پاورپوینت کامل موارد دلداری‌دهنده به محمد (قرآن) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل موارد دلداری‌دهنده به محمد (قرآن) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل موارد دلداری‌دهنده به محمد (قرآن) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل موارد دلداری‌دهنده به محمد (قرآن) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

پاورپوینت کامل موارد دلداری‌دهنده به محمد (قرآن) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint

مواردی که بنا به آیات قرآن باعث دلداری به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌شدند عبارتند :

فهرست مندرجات

۱ – اعطای کوثر
۲ – ایمان اهل کتاب‌
۳ – بیان تاریخ انبیاء
۳.۱ – پیروزی انبیاء
۳.۲ – برخورد امت‌ها با انبیاء
۴ – بیان فلسفه رؤیای پیامبر
۵ – بیان قصّه اصحاب کهف‌
۶ – بیان قصّه حضرت الیاس
۷ – بیان قصّه حضرت موسی
۸ – بیان قصّه حضرت نوح
۹ – بیان قصّه حضرت یوسف
۱۰ – بیان گمراهی پیشینیان‌
۱۱ – بیان نعمت‌های خدا
۱۲ – فرجام استهزاکنندگان‌
۱۲.۱ – برخورد اقوام گذشته
۱۳ – فرجام تکذیبگران‌
۱۳.۱ – بیان جان‌کنده مکذبان
۱۳.۲ – هلاکت مکذبان
۱۳.۳ – پیروزی بر مکذبان
۱۴ – فلسفه مهلت به کافران‌
۱۵ – محرومیّت آخرتی کافران‌
۱۶ – مقام شفاعت‌
۱۷ – نزول قرآن‌
۱۸ – نزول ملائکه‌
۱۹ – وعده امداد
۱۹.۱ – امداد در بازگشت به مکه
۱۹.۲ – وعده امداد
۲۰ – وعده انتقام از کافران‌
۲۰.۱ – کافران مکه
۲۰.۲ – کافران ظالم
۲۰.۳ – انتقام در آخرت
۲۱ – وعده بخشش‌
۲۲ – وعده پاداش‌
۲۳ – وعده پیروزی‌
۲۴ – وعده ذلّت کافران‌
۲۵ – وعده نابودی باطل‌
۲۶ – وعده هلاکت دشمنان‌
۲۷ – پانویس
۲۸ – منبع

۱ – اعطاى کوثر

تسلّاى خاطر بخشیدن خداوند به محمّد صلی‌الله‌علیه‌وآله، با اعطاى کوثر کثرت نسل و ذریّه، در برابر ابتر خواندن آن حضرت از زبان دشمنان:
«إِنَّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ • إِنَّ شانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ؛

[۱] کوثر/سوره۱۰۸، آیه۱.

[۲] کوثر/سوره۱۰۸، آیه۳.

به یقین ما به تو کوثر و خیر و برکت فراوان عطا کردیم. و بدان دشمن تو به یقین ابتر و بریده نسل است.»
از معانى «کوثر»، کثرت نسل و ذریّه است.

[۳] طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱۰، ص ۸۳۶.

۲ – ایمان اهل کتاب‌

دلدارى خداوند به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، با بیان ایمان گروهى از اهل کتاب، در برابر دشمنی گروهى دیگر:
«فَإِنْ کَذَّبُوکَ فَقَدْ کُذِّبَ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِکَ جاؤُ بِالْبَیِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ الْکِتابِ الْمُنِیرِ • وَ إِنَّ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ لَمَنْ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ خاشِعِینَ لِلَّهِ لا یَشْتَرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ ثَمَناً قَلِیلًا أُولئِکَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللَّهَ سَرِیعُ الْحِسابِ‌؛

[۴] آل‌عمران/سوره۳، آیه۱۸۴.

[۵] آل‌عمران/سوره۳، آیه۱۹۹.

پس اگر این بهانه جویان تو را تکذیب کنند، چیز تازه‌اى نیست؛ پیامبران پیش از تو نیز تکذیب شدند؛ پیامبرانى که دلایل آشکار، و نوشته‌هاى متین و محکم، و کتاب روشنى بخش آورده بودند. و از اهل کتاب، کسانى هستند که به خدا، و آنچه بر شما نازل شده، و آنچه بر خودشان نازل گردیده، ایمان دارند؛ در برابر فرمان خدا خاضعند؛ و آیات خدا را به بهاى ناچیزى نمى‌فروشند. پاداش آنها، نزد پروردگارشان است. خداوند، سریع‌الحساب است. تمام اعمال نیک آنها را بسرعت حساب مى‌کند، و پاداش مى‌دهد.»
با توجّه به ارتباط این آیه با آیات ۱۸۰ تا ۱۸۷ که از کارشکنیها و آزار و اذیّتهاى فراوان اهل‌کتاب سخن گفته، مطلب یاد شده قابل استفاده است.

۳ – بیان تاریخ انبیاء

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز همچون سایر انبیا، نیازمند تقویت روحیّه و دلدارى در برابر مشکلات برخاسته از رسالت الهى خویش:
«وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ فِی شِیَعِ الْأَوَّلِینَ‌ • وَ ما یَأْتِیهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ؛

[۶] حجر/سوره۱۵، آیه۱۰.

[۷] حجر/سوره۱۵، آیه۱۱.

ما پیش از تو نیز پیامبرانى در میان امّتهاى نخستین فرستادیم. هیچ پیامبرى به سراغ آنها نمى‌آمد مگر این‌که او را مسخره مى‌کردند.»

۳.۱ – پیروزی انبیاء

دلدارى خدا به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، با بیان عاقبت نیک و پیروزى انبیا در برابر مخالفتها و تکذیبهاى مشرکان:
۱. «فَکَذَّبُوهُ فَنَجَّیْناهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ وَ جَعَلْناهُمْ خَلائِفَ وَ أَغْرَقْنَا الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا فَانْظُرْ کَیْفَ کانَ عاقِبَهُ الْمُنْذَرِینَ؛

[۸] یونس/سوره۱۰، آیه۷۳.

سرانجام آنها او را تکذیب کردند. و ما، او و کسانى را که با او در کشتى بودند، نجات دادیم؛ و آنان را جانشین و وارث کافران قراردادیم؛ و کسانى را که آیات ما را تکذیب کردند، غرق نمودیم. پس ببین عاقبتِ کار کسانى که انذار شدند (و نپذیرفتند)، چگونه بود!»
۲. «بَلْ قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ بَلِ افْتَراهُ بَلْ هُوَ شاعِرٌ فَلْیَأْتِنا بِآیَهٍ کَما أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ‌ • وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَکَ إِلَّا رِجالًا نُوحِی إِلَیْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‌ • ثُمَّ صَدَقْناهُمُ الْوَعْدَ فَأَنْجَیْناهُمْ وَ مَنْ نَشاءُ وَ أَهْلَکْنَا الْمُسْرِفِینَ؛

[۹] انبیاء/سوره۲۱، آیه۵.

[۱۰] انبیاء/سوره۲۱، آیه۷.

[۱۱] انبیاء/سوره۲۱، آیه۹.

آنها گفتند: (آنچه محمد آورده وحى نیست؛) بلکه خوابهایى آشفته است؛ اصلًا آن را بدروغ به خدا بسته؛ بلکه او یک شاعر است؛ اگر راست مى‌گوید باید معجزه‌اى براى ما بیاورد؛ همان گونه که پیامبران پیشین با معجزات فرستاده شدند. ما پیش از تو، جز مردانى که به آنان وحى مى‌کردیم، نفرستادیم. همه انسان بودند اگر نمى‌دانید، از آگاهان بپرسید. سپس وعده‌اى را که به آنان داده بودیم، وفا کردیم. آنها و هر کس را که مى‌خواستیم از چنگ دشمنانشان نجات دادیم؛ و مسرفان را هلاک نمودیم!»
۳. «فَکَفَرُوا بِهِ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ‌ • وَ لَقَدْ سَبَقَتْ کَلِمَتُنا لِعِبادِنَا الْمُرْسَلِینَ‌ • إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ‌ • وَ إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ‌ • فَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِینٍ‌ • وَ أَبْصِرْهُمْ فَسَوْفَ یُبْصِرُونَ؛

[۱۲] صافّات/سوره۳۷، آیات۱۷۰-۱۷۵.

امّا وقتى قرآن آمد، به آن کافر شدند؛ ولى بزودى خواهند دانست! وعده قطعى ما درباره بندگان فرستاده شده ما از پیش مسلّم شده، که آنان یارى شدگانند، و لشکر ما پیروزند. بنابراین از آنها (کافران‌) روى بگردان و آنان را رها کن تا زمان معیّنى (که فرمان جهاد فرا رسد). و آنها را بنگر! که بزودى نتیجه اعمال خود را مى‌بینند!»

۳.۲ – برخورد امت‌ها با انبیاء

بیان سرگذشت پیامبران و برخورد نارواى امّت‌ها با آنان، به جهت تسلّا بخشیدن و دلدارى به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله:
۱. «فَإِنْ کَذَّبُوکَ فَقَدْ کُذِّبَ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِکَ جاؤُ بِالْبَیِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ الْکِتابِ الْمُنِیرِ؛

[۱۳] آل‌عمران/سوره۳، آیه۱۸۴.

پس اگر این بهانه جویان تو را تکذیب کنند، چیز تازه‌اى نیست؛ پیامبران پیش از تو نیز تکذیب شدند؛ پیامبرانى که دلایل آشکار، و نوشته‌هاى متین و محکم، و کتاب روشنى بخش آورده بودند. »
۲. «وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِکَ فَحاقَ بِالَّذِینَ سَخِرُوا مِنْهُمْ ما کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ؛

[۱۴] انعام/سوره۶، آیه۱۰.

با این‌حال، نگران نباش. جمعى از پیامبران پیش از تو را نیز استهزا کردند؛ امّا سرانجام، آنچه را مسخره مى‌کردند، دامانشان را گرفت؛ و عذاب الهى بر آنها فرود آمد).»
۳. «وَ لَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِکَ فَصَبَرُوا عَلى‌ ما کُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتَّى أَتاهُمْ نَصْرُنا وَ لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِ اللَّهِ وَ لَقَدْ جاءَکَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِینَ؛

[۱۵] انعام/سوره۶، آیه۳۴.

به یقین پیش ازتو نیز پیامبرانى تکذیب شدند؛ و در برابر تکذیبها، صبر و استقامت کردند؛ و در این راه، آزار دیدند، تا هنگامى که یارى ما به آنها رسید. و هیچ چیز سنّت‌هاى خدا را تغییر نمى‌دهد؛ و به یقین اخبار پیامبران به تو رسیده است.»
۴. «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى‌ أُمَمٍ مِنْ قَبْلِکَ فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ یَتَضَرَّعُونَ‌ • فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ‌ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا وَ لکِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ ما کانُوا یَعْمَلُونَ؛

[۱۶] انعام/سوره۶، آیه۴۲.

[۱۷] انعام/سوره۶، آیه۴۳.

ما به سوى امّتهایى که پیش از تو بودند، پیامبرانى فرستادیم؛ و هنگامى که با این پیامبران به مخالفت برخاستند، آنها را با سختى و رنج مواجه ساختیم؛ شاید تسلیم گردند. چرا هنگامى که سختى و عذاب ما به آنان رسید، تضرع نکردند و تسلیم نشدند؟! بلکه دلهاى آنها قساوت پیدا کرد؛ و شیطان، آنچه را انجام مى‌دادند، در نظرشان زینت داد.»
۵. «وَ کُلًّا نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْباءِ الرُّسُلِ ما نُثَبِّتُ بِهِ فُؤادَکَ وَ جاءَکَ فِی هذِهِ الْحَقُّ وَ مَوْعِظَهٌ وَ ذِکْرى‌ لِلْمُؤْمِنِینَ‌ • وَ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ؛

[۱۸] هود/سوره۱۱، آیه۱۲۰.

[۱۹] هود/سوره۱۱، آیه۱۲۲.

ما از سرگذشتهاى همه پیامبران براى تو شرح مى‌دهیم، تا بوسیله آن، قلبت را آرامش بخشیم؛ (و اراده‌ات قوى گردد.) و در این اخبار و سرگذشتها، براى تو حقّ آمده، و براى مؤمنان موعظه و تذکّرى است. و انتظار بکشید؛ ما هم منتظریم!»
۶. «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ إِلَّا رِجالًا نُوحِی إِلَیْهِمْ مِنْ أَهْلِ الْقُرى‌ أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَهُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَدارُ الْآخِرَهِ خَیْرٌ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا أَ فَلا تَعْقِلُونَ‌ • حَتَّى إِذَا اسْتَیْأَسَ الرُّسُلُ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ کُذِبُوا جاءَهُمْ نَصْرُنا فَنُجِّیَ مَنْ نَشاءُ وَ لا یُرَدُّ بَأْسُنا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِینَ؛

[۲۰] یوسف/سوره۱۲، آیه۱۰۹.

[۲۱] یوسف/سوره۱۲، آیه۱۱۰.

و ما نفرستادیم پیش از تو، جز مردانى از اهل آبادیها که به آنها وحى مى‌کردیم. آیا مخالفان دعوت تو، در زمین سیر نکردند تا ببینند سرانجام کسانى که پیش از آنها بودند چگونه شد؟! و سراى آخرت براى پرهیزگاران بهتر است! آیا فکر نمى‌کنید؟! پیامبران به دعوت خود، و دشمنان به مخالفت با آنها، همچنان ادامه دادند تا آنگاه که پیامبران مأیوس شدند، و گروهى گمان کردند که به آنان دروغ گفته شده‌است؛ در این هنگام، یارى ما به سراغ آنها آمد؛ آنان را که خواستیم نجات یافتند؛ و مجازات و عذاب ما از قوم گنهکار بازگردانده نمى‌شود.»
۷. «وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِکَ فَأَمْلَیْتُ لِلَّذِینَ کَفَرُوا ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَکَیْفَ کانَ عِقابِ؛

[۲۲] رعد/سوره۱۳، آیه۳۲.

تنها تو را استهزا نکردند، بلکه پیامبران پیش از تو نیز مورد استهزا قرار گرفتند؛ من به کافران مهلت دادم؛ سپس آنها را مجازات کردم؛ و چه مجازات شدیدى بود؟!»
۸. «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ فِی شِیَعِ الْأَوَّلِینَ‌ • وَ ما یَأْتِیهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ‌ • کَذلِکَ نَسْلُکُهُ فِی قُلُوبِ الْمُجْرِمِینَ‌ • لا یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ قَدْ خَلَتْ سُنَّهُ الْأَوَّلِینَ‌؛

[۲۳] حجر/سوره۱۵، آیات۱۰-۱۳.

ما پیش از تو نیز پیامبرانى در میان امّتهاى نخستین فرستادیم. هیچ پیامبرى به سراغ آنها نمى‌آمد مگر این‌که او را مسخره مى‌کردند. ما اینچنین و از هر طریق ممکن قرآن را به درون دلهاى‌ مجرمان راه مى‌دهیم. امّا با این حال، آنها به آن ایمان نمى‌آورند؛ و روش اقوام پیشین نیز چنین بود.»
۹. «وَ إِنْ کادُوا لَیَسْتَفِزُّونَکَ مِنَ الْأَرْضِ لِیُخْرِجُوکَ مِنْها وَ إِذاً لا یَلْبَثُونَ خِلافَکَ إِلَّا قَلِیلًا • سُنَّهَ مَنْ قَدْ أَرْسَلْنا قَبْلَکَ مِنْ رُسُلِنا وَ لا تَجِدُ لِسُنَّتِنا تَحْوِیلًا؛

[۲۴] اسراء/سوره۱۷، آیه۷۶.

[۲۵] اسراء/سوره۱۷، آیه۷۷.

و نزدیک بود با نیرنگ و توطئه جایگاه تو را در این سرزمین سست ساخته، تا از آن بیرونت کنند؛ و هر گاه چنین مى‌کردند، گرفتار مجازات سخت الهى شده، و پس از تو، جز مدّت کمى باقى نمى‌ماندند. این سنّت ما در مورد پیامبرانى است که پیش از تو فرستادیم؛ و هرگز براى سنّت ما تغییر و دگرگونى نخواهى یافت.»
۱۰. «وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِکَ فَحاقَ بِالَّذِینَ سَخِرُوا مِنْهُمْ ما کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ؛

[۲۶] انبیاء/سوره۲۱، آیه۴۱.

اگر تو را استهزا کنند نگران نباش، پیامبران پیش از تو را نیز استهزا کردند؛ امّا سرانجام، آنچه را استهزا مى‌کردند دامان استهزاکنندگان را گرفت (و مجازات الهى آنها را در هم کوبید).»
۱۱. «وَ إِنْ یُکَذِّبُوکَ فَقَدْ کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ عادٌ وَ ثَمُودُ؛

[۲۷] حج/سوره۲۲، آیه۴۲.

اگر تو را تکذیب کنند، امر تازه‌اى نیست؛ پیش از آنها قوم نوح و عاد و ثمود پیامبرانشان را تکذیب کردند.»
۱۲. «وَ کَذلِکَ جَعَلْنا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا مِنَ الْمُجْرِمِینَ وَ کَفى‌ بِرَبِّکَ هادِیاً وَ نَصِیراً • وَ قالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَیْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَهً واحِدَهً کَذلِکَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَکَ وَ رَتَّلْناهُ تَرْتِیلًا • وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَى الْکِتابَ وَ جَعَلْنا مَعَهُ أَخاهُ هارُونَ وَزِیراً • فَقُلْنَا اذْهَبا إِلَى الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا فَدَمَّرْناهُمْ تَدْمِیراً • وَ قَوْمَ نُوحٍ لَمَّا کَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْناهُمْ وَ جَعَلْناهُمْ لِلنَّاسِ آیَهً وَ أَعْتَدْنا لِلظَّالِمِینَ عَذاباً أَلِیماً • وَ عاداً وَ ثَمُودَ وَ أَصْحابَ الرَّسِّ وَ قُرُوناً بَیْنَ ذلِکَ کَثِیراً؛

[۲۸] فرقان/سوره۲۵، آیه۳۱.

[۲۹] فرقان/سوره۲۵، آیه۳۲.

[۳۰] فرقان/سوره۲۵، آیات۳۵-۳۸.

آرى، این گونه براى هر پیامبرى دشمنى از مجرمان قرار دادیم؛ امّا همین بس که پروردگارت هادى و یاور تو باشد. و کافران گفتند: چرا قرآن یکجا بر او نازل نشده است؟! این نزول تدریجى براى این است که قلب تو را بوسیله آن محکم داریم، و از این رو آن را بتدریج بر تو خواندیم. و ما به موسى کتاب آسمانى دادیم؛ و برادرش هارون را یاورِ او قرار دادیم؛ و گفتیم: به سوى این قوم که آیات ما را تکذیب کردند بروید! امّا آن مردم به مخالفت برخاستند و ما آنان را به طور کامل هلاک کردیم. و قوم نوح را هنگامى که پیامبران را تکذیب کردند غرق نمودیم، و آنان را نشانه و عبرتى براى مردم قرار دادیم؛ و براى ستمکاران عذاب دردناکى فراهم ساخته‌ایم! همچنین قوم عادو ثمود و اصحاب رسّ (گروهى که درختان صنوبر را مى‌پرستیدند) و اقوام بسیارى را که در این میان بودند، هلاک کردیم.»
۱۳. «وَ ما یَأْتِیهِمْ مِنْ ذِکْرٍ مِنَ الرَّحْمنِ مُحْدَثٍ إِلَّا کانُوا عَنْهُ مُعْرِضِینَ‌ • فَقَدْ کَذَّبُوا فَسَیَأْتِیهِمْ أَنْبؤُا ما کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ؛

[۳۱] شعراء/سوره۲۶، آیه۵.

[۳۲] شعراء/سوره۲۶، آیه۶.

و هیچ یادآورى تازه‌اى از سوى خداوند رحمان براى آنها نمى‌آید مگر این‌که از آن رویگردان مى‌شوند. آنان تکذیب کردند؛ امّا بزودى اخبار کیفر آنچه را استهزا مى‌کردند به آنان مى‌رسد!»
۱۴. «وَ ما أَرْسَلْنا فِی قَرْیَهٍ مِنْ نَذِیرٍ إِلَّا قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ کافِرُونَ‌ • وَ قالُوا نَحْنُ أَکْثَرُ أَمْوالًا وَ أَوْلاداً وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِینَ؛

[۳۳] سبأ/سوره۳۴، آیه۳۴.

[۳۴] سبأ/سوره۳۴، آیه۳۵.

و ما در هیچ شهر و دیارى پیامبرى بیم‌دهنده‌اى نفرستادیم مگر این‌که ثروتمندان آنها که مست ناز و نعمت بودند گفتند: ما به آنچه فرستاده شده‌اید کافریم. و گفتند: اموال و فرزندان ما از همه بیشتر است (و این نشانه علاقه خدا به ماست.)؛ و ما هرگز عذاب نخواهیم شد.»
۱۵. «وَ کَذَّبَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ ما بَلَغُوا مِعْشارَ ما آتَیْناهُمْ فَکَذَّبُوا رُسُلِی فَکَیْفَ کانَ نَکِیرِ؛

[۳۵] سبأ/سوره۳۴، آیه۴۵.

کسانى که پیش از آنان بودند نیز آیات الهى را تکذیب کردند، در حالى که اینها به ده یک آنچه به آنان دادیم نرسیده‌اند. آرى آنها فرستادگان مرا تکذیب کردند؛ پس ببین مجازات من نسبت به آنها چگونه بود!»
۱۶. «وَ إِنْ یُکَذِّبُوکَ فَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِکَ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ؛

[۳۶] فاطر/سوره۳۵، آیه۴.

اگر تو را تکذیب کنند غم مخور، موضوع تازه‌اى نیست پیامبران پیش از تو نیز تکذیب شدند؛ و همه کارها به سوى خدا بازگشت داده مى‌شود.»
۱۷. «وَ إِنْ یُکَذِّبُوکَ فَقَدْ کَذَّبَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّناتِ وَ بِالزُّبُرِ وَ بِالْکِتابِ الْمُنِیرِ • ثُمَّ أَخَذْتُ الَّذِینَ کَفَرُوا فَکَیْفَ کانَ نَکِیرِ؛

[۳۷] فاطر/سوره۳۵، آیه۲۵.

[۳۸] فاطر/سوره۳۵، آیه۲۶.

اگر تو را تکذیب کنند (عجب نیست)؛ کسانى که پیش از آنان بودند نیز پیامبران خود را تکذیب کردند؛ آنها با دلایل روشن و نوشته‌هاى محکم و متین و کتاب آسمانى روشنگر به سراغ آنان آمدند امّا کوردلان ایمان نیاوردند. سپس من کافران را بعد از اتمام حجّت مجازات کردم، پس ببین مجازات من نسبت به آنان چگونه بود؟!»
۱۸. «کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ الْأَحْزابُ مِنْ بَعْدِهِمْ وَ هَمَّتْ کُلُّ أُمَّهٍ بِرَسُولِهِمْ لِیَأْخُذُوهُ وَ جادَلُوا بِالْباطِلِ لِیُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَکَیْفَ کانَ عِقابِ؛

[۳۹] غافر/سوره۴۰، آیه۵.

پیش از آنها قوم نوح و گروه‌هایى که بعد از آنها بودند پیامبرانشان را تکذیب کردند؛ و هر امّتى در پى آن بودند که پیامبرشان را بگیرند (و آزار دهند)، و براى محو حق به مجادله باطل دست زدند؛ امّا من آنها را مجازات کردم؛ دیدى که مجازات من چگونه بود!»
۱۹. «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلًا مِنْ قَبْلِکَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَیْکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَیْکَ وَ ما کانَ لِرَسُولٍ أَنْ یَأْتِیَ بِآیَهٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِذا جاءَ أَمْرُ اللَّهِ قُضِیَ بِالْحَقِّ وَ خَسِرَ هُنالِکَ الْمُبْطِلُونَ؛

[۴۰] غافر/سوره۴۰، آیه۷۸.

ما پیش از تو پیامبرانى فرستادیم؛ سرگذشت گروهى از آنان را براى تو باز گفته، و سرگذشت گروهى را براى تو بازگو نکرده‌ایم؛ و هیچ پیامبرى حق نداشت معجزه‌اى جز به فرمان خدا بیاورد. و هنگامى که فرمان خداوند براى مجازات کافران صادر شود، بحق داورى خواهد شد؛ و آن جا اهل باطل زیان خواهند کرد.»
۲۰. «وَ کَمْ أَرْسَلْنا مِنْ نَبِیٍّ فِی الْأَوَّلِینَ‌ • وَ ما یَأْتِیهِمْ مِنْ نَبِیٍّ إِلَّا کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ‌ • فَأَهْلَکْنا أَشَدَّ مِنْهُمْ بَطْشاً وَ مَضى‌ مَثَلُ الْأَوَّلِینَ؛

[۴۱] زخرف/سوره۴۳، آیات۶-۸.

چه پیامبران بسیارى براى هدایت در میان اقوام پیشین فرستادیم؛ ولى هیچ پیامبرى به سوى آنها نمى‌آمد مگر این‌که او را استهزا مى‌کردند. امّا ما کسانى را که نیرومندتر از آنها بودند هلاک کردیم، و داستان هلاکت پیشینیان گذشت.»
۲۱. «وَ کَذلِکَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ فِی قَرْیَهٍ مِنْ نَذِیرٍ إِلَّا قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى‌ أُمَّهٍ وَ إِنَّا عَلى‌ آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ؛

[۴۲] زخرف/سوره۴۳، آیه۲۳.

و این گونه در هیچ شهر و دیارى پیش از تو، انذارکننده‌اى نفرستادیم مگر این‌که ثروتمندان مست و مغرور آن گفتند: ما پدران خود را بر آیینى یافتیم و به آثار آنان اقتدا مى‌کنیم.»
۲۲. «فَاصْبِرْ کَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ لا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ کَأَنَّهُمْ یَوْمَ یَرَوْنَ ما یُوعَدُونَ لَمْ یَلْبَثُوا إِلَّا ساعَهً مِنْ نَهارٍ بَلاغٌ فَهَلْ یُهْلَکُ إِلَّا الْقَوْمُ الْفاسِقُونَ؛

[۴۳] احقاف/سوره۴۶، آیه۳۵.

آن‌گونه که پیامبران اولواالعزم صبر کردند، و براى عذاب آنان شتاب مکن! روزى که وعده‌هایى را که به آنها داده مى‌شود ببینند، احساس مى‌کنند که گویى جز ساعتى از یک روز در دنیا توقف نکرده‌اند؛ این ابلاغى است براى همگان؛ آیا جز قوم نافرمان هلاک خواهند شد؟!»

۴ – بیان فلسفه رؤیاى پیامبر

رؤیای پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله در تشبیه ماهیّت بنی‌امیّه به شجره ملعونه، براى دلدارى به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله:
«وَ إِذْ قُلْنا لَکَ إِنَّ رَبَّکَ أَحاطَ بِالنَّاسِ وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْیَا الَّتِی أَرَیْناکَ إِلَّا فِتْنَهً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَهَ الْمَلْعُونَهَ فِی الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَما یَزِیدُهُمْ إِلَّا طُغْیاناً کَبِیراً؛

[۴۴] اسراء/سوره۱۷، آیه۶۰.

به یاد آور زمانى را که به تو گفتیم: پروردگارت احاطه و آگاهى کامل به مردم دارد؛ و رؤیایى را که به تو نشان دادیم و درخت نفرین شده را که در قرآن ذکر کرده‌ایم، فقط براى آزمایش مردم بود. و ما آنها را بیم مى‌دهیم؛ امّا جز طغیان شدید، چیزى بر آنها نمى‌افزاید!»
بر اساس احتمالى، مقصود از رؤیاى ذکر شده در آیه رؤیایى است که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله مردانى را به شکل بوزینگانى دید که بر منبر آن حضرت بالا مى‌روند و مردم را به روش گذشتگانشان بر مى‌گردانند، پس از بیدارى آثار حزن و اندوه در چهره‌اش نمایان شد، پس جبرئیل این آیه را براى حضرت نازل نمود «و ما جعلنا الرّؤیا …» و شجره ملعونه بنى امیه است.

[۴۵] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۳۱، ص ۵۳۶.

[۴۶] سیوطی، عبدالرحمان بن ابی بکر، الدر المنثور، ج ۵، ص ۳۰۹.

[۴۷] فخررزای، محمد بن عمر، التّفسیر الکبیر، ج ۲۰، ص ۳۶۱.

۵ – بیان قصّه اصحاب کهف‌

دلدارى به پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله و تسکین اندوه آن حضرت، از اهداف بیان سرگذشت اصحاب کهف:
«فَلَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ عَلى‌ آثارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِیثِ أَسَفاً • أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْکَهْفِ وَ الرَّقِیمِ کانُوا مِنْ آیاتِنا عَجَباً؛

[۴۸] کهف/سوره۱۸، آیه۶.

[۴۹] کهف/سوره۱۸، آیه۹.

گویى مى‌خواهى، خود را به خاطر اعمال آنها از غم و اندوه هلاک کنى اگر به این گفتار ایمان نیاورند! آیا گمان کردى اصحاب کهف و رقیم از آیات شگفت‌انگیز ما بودند؟!»

۶ – بیان قصّه حضرت الیاس

سرگذشت الیاس پیامبر علیه‌السلام، درس‌آموز و تسلّابخش، براى پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله و مؤمنان:
«وَ إِنَّ إِلْیاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ‌ • إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَ لا تَتَّقُونَ‌ • أَ تَدْعُونَ بَعْلًا وَ تَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخالِقِینَ‌ • فَکَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ‌ لَمُحْضَرُونَ؛

[۵۰] صافّات/سوره۳۷، آیات۱۲۳-۱۲۵.

[۵۱] صافّات/سوره۳۷، آیه۱۲۷.

و همچنین الیاس از پیامبران ما بود. به خاطر بیاور هنگامى را که به قومش گفت: آیا تقوا پیشه نمى‌کنید؟! آیا بت بعل را مى‌خوانید و بهترین آفریدگار را رها مى‌سازید؟! امّا آنها او را تکذیب کردند؛ ولى به یقین همگى در دادگاه عدل الهى احضار مى‌شوند.»

۷ – بیان قصّه حضرت موسى

یادآورى رسالت دشوار موسی علیه‌السلام، تسلّابخش پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله در برابر تکذیب و انکار مشرکان:
۱. «فَلا تَکُ فِی مِرْیَهٍ مِمَّا یَعْبُدُ هؤُلاءِ ما یَعْبُدُونَ إِلَّا کَما یَعْبُدُ آباؤُهُمْ مِنْ قَبْلُ وَ إِنَّا لَمُوَفُّوهُمْ نَصِیبَهُمْ غَیْرَ مَنْقُوصٍ‌ • وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَى الْکِتابَ فَاخْتُلِفَ فِیهِ وَ لَوْ لا کَلِمَهٌ سَبَقَتْ‌ مِنْ رَبِّکَ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ وَ إِنَّهُمْ لَفِی شَکٍّ مِنْهُ مُرِیبٍ؛

[۵۲] هود/سوره۱۱، آیه۱۰۹.

[۵۳] هود/سوره۱۱، آیه۱۱۰.

پس تردیدى در باطل بودن معبودهایى که آنها مى‌پرستند، به خود راه مده. آنها همان گونه این معبودها را پرستش مى‌کنند که پدرانشان قبلًامى‌پرستیدند؛ و ما نصیبشان را بى کم و کاست به آنان خواهیم داد. ما به موسى کتاب آسمانى دادیم؛ سپس در آن اختلاف شد؛ و اگر فرمان پیشین خدا در زمینه آزمایش و اتمام حجّت بر آنها نبود، در میان آنان داورى مى‌شد. و آنها هنوز در شکّى آمیخته با بدگمانى‌اند.» غرض از داستان موسى علیه‌السلام تسلیت و دلدارى به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله نسبت به تکذیب و انکار قوم او است که قوم موسی هم نسبت به او چنین بودند.

[۵۴] شوکانی، محمد بن علی، فتح القدیر، ج ۲، ص ۵۹۹.

[۵۵] ابن عاشور، محمد بن طاهر، تفسیر التحریر و التنویر، ج ۱۲، ص ۱۶۹.

۲. «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْها إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِینَ مُنْتَقِمُونَ‌ • وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَى الْکِتابَ فَلا تَکُنْ فِی مِرْیَهٍ مِنْ لِقائِهِ وَ جَعَلْناهُ هُدىً لِبَنِی إِسْرائِیلَ؛

[۵۶] سجده/سوره۳۲، آیه۲۲.

[۵۷] سجده/سوره۳۲، آیه۲۳.

چه کسى ستمکارتر است از آن کس که آیات پروردگارش به او یادآورى شده، سپس او از آن اعراض کرده است؟! به یقین ما از مجرمان انتقام خواهیم گرفت. و ما به موسى کتاب آسمانى دادیم؛ و شک نداشته باش که او آن را دریافت داشت؛ و ما آن را وسیله هدایت بنى‌اسرائیل قرار دادیم.»

۸ – بیان قصّه حضرت نوح

دلدارى خداوند به محمّد صلی‌الله‌علیه‌وآله، در قبال کفر و حق‌ستیزى دشمنان، با بیان سرگذشت قوم نوح:
۱. «وَ قَوْمَ نُوحٍ لَمَّا کَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْناهُمْ وَ جَعَلْناهُمْ لِلنَّاسِ آیَهً وَ أَعْتَدْنا لِلظَّالِمِینَ عَذاباً أَلِیماً؛

[۵۸] فرقان/سوره۲۵، آیه۳۷.

و قوم نوح را هنگامى که پیامبران را تکذیب کردند غرق نمودیم، و آنان را نشانه و عبرتى براى مردم قرار دادیم؛ و براى ستمکاران عذاب دردناکى فراهم ساخته‌ایم!»
۲. «کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَکَذَّبُوا عَبْدَنا وَ قالُوا مَجْنُونٌ وَ ازْدُجِرَ • فَدَعا رَبَّهُ أَنِّی مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ • فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ • وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُیُوناً فَالْتَقَى الْماءُ عَلى‌ أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ • وَ حَمَلْناهُ عَلى‌ ذاتِ أَلْواحٍ وَ دُسُرٍ • تَجْرِی بِأَعْیُنِنا جَزاءً لِمَنْ کانَ کُفِرَ؛

[۵۹] قمر/سوره۵۴، آیات۹-۱۴.

پیش از آنها قوم نوح پیامبرشان را تکذیب کردند، آرى بنده ما را تکذیب کرده و گفتند: او دیوانه است. و با انواع آزارها از ادامه رسالتش بازداشته شد. او به پیشگاه پروردگار عرضه داشت: من مغلوب این قوم طغیانگر شده‌ام، پس مرا یارى کن! در این هنگام درهاى آسمان را با آبى فراوان و بى‌وقفه گشودیم؛ و زمین را شکافتیم و چشمه‌هاى زیادى بیرون فرستادیم؛ و این دو آب براى هدفى که مقدّر شده بود درآمیختند (و دریاى وحشتناکى تشکیل شد)! و او را بر کشتى ساخته شده از الواح و میخها سوار کردیم؛ آن کشتى تحت مراقبت ما حرکت مى‌کرد. این پاداشى بود براى کسانى که از سوى دشمنان مورد انکار قرار گرفته بودند.»

۹ – بیان قصّه حضرت یوسف

خداوند با بیان مکر برادران یوسف علیه وى، تسلّادهنده پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله بر مخالفت مردم با وى:
«فَلَمَّا دَخَلُوا عَلى‌ یُوسُفَ آوى‌ إِلَیْهِ أَبَوَیْهِ وَ قالَ ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنِینَ‌ • ذلِکَ مِنْ أَنْباءِ الْغَیْبِ نُوحِیهِ إِلَیْکَ وَ ما کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ أَجْمَعُوا أَمْرَهُمْ وَ هُمْ یَمْکُرُونَ‌ • وَ ما أَکْثَرُ النَّاسِ وَ لَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِینَ‌؛

[۶۰] یوسف/سوره۱۲، آیه۹۹.

[۶۱] یوسف/سوره۱۲، آیه۱۰۲.

[۶۲] یوسف/سوره۱۲، آیه۱۰۳.

و هنگامى که بر یوسف وارد شدند، او پدر و مادر خود را در آغوش گرفت و نزدیک خود جاى داد و گفت: همگى وارد مصر شوید، که ان شاءالله در امنیت خواهید بود. اى پیامبر! این از اخبار غیبى است که به تو وحى مى‌فرستیم؛ تو هرگز نزد آنها نبودى هنگامى که به اتفاق تصمیم مى‌گرفتند و توطئه مى‌کردند. ولى اکثر مردم، هر چند اصرار داشته باشى، ایمان نمى‌آورند.»
برداشت یاد شده مقتضاى ارتباط میان «ما أکثر النّاس …» با خصوص مکر برادران یوسف، علیه وى -و هم یمکرون‌- است و به این نکته اشاره دارد که اى پیامبر! آنان که فرزندان یعقوب پیامبر بودند با پدر و برادرشان آن‌گونه رفتار کردند، پس مبادا از ایمان نیاوردن مردم اندوهگین باشى و خود را مقصّر پندارى، چرا که اکثر مردم حق‌ناپذیرند.

۱۰ – بیان گمراهى پیشینیان‌

دلدارى خدا به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، با بیان گمراهی اکثر پیشینیان:
«إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آباءَهُمْ ضالِّینَ‌ • فَهُمْ عَلى‌ آثارِهِمْ یُهْرَعُونَ‌ • وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَکْثَرُ الْأَوَّلِینَ‌ • وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا فِیهِمْ مُنْذِرِینَ‌ • فَانْظُرْ کَیْفَ کانَ عاقِبَهُ الْمُنْذَرِینَ؛

[۶۳] صافّات/سوره۳۷، آیات۶۹-۷۳.

چرا که آنها پدران خود را گمراه یافته‌اند، با این حال بسرعت و بدون اندیشه به دنبال آنان کشانده مى‌شوند. و قبل از آنها بیشتر پیشینیان نیز گمراه شدند. ما در میان آنها انذارکنندگانى فرستادیم،! ولى بنگر عاقبت انذارشوندگان چگونه بود!»

۱۱ – بیان نعمت‌هاى خدا

بیان دوران سخت زندگى پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و حمایتهاى الهى از آن حضرت، آرامش‌بخش و مایه تسلّاى ایشان در برابر سخنان نارواى مشرکان:
«وَ الضُّحى‌ • وَ اللَّیْلِ إِذا سَجى‌ • ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ ما قَلى‌ • وَ لَلْآخِرَهُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ الْأُولى‌ • وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضى‌ • أَ لَمْ یَجِدْکَ یَتِیماً فَآوى‌ • وَ وَجَدَکَ ضَالًّا فَهَدى‌ • وَ وَجَدَکَ عائِلًا فَأَغْنى‌؛

[۶۴] ضحی/سوره۹۳، آیات۱-۸.

سوگند به روز در آن هنگام که آفتاب برآید و گسترده شود، و سوگند به شب هنگامى که آرام گیرد، که پروردگارت هرگز تو را وانگذاشته و مورد خشم قرار نداده. و به یقین آخرت براى تو از دنیا بهتر است. و بزودى پروردگارت آن قدر به تو عطا خواهد کرد که راضى شوى. آیا او تو را یتیم نیافت و پناه داد؟! و تو را گمشده یافت و هدایت کرد، و تو را نیازمند یافت و بى‌نیاز نمود.»
چند روزى وحی بر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله قطع شد. مشرکان گفتند: پروردگارش او -محمّد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌- را رها کرده است. این آیات براى تسلّا دادن به آن حضرت نازل شد.

[۶۵] طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۲۰، ص ۳۱۰.

۱۲ – فرجام استهزاکنندگان‌

دلدارى خدا به محمّد صلی‌الله‌علیه‌وآله، با یادآورى استهزاى انبیاى گذشته و سرنوشت شوم استهزاکنندگان:
۱. «وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِکَ فَحاقَ بِالَّذِینَ سَخِرُوا مِنْهُمْ ما کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ؛

[۶۶] انعام/سوره۶، آیه۱۰.

با این‌حال، نگران نباش. جمعى از پیامبران پیش از تو را نیز استهزا کردند؛ امّا سرانجام، آنچه را مسخره مى‌کردند، دامانشان را گرفت؛ و عذاب الهى بر آنها فرود آمد).»
۲. «وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِکَ فَأَمْلَیْتُ لِلَّذِینَ کَفَرُوا ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَکَیْفَ کانَ عِقابِ؛

[۶۷] رعد/سوره۱۳، آیه۳۲.

تنها تو را استهزا نکردند، بلکه پیامبران پیش از تو نیز مورد استهزا قرار گرفتند؛ من به کافران مهلت دادم؛ سپس آنها را مجازات کردم؛ و چه مجازات شدیدى بود؟!»
۳. «وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِکَ فَحاقَ بِالَّذِینَ سَخِرُوا مِنْهُمْ ما کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ؛

[۶۸] انبیاء/سوره۲۱، آیه۴۱.

اگر تو را استهزا کنند نگران نباش، پیامبران پیش از تو را نیز استهزا کردند؛ امّا سرانجام، آنچه را استهزا مى‌کردند دامان استهزاکنندگان را گرفت (و مجازات الهى آنها را در هم کوبید).»
۴. «فَقَدْ کَذَّبُوا فَسَیَأْتِیهِمْ أَنْبؤُا ما کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ؛

[۶۹] شعراء/سوره۲۶، آیه۶.

آنان تکذیب کردند؛ امّا بزودى اخبار کیفر آنچه را استهزا مى‌کردند به آنان مى‌رسد!»
۵. «وَ ما یَأْتِیهِمْ مِنْ نَبِیٍّ إِلَّا کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ‌ • فَأَهْلَکْنا أَشَدَّ مِنْهُمْ بَطْشاً وَ مَضى‌ مَثَلُ الْأَوَّلِینَ؛

[۷۰] زخرف/سوره۴۳، آیه۷.

[۷۱] زخرف/سوره۴۳، آیه۸.

ولى هیچ پیامبرى به سوى آنها نمى‌آمد مگر این‌که او را استهزا مى‌کردند. امّا ما کسانى را که نیرومندتر از آنها بودند هلاک کردیم، و داستان هلاکت پیشینیان گذشت.»

۱۲.۱ – برخورد اقوام گذشته

دلدارى خداوند به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، درباره رویارویى مشرکان با آن حضرت، با ذکر برخوردهاى اقوام گذشته با پیامبران‌شان:
«وَ ما أَرْسَلْنا فِی قَرْیَهٍ مِنْ نَذِیرٍ إِلَّا قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ کافِرُونَ‌ • وَ قالُوا نَحْنُ أَکْثَرُ أَمْوالًا وَ أَوْلاداً وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِینَ‌ • قُلْ إِنَّ رَبِّی یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَقْدِرُ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ؛

[۷۲] سبأ/سوره۳۴، آیات۳۴-۳۶.

و ما در هیچ شهر و دیارى پیامبرى بیم‌دهنده‌اى نفرستادیم مگر این‌که ثروتمندان آنها که مست ناز و نعمت بودند گفتند: ما به آنچه فرستاده شده‌اید کافریم. و گفتند: اموال و فرزندان ما از همه بیشتر است (و این نشانه علاقه خدا به ماست.)؛ و ما هرگز عذاب نخواهیم شد. بگو: پروردگار من روزى را براى هر کس بخواهد وسعت مى‌بخشد یا تنگ مى‌گیرد، (این نشانه قرب و بعد به درگاه او نیست)؛ ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.»

۱۳ – فرجام تکذیبگران‌

خداوند، تسلّادهنده پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، با تبیین فرجام تکذیب‌کنندگان و منکران رسالت آن حضرت:
۱. «وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِکَ فَحاقَ بِالَّذِینَ سَخِرُوا مِنْهُمْ ما کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ؛

[۷۳] انعام/سوره۶، آیه۱۰.

با این‌حال، نگران نباش. جمعى از پیامبران پیش از تو را نیز استهزا کردند؛ امّا سرانجام، آنچه را مسخره مى‌کردند، دامانشان را گرفت؛ (و عذاب الهى بر آنها فرود آمد).»
۲. «وَ لَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِکَ فَصَبَرُوا عَلى‌ ما کُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتَّى أَتاهُمْ نَصْرُنا وَ لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِ اللَّهِ وَ لَقَدْ جاءَکَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِینَ؛

[۷۴] انعام/سوره۶، آیه۳۴.

به یقین پیش ازتو نیز پیامبرانى تکذیب شدند؛ و در برابر تکذیبها، صبر و استقامت کردند؛ و در این راه، آزار دیدند، تا هنگامى که یارى ما به آنها رسید. و هیچ چیز سنّت‌هاى خدا را تغییر نمى‌دهد؛ و به یقین اخبار پیامبران به تو رسیده است.»
۳. «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى‌ أُمَمٍ مِنْ قَبْلِکَ فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ یَتَضَرَّعُونَ‌ • فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا وَ لکِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ ما کانُوا یَعْمَلُونَ‌ • فَلَمَّا نَسُوا ما ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَیْهِمْ أَبْوابَ کُلِّ شَیْ‌ءٍ حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَهً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ؛

[۷۵] انعام/سوره۶، آیات۴۲-۴۴.

ما به سوى امّتهایى که پیش از تو بودند، پیامبرانى فرستادیم؛ و هنگامى که با این پیامبران به مخالفت برخاستند، آنها را با سختى و رنج مواجه ساختیم؛ شاید تسلیم گردند. چرا هنگامى که سختى و عذاب ما به آنان رسید، تضرع نکردند و تسلیم نشدند؟! بلکه دلهاى آنها قساوت پیدا کرد؛ و شیطان، آنچه را انجام مى‌دادند، در نظرشان زینت داد. آرى، هنگامى که آنچه را به آنها یادآورى شده بود فراموش کردند، درهاى همه چیز از نعمتها را به روى آنها گشودیم؛ تا کاملًا به آن خوشحال شدند (و دل بستند)؛ ناگهان آنها را گرفتیم (و سخت مجازات کردیم)؛ در این هنگام، همگى مأیوس شدند؛ (و درهاى امید به روى آنها بسته شد).»
۴. «إِنَّ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا وَ اسْتَکْبَرُوا عَنْها … وَ لا یَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ … • لَهُمْ مِنْ جَهَنَّمَ مِهادٌ وَ مِنْ فَوْقِهِمْ غَواشٍ وَ کَذلِکَ نَجْزِی الظَّالِمِینَ؛

[۷۶] اعراف/سوره۷، آیه۴۰.

[۷۷] اعراف/سوره۷، آیه۴۱.

کسانى که آیات ما را تکذیب کردند، و دربرابر آن تکبّر ورزیدند، … و هیچ گاه داخل بهشت نخواهند شد … براى آنها بسترى از آتشِ دوزخ، و روى آنها پوششى از آن است؛ و اینچنین ستمکاران را جزا مى‌دهیم.»
۵. «تِلْکَ الْقُرى‌ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبائِها وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّناتِ فَما کانُوا لِیُؤْمِنُوا بِما کَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ کَذلِکَ یَطْبَعُ اللَّهُ عَلى‌ قُلُوبِ‌ الْکافِرِینَ؛

[۷۸] اعراف/سوره۷، آیه۱۰۱.

اینها، شهرها و آبادیهایى است که‌قسمتى از اخبار آن را براى تو شرح مى‌دهیم؛ پیامبرانشان دلایل روشن براى آنان آوردند؛ ولى آنها چنان لجوج بودند که به آنچه قبلًا تکذیب کرده بودند، ایمان نمى‌آوردند. این گونه خداوند بر دلهاى کافران مهر مى‌نهد (و بر اثر لجاجت و ادامه گناه، توان تشخیص را از آنها سلب مى‌کند).»
۶. «وَ لَوْ تَرى‌ إِذْ یَتَوَفَّى الَّذِینَ کَفَرُوا الْمَلائِکَهُ یَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ وَ ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِیقِ‌ • ذلِکَ بِما قَدَّمَتْ أَیْدِیکُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ • کَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کَفَرُوا بِآیاتِ اللَّهِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ شَدِیدُ الْعِقابِ؛

[۷۹] انفال/سوره۸، آیات۵۰-۵۲.

و اگر ببینى کافران را هنگامى که فرشتگان (مرگ)، جانشان را مى‌گیرند، در حالى که بر صورت و پشت آنها مى‌زنند و مى‌گویند: بچشید عذاب سوزنده را، (به حال آنان تأسّف خواهى خورد)! و به آنان گفته مى‌شود: این، در مقابل کارهایى است که با دست خود از پیش فرستاده‌اید؛ و خداوند نسبت به بندگان، هرگز ستم روا نمى‌دارد! حال این گروه مشرکان، همانند حال فرعونیان، و کسانى است که پیش از آنان بودند؛ آنها آیات خدا را انکار کردند؛ خداوند هم آنان را به گناهانشان کیفر داد؛ خداوند توانا، و سخت کیفر است!»
۷. «بَلْ کَذَّبُوا بِما لَمْ یُحِیطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا یَأْتِهِمْ تَأْوِیلُهُ کَذلِکَ کَذَّبَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِ

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.