مربوط به حقوق الهی، بر اساس گمان معتبر استوارند؛ زیرا علم به احکام، غیر ممکن و یا دشوار است و خداوند متعال، از بندگانش حکم دشوار را نخواسته است و یا آن که به دست آوردن علم، سبب فشار و سختى است که به حکم عقل و شریعت، سختى و تنگنایى از بندگان برداشته شده است. بر این اساس، اگر شخصى گمان معتبر به عدالت امام جماعت پیدا کرد و بر این اساس، نماز گزارد و پس از نماز معلوم شد که عادل و یا پاک نبوده، نمازش صحیح است و نیاز به دوباره گزاردن ندارد.

شواهد و موارد زیادى در عبارات محقق اردبیلى وجود دارد که به خوبى نشانگر فراگیرى اندیشه تکیه بر گمان هاى معتبر است، چه در مقام فتوا و استنباط و چه در مقام عمل و پیروى؛ از این روى، او، براى مرسل هاى کسانى مانند: ابن ابی عمیر، و مضمر هاى اشخاص چون: زراره بن اعین در عین ارسال و اضمار، صحت و اعتبار قائل است و به این گونه اخبار آحاد، در موارد زیادى استناد و استدلال مى جوید و دلیل وى در اعتماد بر این اخبار آحاد مرسل و مضمر این است که شخصى مانند زراره، با آن جلالت قدر، جز از امام چنین مطلب شرعى و حکم دین را نمى پرسد. بنابراین، اضمار در روایات این دسته از رجال حدیث، زیانى به حجت بودن و اعتبار آن نیست.

و از جمله در همین بحث مورد نظر، یعنى لازم نبودن دوباره گزاردن نماز، پس از روشن شدن فسق یا کفر امام جماعت، به روایت ابن ابى عمیر تمسک مى جوید در جواب از این که این روایت، مرسل است، مى نویسد :

« و هذه و ان کانت مرسله الا انها مرسله ان ابى عمیر و هى فى حکم المسند .»

[۱۹] مقدس اردبیلی، مجمع الفائده، ج۳، ص۲۶۹، انتشارات اسلامى، وابسته جامعه مدرسین، قم.

این روایت، اگر چه به گونه مرسل نقل شده، لکن چون مرسل ابن ابى عمیر است، از حیث اعتبار جهت بودن در حکم حدیث مسند است .

در هر حال، نسبت قول حجت نبودن خبر واحد غیر صحیح، به محقق اردبیلى نادرست است. چگونه این نسبت پذیرفته باشد، در حالى که نه تنها از سخنان او چنین استفاده ایى نمى شود، بلکه از پاره اى دیدگاه هاى او، به خوبى استناد مى شود که در باب حجت بودن خبر واحد، با همه دقت هایى که دارد داراى مشربی گسترده و باز است، او جزء کسانى به شمار مى آید که خبر واحد وارد از طریق اهل سنت را نیز، حجت مى داند. در این باره، ضمن اشاره به جایز بودن حفظ کتاب هاى ششگانه روایى اهل سنت، مى نویسد:

« … فلا ینبغى الاعراض عن الاخبار النبویه التى رواها العامه فانها لیست الا مثل ما ذکرناه. »

[۲۰] مقدس اردبیلی، مجمع الفائده، ج۸، ص۷۵، انتشارات اسلامى، وابسته جامعه مدرسین، قم.

[۲۱] مقدس اردبیلی، مجمع الفائده، ج۸، ص۲۱، انتشارات اسلامى، وابسته جامعه مدرسین، قم.

اما درباره خبر واحد غیر صحیح مى نویسد:

و الظاهر ان لا کلام فى اعتبار الظن الشرعى، و لو کان عن غیر عدل. لانه معتبر فى الجمله .»

[۲۲] مقدس اردبیلی، مجمع الفائده، ج۲، ص۵۳، انتشارات اسلامى، وابسته جامعه مدرسین، قم.

برابر قواعد اصولى، هیچ جاى اشکال نیست که گمان شرعی حجت است ، اگر چه از غیر عادل به دست آید، چون گمان شرعى به دست آمده از قول غیر عادل، حجت است .

محقق اردبیلى برابر این عبارت، عدالت را شرط اعتبار خبر واحد نمى داند، تا چه رسد که گفته شود: او، تنها خبر واحدى را که راوى آن از سوى دو عادل، عادل شناخته شود، حجت مى داند.

بلکه معیار در حجت بودن، به نظر او نیز، همان دیدگاه اصولیان، و ثاقت است . در بحث نماز مسافر، پس از نقل یک سلسله اخبار آحاد، چنین نظر مى دهد :

« و بالجمه لا یمکن رد تلک الاخبار الکثیره المعموله المشهوره فى المذهب . و الا لم یبق اعتماد على خبر اصلا.»

[۲۳] مقدس اردبیلی، مجمع الفائده، ج۳، ص۴۲۳، انتشارات اسلامى، وابسته جامعه مدرسین، قم.

بنابراین نسبت به حجت بودن خبر واحد روش اجتهادى او، همان شیوه رایج و مشهور اصولیان است که خبر واحد را حجت مى داند و حتى مرسل ها و مضمر هاى از اخبار آحاد را، در صورتى که روایان آن ها جلیل القدر و ثقه باشند، بسان مشهور، حجت و معتبر مى داند.

آرى، تفاوتى که با بعضى از فقها دارد که همین جهت موجب شده است که گمان رود او خبر واحد غیر صحیح اعلایى را جهت نمى داند، این است که وى، در رجال حدیث و در دلالت آن دقت و تحقیق بیشترى دارد و به هر خبر واحدى، به مجرد این که ادعاى عمل شهرت، برابر آن شده باشد، عمل و اعتماد نمى کند و برابر آن فتوا نمى دهد و برابر اجتهادى که کرده، خود را بدون دلیل اجتهادى مى داند؛ از این روى به اصل عملى بر عهده چیزى نبود ( برائت ) رجوع و تمسک مى کند و عمل به اصل را، با و یک سلسله مبانى، بسان اصل آسان بودن و آسان گیرى شریعت، تایید و تقویت مى کند.

و صرف عمل مشهور و برابر یک روایت فتوا دادن را کافى بر جهت بودن آن روایت نمى داند و قانع نمى شود که برابر آن، فتوا دهد .

در هم آمیختگى فقه و اخلاق

از ویژگى هاى محقق اردبیلى در اجتهاد ، که در سراسر مباحث فقهى او، به چشم مى خورد، در هم آمیختن، فقه و اخلاق و در هم آمیختن تعلیم و تربیت است .

او، با برخوردارى از ذهنى وقاد و روحى نقاد و فکرى آزاد، تا آن جا که در موارد بسیارى از باب هاى فقه، خیلى از احکام مسلم فقهى از نظر دیگر فقیهان را زیر سوال مى برد و مسائل مورد پذیرش و اتفاق مشهور بین علما را به بوته نقد و سرانجام رد مى گذارد .

چنانکه در بخش مستقلى عنوان خواهیم کرد او، در اصل، یک جرات و شجاعت علمى و استقلال فکرى دارد که با دقت هاى فنى و اصولى، در بسیارى از مسائل پذیرفته شده و مورد اتفاق پیشینیان تشکیک و تردید مى کند و خود باب هاى جدیدى در فقه مى گشاید و خیلى از آراء و افکار را مورد درنگ و مناقشه استوار فقهى و عملى قرار مى دهد، لیکن هیچ گاه، به مقام علمى بزرگان بى احترامى و به آراى آن ها بى اعتنائى نورزیده است و هیچ گاه حرمت حریم مقدس فقیهان پیشین را نشکسته است .

از جمله فقیهانى است که باور دارد مخالف با مشهور کارى است دشوار همراهى و همگامى با آنان در راى و فتوا امرى است، دشوارتر :

« مخالفه المشهور مشکل و موافقتهم من غیر دلیل اشکل . »

اما با شیوه اى نو و بسیار استادانه، بین این دو جهت جمع کرده و به گونه اى مشى علمى و اجتهادیش را سامان داده که نه با مشهور به مخالفت برخاسته و نه بدون دلیل با آنان همراه و همگام شده است ، از جمله :

در مقام اعتناى به آراى مشهور مى نویسد :

« ینبغى مما شاه العلماء المتقدمین، مع التفکر التام فى کلامهم و التاویل و التصرف مهما امکن و الانطباق على قوانین الشرع الشریف»

[۲۴] مقدس اردبیلی، مجمع الفائده، ج۳، ص۳۸۱، انتشارات اسلامى، وابسته جامعه مدرسین، قم.

شایسته است همراهى با پیشینیان و مخالفت نکردن با آنان، با دقت و اندیشه کامل، نسبت به سخنانشان و تاویل و توجیه کلماتشان در حد امکان و برابر سازى دیدگاه هاى آنان بر قانون هاى شریعت .

در مساله حد ترخص شرعى مشهور از فقهاى پسین بر این نظرند که حد ترخص، بستگى دارد بر پنهان شدن دیوار هاى شهر و آبادى و شنیده شدن اذان، لیکن مشهور فقهاى پیشین، بر این نظرند که هر یک از دو نشانه ( از دید پنهان شدن دیوار هاى شهر، یا اذان ) تحقق پیدا کند، نماز مسافر شکسته مى شود آن گاه در مقام تقویت دیدگان فقهاى پیشین و برترى دادن نظر آنان به پسینیان، مى نویسد:

« لانهم اعرف بالاخبار لکونهم اقرب الى المآخذ »

[۲۵] مقدس اردبیلی، مجمع الفائده، ج۳، ص۲۹۸، انتشارات اسلامى، وابسته جامعه مدرسین، قم.

پیشینیان فقها، نظرشان بر نظر پسینیان برترى دارد، زیرا آنان به خاطر نزدیک بودن زمانشان به عصر صدور روایات، به معانى و مفاهیم اخبار آشناترند .

در رابطه با حکم دو ظرف، یا دو لباس یا دو مکانى که یکى به طور قطع، پاک و دیگرى نجس است، لکن نجس و پاک به هم مشتبه شده اند، بر خلاف نظر مشهور فقها که بر این باورند: دوری از هر دو واجب است، برابر یک سلسله دلیل ها معتقد به جایز بودن استفاده از هر دو ظرف و لباس و مکان است. آن گاه در پایان، چنین ابراز مى دارد:

« الا ان العدول عن قول الاصحاب مع عدم الشریک یحتاج الى جراه تامه»

[۲۶] مقدس اردبیلی، مجمع الفائده، ج۱، ص۲۸۲، انتشارات اسلامى، وابسته جامعه مدرسین، قم.

خارج شدن و برگشتن از راه و نظر مشهور علما، با توجه به این که کسى با ما هم عقیده و هم فکر نیست، نیازمند جرات زیادى است.

در مورد حکم نماز جمعه در زمان غیبت ، مطالب بسیار در خور توجهى بیان کرده که در جاى خود، به شرح نقل خواهیم کرد، از جمله مى نویسد:

« درباره حکم نماز جمعه، یا باید بر واجب بودن عینى، بدون اعتبار نائب و ولی فقیه باور داشت و یا باید به حرام بودن و باز داشتن از گزاردن آن شد. »

آن گاه درباره دیدگاه نخست مى نگارد :

« ولکنه قول مع عدم الرفیق … و یحتاج خلاف ذلک الى جراه عظیمه »

[۲۷] مقدس اردبیلی، مجمع الفائده، ج۲، ص۳۶۳، انتشارات اسلامى، وابسته جامعه مدرسین، قم.

از تنهایى در راى و مخالف با مشهور، احساس وحشت مى کند و نظر بر خلاف اصحاب را نیازمند به جرات زیادى مى داند.

از این که نظرى و راى ابراز کند که در آن راى تنها باشد و هیچ همراهى نداشته باشد و از سوئى رو در روى مشهور قرار گیرد، سخت گریزان است .

و در مورد دیگر، ضمن ابراز این مطلب که در مساله مخالفى پیدا نشده، مى نویسد: بنابراین باید آنچه را مشهور گفته اند، برگزید.

« فکانها صارت المساله غیر معلوم المخالف فتعین عدم المصیر الى المنع لعدم الرفیق»

[۲۸] مقدس اردبیلی، مجمع الفائده، ج۲، ص۳۶۸، انتشارات اسلامى، وابسته جامعه مدرسین، قم.

اهتمام و اعتناى تام او نسبت به آرا و دیدگاه هاى مشهور و پرهیز از مخالف با اصحاب، به اندازه اى است که حتى خورده گیران آراء و اندیشه هاى فقهى او نیز، به این روش، او، اعتراف کرده اند .

آقا باقر وحید بهبهانى، پس از اشکال و ایراد بر محقق اردبیلى، درباره خرده گیرى ها و درنگ هاى وى در آراى مشهور، مى نویسد:

« و نعم، الطریقه طریقه الشارح، رحمه الله، فانه ایضا ما یحکم بخطئهم اصلا بل و یقول: انى ما افهم»

[۲۹] وحید بهبهانى، حاشیه بر متاجر مجمع الفائده، ص۶۳.

روش محقق اردبیلى، روش پسندیده اى است که هیچ گاه حکم به خطا و اشتباه اصحاب نمى کند، بلکه در فرض هماهنگ بودن با مشهور مى گوید: من آنچه را مشهور گفته اند، نمى فهمم، نه اینکه مشهور نفهمیده اند و اشتباه کرده اند.

صاحب جواهر نیز، ضمن انتقاد شدید به او، درباره پاره اى تند روى ها در مخالفت با مشهور، اعتراف مى کند که او، در صدد بى اعتنایى به آراى مشهور نیست:

« و لقد اجاد فیما حکى عنه من شده التشنیع على خلاف المشهور»

[۳۰] شیخ محمد حسن نجفى، جواهر الکلام، ج۳۹، ص۲۶۷، دار احیاء التراث العربى، بیروت.

براستى نیکو برخوردى کرده است نسبت به شدت سرزنش کسانى که با آراء مشهور فقها ، به مخالفت برخاسته اند .

از علما به احترام یاد مى کند . درباره علامه حلی مى نویسد :

« تفضل الله علینا ببرکاته رشحه من بحر علم افاضه علیه.»

[۳۱] مقدس اردبیلی، مجمع الفائده، ج۲، ص۳۷۰، انتشارات اسلامى، وابسته جامعه مدرسین، قم.

خداوند به برکت علامه حلى، یک نمى از یم دانش که به او مرحمت کرده است، به ما نیز، مرحمت فرماید.

مى نویسد:

« و کان کثره التقوى و الاحتیاط رعته الى ذلک … افاض – الله – علینا من بعض فضله .»

[۳۲] مقدس اردبیلی، مجمع الفائده، ج۲، ص۲۲۲، انتشارات اسلامى، وابسته جامعه مدرسین، قم.

در بزرگداشت مقام علمى شیخ طوسی و آثار ارزشمند وى مى نویسد:

« ذکره رئیس المجتهدین و المحدثین محى الدین فى مثل المصباح و التهذیب الذین علیهما مدار الدین»

[۳۳] مقدس اردبیلی، مجمع الفائده، ج۲، ص۲۹۵، انتشارات اسلامى، وابسته جامعه مدرسین، قم.

[پیشوا|پیشواى]] مجتهدان و حدیث شناسان، و احیاء گر دین ( شیخ طوسى ) در دو کتاب مصباح و تهذیب که مدار اجتهاد و استنباط احکام شرعى است ، این حدیث را آورده .

به هر صورت، اصل اعتنا به آراى فقیهان و اهتمام و احترام به مقام علمى بزرگان دین و دانش، آنچنان در آثار محقق اردبیلى روشن و آشکار است که جاى کوچک ترین تردیدى در او نیست؛ از این روى، او مخالفت با مشهور را امرى مشکل مى داند.

دلیل مدارى و استقلال در راى

محقق اردبیلى، ضمن اعتقاد راسخ و اهتمام و اعتناى تمام به آرا و افکار و مقام علمى بزرگان فقه و استفاده از افکار آنان، اساس را فهم و فکر و اجتهاد و خود فقیه مى داند و معتقد است، ملاک در اظهار نظر و راى علمى، فهم و اجتهاد خود فقیه در باب دلیل هاست و متن هاست و فهم و برداشت مشهور را در حق فقیه و مجتهد حجت نمى داند؛ زیرا حجت براى مجتهد، فهم او از دلیل هاست؛ از این روى همراهى و همگامى با مشهور را بدون دلیل، کارى دشوار تر از مخالفت با آنان مى شمرد.

در بحث از چگونگى سلام دادن نماز گزار در حال فردى، مى نویسد:

« و اما المنفرد سلام تجاه القبله و یؤمى بمؤخر عینیه فما رایت له دلیلا»

[۳۴] مقدس اردبیلی، مجمع الفائده، ج۲، ص۲۹۵، انتشارات اسلامى، وابسته جامعه مدرسین، قم.

این که اصحاب فتوا داده اند شخص نمازگزار در حال فردى، هنگام سلام دادن، با گوشه چشمش به جانب راست و چپ اشاره کند، دلیل و مدرکى بر آن نیافتم.

آن گاه در مقام بیان قاعده کلى چنین مى نویسد:

« و اعلم انه لا ینبغى الاکتفاء فى الفتوى بمجرد ما ذکره بعض الاصحاب مثل الایماء بمؤخر العین ، لقوله فى النهایه مع ترکه فى المبسوط . و جعل » من على الیسار اعم من الحائط لذکر ابن بابویه ذلک . للتساهل فى سنن المستحبات ، مع حسن الظن بانهم لا یقولون مثله عن راى .

لانه لابد من دلیل ، و قد لا یکون ما اعتقدوه دلیلا ، دلیلا عند المفتى »

[۳۵] مقدس اردبیلی، مجمع الفائده، ج۲، ص۲۹۶، انتشارات اسلامى، وابسته جامعه مدرسین، قم.

باید توجه داشت که در مقام فتوا، معیار، داشتن دلیل است و به صرف اینکه بعض از فقها، چیزى گفته باشند کفایت نمى کند. این که شیخ طوسى در نهایه نظر داده به اینکه نمازگزار به هنگام دادن سلام نماز، مستحب است با گوشه چشمش به جانب راست و چپ اشاره کند، با این که چنین مطلبى را در کتاب مبسوط بیان نکرده و این که ابن بابویه قمی، نظرش این است که نماز گزار اگر در جانب چپش کسى باشد، مانند انسان یا چیزى باشد، مانند دیوار مستحب است به هنگام سلام نماز، صورتش را به جانب راست و چپ برگرداند.

صرف راى و نظر این بزرگان، نمى تواند مدرک و حجت فتوا باشد و نمى شود گفت به خاطر قاعده آسان گیرى در سنن و به طور این که این بزرگان، بیشتر، دون دلیل نظر نمى دهند، مى توان بر اساس گفته اینان، فتوا داد؛ زیرا فتوا دادن، گر چه به امر مستحب، حجت و مدرک لازم دارد. و راى و نظر بزرگان، به صرف این که بیشتر آنان، بدون دلیل راى نمى دهند، دلیل و حجت شرعى، نمى شود.

با این قاعده، اعتماد بر توفیق هاى عامه در رجال و عمل به بعض از مرسل هاى شیخ صدوق در من لا یحضره الفقیه، به دلیل این که بزرگان بدون حجت مطلبى نمى گفتند و یا مثلا، و تا شیخ صدوق یقین پیدا نکند که حدیث از امام صادق است، نمى نویسد: قال الصادق و … مورد اشکال است؛ زیرا یقین شیخ صدوق به صدور روایتى از امام صادق، همانند یقین او به رحمان روایتى بر یک مطلب، موجب یقین به صدور و پیشین به دلالت براى دیگران نمى شود. معیار ها در حجت بودن و احراز صدور و فهم و برداشت ها از روایات گونه گون است.

امکان دارد تمام روایات کافى و همه اخبار من لا یحضر، به نظر صاحبان آن کتاب ها معتبر و حجت باشند، ولى این دلیل نمى شود که براى دیگران نیز حجت و معتبر باشند، بلکه هر مجتهدی خود باید اطمینان به صدور و دلالت و مانند آن پیدا کند. روشن است این بزرگان، شهادت به صدور دلالت نمى دهند، بلکه گزارش از فهم و برداشت خودشان مى دهند و فهم و برداشت آنان براى دیگر مجتهدان، حجت نیست در هر حال، این سخن از محقق اردبیلى در این باب، در خور توجه و داراى اهمیت است. در بحث از « بیع عند النداء » معامله به هنگام اذان ظهر روز جمعه که آیا افزون بر این که انجام داد و ستد، معصیت و گناه است، فاسد و باطل نیز هست، یا نه؟

محقق اردبیلى، پس از بحث طولانى در این باره، مى نویسد:

« و الحاصل ان هذا منوط بنظر المجتهد و المتامل فانه قد ینهم من کلام الشارع المنافات و عدم ترتب الاثر و قد لا یفهم … »

[۳۶] مقدس اردبیلی، مجمع الفائده، ج۲، ص۳۸۰، انتشارات اسلامى، وابسته جامعه مدرسین، قم.

خلاصه، ( آیا نهى در داد و ستدها دلالت بر فساد دارد، یا ندارد. ) این، بستگى به نظر و تشخیص مجتهد دارد. مجتهد، بر اساس فهم و اجتهادش، گاهى از نهى در معامله برداشت مى کند فاسد و نداشتن اثر دادگاهى چنین چیزى را برداشت نمى کند.

پس از ادامه بحث، دوباره چنین جمع بندى مى کند:

« و قد اشرنا الى حقیقه الامر فان المدار على فهم المنافات و عدمه فلابد فى کل جزئى من معرفه الاصل و منع ما یدل على الفهم و ما یدل على حصول الاثر ، و ما یفهم من النهى الوارد فى تلک الصوره ، فتامل و الله المعین .»

[۳۷] مقدس اردبیلی، مجمع الفائده، ج۲، ص۳۸۱، انتشارات اسلامى، وابسته جامعه مدرسین، قم.

از جمله آراى فقهى ویژه محقق اردبیلى ، که با راى مشهور ، مخالفت دارد ، باور او به درستى عقد و ایقاع و داد و ستد ها و حجت بودن گزارش ها و کارهاى خردسال اهل تمیز است و یک سلسله دلیل ها نیز بر این نظر اقامه کرده است ولکن با توجه به آن که مشهور فقیهان، داد و ستدها و عبارت ها و کار هاى شخص نابالغ را اگر چه ممیز باشد، صحیح نمى دانند و دلیل هاى مشهور از نظر محقق اردبیلى ناتمامند و خود دلیل هایى بر خلاف اقامه مى کند چنین مى نویسد:

« و بالجمله ، ینبغى الاجتهاد علیه»

[۳۸] مقدس اردبیلی، مجمع الفائده، ج۳، ص۱۴۰، انتشارات اسلامى، وابسته جامعه مدرسین، قم.

این مباحث از ضروریات دین، به شمار نمى آید، تا اجتهاد بردار نباشند، بلکه جزو مسائل نظریند. و هر کس برابر اجتهاد و فهمش عمل مى کند.

بنابراین، به نظر مرحوم اردبیلى، عظمت علمى و جلالت قدر بزرگان فقه و لازم بودن احترام به مقام علمى و اعتناء و اهتمام تام و کامل به آرا و افکار آنان و پرهیز از مخالفت با دیدگاه هاى آنان، تا اندازه امکان، معنایش این نیست که از آنچه آنان گفته اند، به دلیل این که آنان گفته اند، پیروى کرد و دربست تسلیم آراى آنان شد؛ زیرا تقلید مجتهدان صاحب نظر از دیگر مجتهدان نادرست است.

تقلید و قول بدون حجت و دلیل معتبر شرعى، براى فقیه روا نیست. اگر چه بزرگان و مشهور، حدیثى را دیده و به صدور آن اطمینان پیدا کرده و از آن فهم و برداشتى دارند، لکن ملاک ، فهم و درک و اجتهاد خود مجتهد است و این سخنى است سخت استوار و مبین و از این روى ، فتواى شرعى و راى فقهى، باید مبتنى و متکى بر حجت باشد، حتى در مستحبات. مرحوم اردبیلى بر این باور است که بدون دلیل معتبر شرعى، نمى توان فتوا داد. او، ضمن قبول قاعده آسان گیرى در سنن، مى گوید بر اساس این قاعده، با داشتن روایت ضعیف، یا حتى نبود روایت و احتمال استحباب و ثواب ، حمل جایز است و آن ها، فتوا به مستحب بودن عملى، بدون داشتن دلیل معتبر شرعى، جایز نیست. محقق اردبیلى، ضمن اعتقاد راسخ و اهتمام و اعتناى تمام به آرا و افکار و مقام علمى بزرگان فقه و استفاده از افکار آنان، اساس را فهم و فکر و اجتهاد و خود فقیه مى داند و معتقد است، ملاک در اظهار نظر و راى علمى، فهم و اجتهاد خود فقیه در باب دلیل هاست و متن هاست و فهم و برداشت مشهور را در حق فقیه و مجتهد حجت نمى داند؛ زیرا حجت براى مجتهد، فهم او از دلیل هاست؛ از این روى همراهى و همگامى با مشهور را بدون دلیل، کارى دشوار تر از مخالفت با آنان مى شمرد.

از این روى، پس از آن که فتوا به مستحب بودن را بدون دلیل شرعى، مردود مى داند و صرف حکم به استحباب را، در کلمات فقهاء، کافى نمى داند، مى نویسد:

« نعم لا یبعد العمل بالسنن المنقوله مع عدم صحه سندها للروایه المعتبره المشهوره بین العامه و الخاصه و یمکن تعمیمها مع عدم العم بالمستند و ظهور عدم الفتوى بغیر الخبر فتامل .»

[۳۹] مقدس اردبیلی، مجمع الفائده، ج۲، ص۲۹۶، انتشارات اسلامى، وابسته جامعه مدرسین، قم.

جمع بین احتیاط علمى و عملى

در موارد بسیارى ، ضمن اعتراف به بزرگى مقام علمى اصحاب و اظهار خوف و ترس از مخالفت با مشهور، به مقتضاى تقواى علمى، احتیاط مى کند و آنچه را فهمیده هر چند مخالف با مشهور باشد، اظهار مى کند.

در بحث غسل نسبت به نگهداشت ترتیب و لزوم رساندن آب به پوست زیر موی سر و صورت، مى نویسد:

« و فى الترتب فى الارتماس لبعض الاصحاب ابحاث کثیره و انا ما افهمها بل اجد السکوت عنها اولى .

و اما لى فى وجوب التخلیل بحیث یتحقق العلم بایصال الماء الى جمیع البدن على مایدل علیه الکلام الاصحاب و بعض الاخبار … تامل ما نشا مما یدل على اجزاء غرفتین على الراس او الثلثه.

فانى اظن ان هذا المقدار ما یصل تحت کل شعره سیما اذا کان الشعر فى الراس کثیرا کما فى الاعراب و النساء او کانت اللحیه کثیفه. فیمکن عفو ما تحت هذه الشعور و الاکتفاء بالظاهر. کما یدل علیه عدم وجوب حل الشعر على النساء. »

حکم به واجب بودن رساندن آب غسل به پوست زیر موى سر و صورت ، چنانکه اصحاب گفته اند و بعضى از روایات نیز بر آن دلالت دارند ریختن دو و یا سه مشت آب، براى غسل سر و صورت بسنده مى کند، به ویژه در فرضى که موى سر و صورت بلند و پرپشت باشند، مانند موى سر زنان و موى پرپشت صورت بعضى از مردان که بى گمان این مقدار آب، به تمام پوست سر و صورت نمى رسد.

از این دسته روایات، به ضمیمه آنچه بیان شد، معلوم مى شود علم به رسیدن آب غسل به تمام پوست بدن، واجب نیست، از این روى، بر زنانى که موى سر را بافته اند در موقع غسل واجب نیست که گیسوانشان را باز کنند.

بنابراین، اگر اجماع بر واجب بودن رساندن آب غسل به تمام پوست زیر موى نباشد، امکان دارد فتوا به بسنده بودن شستن ظاهر موى سر داده شود.

در پایانت این بحث مى نویسد :

فلو لا الاجماع کان القول به ممکنا.

فالسکوت عنه اولى. الا ان النفس غیر مطمئنه فیرشح عنها مثله مع عدم العلم بتوجه – احد الى مثله من المتقدمین و المتاخرین من فحول العلماء فلیس لمثلى النظر فى مثله.

لکن النفس توسوس – تشوش – مالم تره دلیلا تقنع به فتامل. »

[۴۰] مقدس اردبیلی، مجمع الفائده، ج۱، ص۱۳۷، انتشارات اسلامى، وابسته جامعه مدرسین، قم.

سکوت کردن در رابطه با چنین مسائلى که مشهور فقیهان نسبت به آن نظر داده اند، شایسته تر از اظهار نظر مخالف است، مگر این که ذهن پر تکاپو، آرامش ندارد و در نتیجه چنین اظهار نظر هائى از او تراوش مى کند.

با توجه به این که هیچ یک از فقیهان پسین، به آنچه ما فهمیده ایم نظر نداده اند، براى کسى چون من، اظهار نظر کردن در مساله این چنین در برابر همه علماء و فقیهان پیشین و پسین، کار آسانى نیست ولکن چه کنم که ذهنم دغدغه و تشویش دارد و مادامى که به دلیل قانع کننده اى نرسد، آرام نمى گیرد.

در حکم شرعى، دلیل معتبر شرعى را فقط ملاک حکم قرار مى دهد و نه هیچ چیز دیگرى را. از جمله راجع به این سخن معروف که مورد استدلال قرار مى گیرد چنین مى نویسد:

« و زیاده الفرع على الاصل، کلام ظاهر خطابى یقال وجها و نکته لبعض قواعد النحو و الصرف و لا یسمع فیما یثبت بالنص و الاجماع»

[۴۱] مقدس اردبیلی، مجمع الفائده، ج۱۲، ص۴۸۰، انتشارات اسلامى، وابسته جامعه مدرسین، قم.

در مساله قبله، پس از آنکه بیان مى کند براى شخص دور از مکه، قبله، جهت کعبه است، و دقت هاى فنى و

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.