پاورپوینت کامل سقط حضرت محسن ۵۱ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل سقط حضرت محسن ۵۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل سقط حضرت محسن ۵۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل سقط حضرت محسن ۵۱ اسلاید در PowerPoint :
روایت پاورپوینت کامل سقط حضرت محسن ۵۱ اسلاید در PowerPoint
روایت سقط محسن بن علی از جمله روایاتی است که در کتب روایی اهل سنت آمده، اما اهل سنت آن روایت را به عنوان روایت ضعیف دانستهاند. اشکال اصلی اهل سنت بر این روایت، وجود یک راوی به نام ابن ابی دارم در سلسله سند روایت است که از او به عنوان رافضی یاد شده و در صدد تضعیف روایت برآمدهاند.
در جواب میتوان گفت اولا: در کتب رجالی و تراجم اهل سنت ابن ابی دارم از علما و بزرگان و مورد اعتماد اهل سنت است؛ ثانیا: راویان متعددی در کتب رجالی و صحاح سته وجود دارند که رافضی هستند؛ ثالثا: کسانى در سلسله راویان صحاح سته اهلسنت وجود دارند که شیخین را شتم کردهاند ولی در عینحال توثیق شدهاند؛ رابعا: اگر شتم صحابه، سبب تضعیف راوى مىشود، چرا عالمان جرح و تعدیل اهل سنت نواصب را توثیق کردهاید؟
فهرست مندرجات
۱ – متن روایت
۲ – اشکال اهلسنت بر روایت
۳ – جواب
۳.۱ – وجود روات رافضی در صحاح سته
۳.۱.۱ – عبیدالله بن موسی
۳.۱.۲ – جعفر بن سلیمان
۳.۱.۳ – فضل بن محمد شعرانی
۳.۱.۴ – رواجنی
۳.۱.۵ – اسماعیل بن خلیفه
۳.۲ – توثیق شتمکنندگان به شیخین
۳.۲.۱ – تلید محاربی
۳.۲.۲ – عبدالرزاق بن همام
۳.۳ – توثیق نواصب
۳.۳.۱ – حریز حمصی
۳.۳.۲ – عمر بن سعد
۳.۴ – نتیجهگیری
۴ – پانویس
۵ – منبع
۱ – متن روایت
إنّ عمر رفس فاطمه حتّى أسقطت بمحسن. عمر به فاطمه لگد زد که سبب سقط محسن گردید.
[۱] ذهبی، شمسالدین، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۱۲۶.
[۲] ذهبی، شمسالدین، میزان الإعتدال، ج۱، ص۱۳۹.
[۳] ابن حجر عسقلانی، لسان المیزان، ج۱، ص۲۶۸.
۲ – اشکال اهلسنت بر روایت
اشکال اصلی که بر این روایت مطرح است، مربوط به شخصیت «ابن ابی دارم» است که از وی به عنوان رافضی یاد شده و در صدد تضعیف این روایت هستند.
اما با مراجعه به کتب رجالی و تراجم اهل سنت، در مییابیم که وی از علما و بزرگان بوده و مورد اعتماد است چنانچه ذهبی در شرححال وی چنین مینویسد:
الامام الحافظ الفاضل… کان موصوفا بالحفظ والمعرفه… وقال محمد بن حماد الحافظ کان مستقیم الامر عامه دهره.
[۴] ذهبی، شمسالدین، سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۱۲۶.
اما اشکالی که بر این روایت گرفته شده است و سعی در رد آن بر آمدهاند، طعن بر ابن ابی دارم با عنوان رافضی است. حال با مراجعه به کتب علی الخصوص صحاح سته اهل سنت در میبایم که رافضی بودن طعنی نبوده و حتی رواتی از صحیحین نیز رافضی بودهاند.
۳ – جواب
چند جواب به این اشکال اهل سنت میتوان داد.
۳.۱ – وجود روات رافضی در صحاح سته
با مراجعه به کتب، علیالخصوص صحاح سته اهلسنت در میبایم که رافضی بودن طعنی نبوده و حتی رواتی از صحیحین نیز رافضی بودهاند.
۳.۱.۱ – عبیدالله بن موسی
ذهبى پیرامون عبیدالله بن موسی مینویسد:
الامام، الحافظ، العابد… قال ابن منده کان أحمد بن حنبل یدل الناس على عبید الله وکان معروفا بالرفض لم یدع أحدا اسمه معاویه یدخل داره.
ابن منده گفته: احمد بن حنبل مردم را به سوى او راهنمایى مىکرد، به رافضى بودن معروف بود و اجازه نمىداد کسى که نامش معاویه بود، وارد خانهاش شود.
[۵] ذهبی، شمسالدین، سیر أعلام النبلاء، ج۸، ص۲۱۸.
این در حالی است که ذهبی در همان کتاب سیر اعلام النبلاء تصریح میکند که عبیدالله بن موسی از روات صحاح سته میباشد:
و حدیثه فی الکتب السته. احادیث او در کتب صحاح سته موجود است.
[۶] ذهبی، شمسالدین، سیر أعلام النبلاء، ج۳، ص۳۶۱.
۳.۱.۲ – جعفر بن سلیمان
علمای اهلسنت جعفر بن سلیمان را رافضى و از شیعیان غالى مىدانند.
خطیب بغدادی از یزید بن زریع نقل مىکند که مىگفت:
فان جعفر بن سلیمان رافضی.
[۷] خطیب بغدادی، أحمد بن علی، تاریخ بغداد، ج۵، ص۳۷۲.
این در حالی است که مزی در تهذیب الکمال مىنویسد:
روى له البخاری فی “الأدب”والباقون.
بخاری در کتاب الادب المفرد و بقیه نویسندگان صحاح سته (مسلم، ابوداوود، ترمذی، نسائی و ابن ماجه) در کتب صحاحشان از این شخص روایت نقل کردهاند.
[۸] مزی، یوسف بن عبدالرحمن، تهذیب الکمال، ج۵، ص۴۳.
او نیز یکی از روات کتاب صحیح بخاری و سنن ابن ماجه میباشد.
[۹] بخاری، محمد بن إسماعیل، صحیح بخاری، ج۶، ص۲۷۱۰.
[۱۰] ابن ماجه، محمد بن یزید، سنن ابنماجه، ج۱، ص۲۶۴.
۳.۱.۳ – فضل بن محمد شعرانى
خطیب بغدادی در الکفایه خود پیرامون فضل بن محمد شعرانی مینویسد:
وسئل عن الفضل بن محمد الشعرانی، فقال: صدوق فی الروایه إلا أنه کان من الغالین فی التشیع، قیل له: فقد حدثت عنه فی الصحیح، فقال: لأن کتاب أستاذی ملآن من حدیث الشیعه یعنی مسلم بن الحجاج.
از او درباره فضل بن محمد شعرانى سؤال شد؛ گفت: در روایت راستگوست، اما اشکالى که دارد این است که درباره تشیع زیادهروى مىکند؛ به او گفتند: در صحیح از وى روایت کردهاید. گفت: کتاب استادم پر از روایات شیعه است یعنى کتاب صحیح مسلم.
[۱۱] خطیب بغدادی، احمد بن علی، الکفایه فی علم الدرایه، ج۱، ص۱۵۹.
تعداد افرادى که هم به رافضى بودن متهم شده و هم در صحاح سته اهلسنت روایت دارند، به حدى است که برخى از دانشمندان سنى با توجه به این مطلب اعتراف کردهاند که اگر بخواهیم روایت آنها را کنار بگذاریم، باید کتابها را نابود کنیم.
خطیب بغدادى در الکفایه فی علم الروایه مىنویسد:
قال علی بن المدینی: لو ترکت أهل البصره لحال القدر، ولو ترکت أهل الکوفه لذلک الرأی، یعنی التشیع، خربت الکتب . قوله: خربت الکتب، یعنی لذهب الحدیث.
اگر بصریان را به خاطر قدرى بودن و کوفیان را به خاطر نظرشان (شیعه بودن) رها کنی، همه کتابها را نابود کردهای. کتابها را نابود کردهاى یعنى همه احادیث از بین مىرود.
[۱۲] خطیب بغدادی، احمد بن علی، الکفایه فی علم الدرایه، ص۱۵۷.
۳.۱.۴ – رواجنی
عباد بن یعقوب رواجنی نیز از رواتی است که بخاری و ترمذی و ابن ماجه نیز روایت کردهاند چنانچه مزّی به این مطلب چنین اشاره میکند:
رَوَى عَنه : البخاری حدیثًا واحدًا مقرونا بغیره ، والتِّرْمِذِیّ ، وابن ماجه.
[۱۳] مزی، یوسف بن عبدالرحمن، تهذیب الکمال، ج۲۴، ص۲۳۵.
همچنین مزی در مورد رافضی و غالی بودن وی مینویسد:
و قال أبو أحمد بن عدى: سمعت عبدان یذکر عن أبى بکر بن أبى شیبه أو هناد بن السرى، أنهما أو أحدهما فسقه ونسبه إلى أنه یشتم السلف… و روى أحادیثاً أنکرت علیه فى فضائل أهل البیت، و فى مثالب غیرهم.و قال على بن محمد المروزى: سئل صالح بن محمد، عن عباد بن یعقوب الرواجنى، فقال: کان یشتم عثمان.قال: و سمعت صالحا یقول: سمعت عباد بن یعقوب یقول: الله أعدل من أن یدخل طلحه و الزبیر الجنه، قلت: ویلک، و لم؟ قال: لأنهما قاتلا على بن أبى طالب بعد أن بایعاه.
[۱۴] مزی، یوسف بن عبدالرحمن، تهذیب الکمال، ج۱۴، ص۱۷۸.
احمد بن عدی مىگوید: از عبدان شنیدم و او از ابوبکر بن ابوشیبه یا هناد بن سری نقل مىکرد که این دو نفر یا یکى از آنان او را متهم به فسق کرده و به وى بدگویى به اصحاب را نسبت دادهاند… او روایاتى در فضائل اهلبیت و بدیهاى دیگران نقل کرده است که مورد تأیید واقع نشده است. علی بن محمد مروزی مىگوید: از صالح بن محمد درباره عباد بن یعقوب رواجنی سؤال شد، گفت: او از عثمان بدگویى مىکرد. و نیز مىگوید: از صالح شنیدم که مىگفت: عباد بن یعقوب مىگفت: خداوند عادلتر از آن است که طلحه و زبیر را به بهشت ببرد، گفتم: واى بر تو، چرا؟ گفت: چون آن دو نفر پس از بیعت با علی، با وى جنگیدند.
۳.۱.۵ – اسماعیل بن خلیفه
مزى در تهذیب الکمال درباره اسماعیل بن خلیفه عبسی مىنویسد:
إسماعیل بن خلیفه العبسی… رَوَى عَن: إبراهیم بن حسن بن حسن بن علی بن أَبی طالب. والحکم بن عتیبه (ت ق)، والسری بن إسماعیل… وفضیل بن عَمْرو الفقیمی (ق).
منظور از (ق) ابن ماج
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 